چیرکین

پیشنهاد کاربران

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : چیرکین - Cirkin همان چرک، چرکین و آلوده ( در مورد لباس و بدن ) . مثال: کُرته ام چرکین شده است، های بچه بتون چرکین شده ای، یک حمام کن. در مثنوی مولوی نیز به همین معنی آمده است:
...
[مشاهده متن کامل]

جامه ایشان اگر چرکین شدی
آتش سوزنده شان صابون شدی
همچنین به معنی چرک و ریم و مَدّه زخم نیز می آید. مثال: یره شان ( زخمشان ) چرک و مَدّه کرده است، چرک در لغت به معنی ریم، این چنین به معنی چرک بدن و لباس آمده است ( فرهنگ برهان ) .