واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : دل بیجا شدن _ خراب شدن معده تا حالت قی کردن. مثال: طعام را خوردم و دلم بیجا شد، تب بچه بلند، دلش بیجا، هیچ چیز نمیخورد، گوشت ناپخته را خورده دلم بیجا شد. بیجا شدن به معنی از وضع معتدل بیرون شدن است.+ عکس و لینک