🔸 معادل فارسی:
• پرت و پلاگو، تکه تکه حرف زدن
• صدای تق تق و خش خش ( مانند آتش ترقه زن )
• نفس نفس زنان ( در گفتار )
مثال:
a spluttery fire sparks
آتشی که با صدای خش خش و ترقه جرقه می پراکند
... [مشاهده متن کامل]
"Another engine fired up, this one more spluttery. "
موتور دیگری روشن شد، این یکی بیشتر صدای خش خش و تق تق داشت.
"He got all weird and spluttery. "
کلاً عجیب شد و شروع کرد به تکه تکه و عجولانه حرف زدن ( پرت و پلا گفتن ) .
"her spluttering got splutterier"
پرت و پلاگویی او بیشتر و بیشتر شد
• پرت و پلاگو، تکه تکه حرف زدن
• صدای تق تق و خش خش ( مانند آتش ترقه زن )
• نفس نفس زنان ( در گفتار )
مثال:
آتشی که با صدای خش خش و ترقه جرقه می پراکند
... [مشاهده متن کامل]
موتور دیگری روشن شد، این یکی بیشتر صدای خش خش و تق تق داشت.
کلاً عجیب شد و شروع کرد به تکه تکه و عجولانه حرف زدن ( پرت و پلا گفتن ) .
پرت و پلاگویی او بیشتر و بیشتر شد
تفی، تف آلود، باچلپ وچلوپ واهن وتلوپ.