ترق


معنی انگلیسی:
crash, clap, bang, crack, cracking, pop

لغت نامه دهخدا

ترق.[ ت َ رَ ] ( اِ صوت ) ترغ. رجوع به تراغ و ترغ شود.

گویش مازنی

/teregh/ گشودن راه - سفت ومحکم

دانشنامه اسلامی

[ویکی الکتاب] تکرار در قرآن: ۱(بار)

دانشنامه آزاد فارسی

تُرْق (torque)
گردن آویز متعلق به دوران پیش از تاریخ که معمولاً از طلا ساخته می شد. در عصر مفرغ و آهن در بریتانیا، ایرلند، و شمال غربی اروپا، به ویژه در فرهنگ های سلتی یافت شده اند که نمونۀ بارز طراحی زیبای هنر سلتی به شمار می روند. نمونه های بسیاری از این گردن آویز در باتلاق ها و رسوبات دریاچه ای یافت شده اند. نمونه ای از آن را مجسمه و گُلِ محتضر متعلق به پرگامون در آسیای صغیر، بر گردن آویخته، و اِسترابو، جغرافی دان و موّرخ یونانی، در توصیف اقوام سلت از تُرق به عنوان وسیلۀ تزئینی گردن و مُچ نام برده است. تُرقی که در اِسنِتیس هام در نورفوک، انگلستان پیدا شده، حدود ۲ کیلوگرم وزن دارد.

پیشنهاد کاربران

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: تُرق - Turq، طرح، این واژه با ( روی ) به شکل مرکب و ترقِ روی استعمال میشود. مثال: ترق رویش به مادرش مانند، یا: قد و قامتش، ترق رویش خیلی زیبا. ترق شکل ویران شده طرح است. در
...
[مشاهده متن کامل]
سمرقند اهل سواد طرح را هم بکار میبرند. مثلاً: طرح رویش خیلی بزیب [زیباست]. یا: طرح رویش جداً نهایت نازک.