بانو شاعره زهره
تذکرة الخواتین مینویسد زهره بانوئی بوده هنرمند و با ذوق و زیبا و خوشروی، در فن رقص وعلم موسیقى بصیرت و وقوف کامل داشته، شعر و نثر اردو و فارسی را خوب میگفته و خوب مینوشته و در علم عروض وقافیه اطلاعات کافی داشته و خط نستعلیق را زیبا می نوشته. بانو زهره اهل و ساکن لکنهور هندوستان و همسر یکی از متمکنین و دولتمندان بوده و از آثار طبع او این چند قطعه شعر برای معرفی سبک شعری او درج میگردد:
... [مشاهده متن کامل]
هی هی چه بی حیاست که در پیش مردمان
پروانه را به بزم بغل گیر کرد شمع
همچنین:
رفته رفته تا به حالم مهربان گردد طبیب
این جراحت ها که من دارم کهن خواهد شدن
همچنین:
خبر از من که برد تا بغلام بابا
زهره در بزم غزل تازه نوایی دارد
مراد از غلام که در مصرع اول این قطعه شعر ذکر شده است غلام باباخان رئیس بندر سورت بوده و این شعر، مقطع غزلی است که زهره برای وی که عنوان نوابی داشته گفته. قدمت این اشعار به سالهای حکومت صفویه در ایران میرسد.
تذکرة الخواتین مینویسد زهره بانوئی بوده هنرمند و با ذوق و زیبا و خوشروی، در فن رقص وعلم موسیقى بصیرت و وقوف کامل داشته، شعر و نثر اردو و فارسی را خوب میگفته و خوب مینوشته و در علم عروض وقافیه اطلاعات کافی داشته و خط نستعلیق را زیبا می نوشته. بانو زهره اهل و ساکن لکنهور هندوستان و همسر یکی از متمکنین و دولتمندان بوده و از آثار طبع او این چند قطعه شعر برای معرفی سبک شعری او درج میگردد:
... [مشاهده متن کامل]
هی هی چه بی حیاست که در پیش مردمان
پروانه را به بزم بغل گیر کرد شمع
همچنین:
رفته رفته تا به حالم مهربان گردد طبیب
این جراحت ها که من دارم کهن خواهد شدن
همچنین:
خبر از من که برد تا بغلام بابا
زهره در بزم غزل تازه نوایی دارد
مراد از غلام که در مصرع اول این قطعه شعر ذکر شده است غلام باباخان رئیس بندر سورت بوده و این شعر، مقطع غزلی است که زهره برای وی که عنوان نوابی داشته گفته. قدمت این اشعار به سالهای حکومت صفویه در ایران میرسد.