واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: بِی دَوا - Bedavo بد، نازیبا، ناهنجار. . . مثال: سر و لباسهایت جداً ( خیلی ) بی دوا، جای و منزلش ( یعنی جای اقامتش ) جداً بی دوا. به گمان دیکشنری تاجیکستان، این تعبیر از واژه دواست به این معنی که چنان بد است که دوایی ندارد.
... [مشاهده متن کامل]
سعدی میگوید:
دری دیگر نمیدانم که روی از تو بگردانم
مخور زنهار برجانم که دردم بی دوا ماند.