subcutis


عمیق ترین قسمت زیر پوست

جمله های نمونه

1. Lung, bone, brain, liver, subcutis, and adrenal glands were the common resorts of metastasis, in decreasing order of frequency.
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] ریه، استخوان، مغز، کبد، زیرجلد و غدد آدرنال به ترتیب از شایع ترین محل های متاستاز بودند.
|
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] ترجمه دقیق: ریه، استخوان، مغز، کبد، بافت زیرجلدی و غدد آدرنال به ترتیب از شایع ترین محل هایی هستند که متاستاز در آنها رخ میدهد.
|
[ترجمه گوگل]ریه، استخوان، مغز، کبد، زیر پوست و غدد فوق کلیوی متاستازها به ترتیب کاهش یافتند
[ترجمه ترگمان]ریه، استخوان، مغز، کبد، subcutis و غدد آدرنالی resorts رایج متاستاز، به ترتیب کاهش بسامد هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Methods Tuberculin was injected into subcutis. Sputum was collected before and after the injection.
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] روش ها: توبرکولین به زیرجلد تزریق شد. قبل و بعد از تزریق، خلط جمع آوری شد.
|
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] ترجمه دقیق: روش ها: توبرکولین به بافت زیرجلدی تزریق شد. نمونه های خلط قبل و بعد از تزریق جمع آوری شدند.
|
[ترجمه گوگل]Methods Tuberculin به زیر پوست تزریق شد قبل و بعد از تزریق، خلط جمع آوری شد
[ترجمه ترگمان]روش های tuberculin به subcutis تزریق شد sputum قبل و بعد از تزریق جمع آوری شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The skin's base layer is the subcutis, which includes a seam of fat laid down as a fuel reserve in case of food shortage.
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] لایه پایه پوست، زیرجلد است که شامل یک درز چربی است که به عنوان ذخیره سوخت در صورت کمبود غذا ذخیره میشود.
|
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] ترجمه دقیق: لایه پایه پوست، بافت زیرجلدی است که شامل یک لایه چربی است که به عنوان ذخیره انرژی در صورت کمبود غذا ذخیره میشود.
|
[ترجمه گوگل]لایه پایه پوست زیر پوست است که شامل یک لایه چربی است که به عنوان ذخیره سوخت در صورت کمبود غذا قرار می گیرد
[ترجمه ترگمان]لایه پایه پوست the است که شامل نواری از چربی به عنوان ذخیره سوخت در مورد کمبود غذا می باشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Methods: A human well differentiated cervical squamous cell carcinoma derived from a surgical specimen was transplanted in the subcutis of nude mice.
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] روش ها: کارسینوم سلول سنگفرشی دهانه رحم که از یک نمونه جراحی به دست آمده بود، در زیرجلد موش های نژاد خالص پیوند زده شد.
|
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] ترجمه دقیق: روش ها: تومور کارسینوم سلول سنگفرشی دهانه رحم که از یک نمونه جراحی به دست آمده بود، به بافت زیرجلدی موش های نژاد خالص پیوند زده شد.
|
[ترجمه گوگل]روش‌ها: یک کارسینوم سلول سنگفرشی دهانه رحم که به خوبی تمایز یافته بود، مشتق شده از یک نمونه جراحی در زیر پوست موش‌های برهنه پیوند شد
[ترجمه ترگمان]روش ها: یک human سلول گردنی به خوبی متمایز از یک نمونه جراحی که از یک نمونه جراحی گرفته شده بود، در the موش برهنه پیوند زده شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. The histopathology of the tumor at left cheek revealed a central core of elastic cartilage with surrounding collagenbundles and adipose tissue in the dermis and subcutis.
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] هیستوپاتولوژی تومور در گونه چپ، هسته مرکزی غضروف الاستیک را با دسته های کلاژن اطراف و بافت چربی در درم و زیرجلد نشان داد.
|
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] ترجمه دقیق: بررسی بافت شناسی تومور در گونه چپ، هسته مرکزی غضروف الاستیک را با دسته های کلاژن اطراف و بافت چربی در لایه درمی و بافت زیرجلدی نشان داد.
|
[ترجمه گوگل]هیستوپاتولوژی تومور در گونه چپ یک هسته مرکزی غضروف الاستیک را با بسته‌های کلاژن اطراف و بافت چربی در درم و زیر پوست نشان داد
[ترجمه ترگمان]histopathology تومور در گونه چپ، هسته مرکزی غضروف الاستیک را با بافت چربی و بافت چربی در غشای میانی و بافت چربی نشان داد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Histologically, the lesion showed haphazardly arranged or vertically orientated, mature skeletal muscle bundles in the lower dermis and subcutis.
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] از نظر بافت شناسی، ضایعه، دسته های عضلانی اسکلتی بالغ را به طور نامنظم یا عمودی در درم پایین و زیرجلد نشان داد.
|
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] از نظر بافت شناسی، ضایعه، دسته های عضلانی اسکلتی بالغ را بطور نامنظم یا عمودی در درم پایین و زیرجلد نشان داد.
|
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] ترجمه دقیق: از نظر بافت شناسی، ضایعه، دسته های عضلانی اسکلتی بالغ را به طور نامنظم یا عمودی در لایه های پایینی درم و بافت زیرجلدی نشان داد.
|
[ترجمه گوگل]از نظر بافت‌شناسی، ضایعه دارای دسته‌های ماهیچه‌ای اسکلتی بالغ و به‌طور تصادفی مرتب یا عمودی در درم تحتانی و زیر پوست بود
[ترجمه ترگمان]histologically، the نشان داد که به طور اتفاقی قرار داده شده یا به صورت عمودی شکل می گیرند، ماهیچه های اسکلتی بالغ در غشای میانی و subcutis پایین تر هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. Objective: To observe the hair follicle regeneration after implantation of hair follicle cells into the subcutis of nude mice.
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] هدف: مشاهده بازسازی فولیکول مو پس از کاشت سلول های فولیکول مو در زیرجلد موش های نژاد خالص.
|
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] ترجمه دقیق: هدف: مشاهده بازسازی فولیکول مو پس از پیوند سلول های فولیکول مو به بافت زیرجلدی موش های نژاد خالص.
|
[ترجمه گوگل]هدف: مشاهده بازسازی فولیکول مو پس از کاشت سلول های فولیکول مو در زیر پوست موش برهنه
[ترجمه ترگمان]هدف: برای مشاهده بازسازی hair مو بعد از کاشت سلول های follicle مو به درون subcutis موش برهنه
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. Conclusions High-frequency ultrasound is a convenient and feasible method which can detect the skin, subcutis and cutaneous nerve lesions clearly.
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] نتیجه گیری: سونوگرافی با فرکانس بالا یک روش مناسب و عملی است که می تواند ضایعات پوست، زیرجلد و اعصاب پوستی را به وضوح تشخیص دهد.
|
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] ترجمه دقیق: نتیجه گیری: سونوگرافی با فرکانس بالا یک روش مناسب و عملی است که می تواند ضایعات پوست، بافت زیرجلدی و اعصاب پوستی را به وضوح تشخیص دهد.
|
[ترجمه گوگل]نتیجه‌گیری سونوگرافی با فرکانس بالا روشی مناسب و امکان‌پذیر است که می‌تواند ضایعات پوستی، زیر جلدی و عصب پوستی را به وضوح تشخیص دهد
[ترجمه ترگمان]نتیجه گیری فراصوت با فرکانس بالا یک روش مناسب و امکان پذیر است که می تواند به طور واضح پوست، subcutis و ضایعات عصبی پوست را تشخیص دهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. Pathological results showed an ill-defined nodule composed of large oval epithelioid cells in the dermis and subcutis. The dissected lymph nodes were free of tumor cells.
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] نتایج پاتولوژیک نشان داد که یک ندول نامشخص متشکل از سلول های اپیتلیوئید بزرگ بیضی در درم و زیرجلد وجود دارد. گره های لنفاوی جدا شده از سلول های تومور آزاد بودند.
|
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] نتایج پاتولوژیک نشان داد که یک ندول نامشخص متشکل از سلول های اپیتلیوئید بزرگ بیضی در درم و زیرجلد وجود دارد.
|
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] ترجمه دقیق: نتایج پاتولوژیک نشان داد که یک ندول نامشخص متشکل از سلول های اپیتلیوئید بزرگ بیضی در لایه درمی و بافت زیرجلدی وجود دارد.
|
[ترجمه گوگل]نتایج پاتولوژیک یک ندول نامشخص متشکل از سلول های اپیتلیوئیدی بیضی شکل بزرگ در درم و زیر پوست را نشان داد غدد لنفاوی تشریح شده عاری از سلول های تومور بودند
[ترجمه ترگمان]نتایج Pathological نشان داد که گره - از سلول های epithelioid بیضی شکل در غشای میانی و subcutis تشکیل شده است dissected غدد لنفاوی از سلول های تومور آزاد شدند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

پیشنهاد کاربران