wheelbase

/ˈwiːlˌbes//ˈwiːlbeɪs/

طول وسیله ی نقلیه از محور چرخ جلو تا محور چرخ عقب، فاصله ی دو محور، فاصله محوری، فاصله بین محور جلو و محور عقب اتومبیل برحسب اینچ

بررسی کلمه

اسم ( noun )
• : تعریف: the distance from the center of the front axle to the center of the rear axle of a motor vehicle.

جمله های نمونه

1. It's a bigger car, with a longer wheelbase: what went wrong?
[ترجمه ترگمان]ماشین بزرگ تر، با یک ماشین بزرگ تر: چی شده؟
[ترجمه گوگل]این یک ماشین بزرگتر است، با فاصله بین محور طولانی تر چه چیزی اشتباه است؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Your vehicle is a 1955 Series I 86n wheelbase right hand drive home market model.
[ترجمه ترگمان]وسیله نقلیه شما یک سری زمانی ۱۹۵۵ است که مدل بازار خانگی را هدایت می کند
[ترجمه گوگل]وسیله نقلیه خود را مدل 1955 سری اول 86n فاصله دوچرخه راست دست مدل بازار
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Wheelbase is the horizontal distance between front and rear axle centres.
[ترجمه ترگمان]wheelbase فاصله افقی بین مراکز axle جلو و عقب است
[ترجمه گوگل]فاصله بین دو محور محور جلو و عقب است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. They were long wheelbase four wheeled cars in a dark green and ivory livery.
[ترجمه ترگمان]آن ها مدت درازی بود که چهار اتومبیل را با لباس سبز رنگ و رنگ عاج به تن داشتند
[ترجمه گوگل]آنها چهار خودروی چرخ دنده ای بلند را در یک سبد تیره سبز و عاج پیدا کردند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. It rides on a wheelbase inches longer than last year.
[ترجمه ترگمان]بیشتر از سال گذشته بر روی چند اینچ طول می کشد
[ترجمه گوگل]این دوچرخه دوچرخه سواری طولانی تر از سال گذشته دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. The traditional 100-inch wheelbase has been extended to 108 inches, the extra length being donated to the rear seat passengers.
[ترجمه ترگمان]طول ۱۰۰ اینچی traditional به ۱۰۸ اینچ کشیده شده است و طول اضافی به مسافران صندلی عقب اهدا می شود
[ترجمه گوگل]محور سدان 100 اینچ تا 108 اینچ افزایش یافته است و طول اضافی برای مسافران عقب اهدا شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. On the downside, the long wheelbase means the bike will be slow-steering.
[ترجمه ترگمان]از طرف دیگر، wheelbase طولانی به این معنی است که دوچرخه به آرامی هدایت می شود
[ترجمه گوگل]در نزولی، فاصله دوچرخه های طولانی به این معنی است که دوچرخه به آرامی حرکت می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. In particular, it boasts a longer wheelbase and new twist-beam suspension which produces a smoother ride and better handling.
[ترجمه ترگمان]به طور خاص، این سیستم به یک تعلیق longer و چرخشی جدید به خود می بالد که سواری هموارتر و کنترل بهتر را تولید می کند
[ترجمه گوگل]به طور خاص، دارای فاصله دو محور بزرگتر و تعلیق چرخشی ترمز جدید است که سواری نرمتر و سواری بهتر را تولید می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. Swift has the longest wheelbase, the layout of the car and car relatively conservative enough space.
[ترجمه ترگمان]سویفت طولانی ترین wheelbase را دارد، طرح ماشین و ماشین نسبتا محافظه کارانه است
[ترجمه گوگل]Swift دارای طولانی ترین فاصله بین محور، طرح ماشین و ماشین نسبتا محافظه کار به اندازه کافی فضا است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. In 200 the Arnage RL, a long wheelbase limousine model, was launched.
[ترجمه ترگمان]در ۲۰۰ رادیو اروپای آزاد، یک مدل لیموزین دراز مدت راه اندازی شد
[ترجمه گوگل]در سال 200، Arnage RL، یک مدل لایرونی دوچرخه طولانی راه اندازی شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. The long wheelbase versions of the 7 Series offer even more spacious luxury.
[ترجمه ترگمان]نسخه های بلند مدت مجموعه ۷ حتی تجمل بیشتری را ارائه می دهند
[ترجمه گوگل]نسخه های بتای طولانی 7 سری، لوکس تر و بزرگ تر را ارائه می دهند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. Why not? - That's over the wheelbase. Are you completely unfamiliar with the suspension characteristics of a pre-1980 Pullman-built Superliner Deluxe passenger coach?
[ترجمه ترگمان]چرا نه؟ - بیش از حد معمول است آیا شما به طور کامل با ویژگی های سوسپانسیون یک قطار مسافری pre - built ۱۹۸۰ آشنایی ندارید؟
[ترجمه گوگل]چرا که نه؟ - این دوچندان است آیا شما کاملا با ویژگی های تعلیق یک مربی مسافربری Superliner Deluxe قبل از سال 1980 Pullman آشنا هستید؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. The 2600 mm wheelbase sets the base for a spacious and comfortable passenger room.
[ترجمه ترگمان]۲۶۰۰ mm wheelbase این پایگاه را برای یک اتاق مسافر بزرگ و راحت تنظیم می کند
[ترجمه گوگل]فاصله دوچرخه 2600 میلی متری پایه را برای یک اتاق مسافرتی بزرگ و راحت تنظیم می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. This requires that the wheelbase to equal sides of the vehicle.
[ترجمه ترگمان]این امر مستلزم آن است که the برابر با دو طرف خودرو باشند
[ترجمه گوگل]این نیازمند است که محور دوچرخه به طرف مسطح وسیله نقلیه باشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. The new vehicle has a long wheelbase chassis and air suspension system and seeks to bridge the gap between off-roader and sports saloon.
[ترجمه ترگمان]این وسیله نقلیه دارای سیستم تعلیق و شاسی و شاسی بلند مدت است و به دنبال آن است که شکاف بین سالن ورزشی و سالن ورزشی را پر کند
[ترجمه گوگل]وسیله نقلیه جدید دارای شاسی بلند و فاصله ای از سیستم تعلیق هوا می باشد و به دنبال شکاف میان بین ماشین سواری و سالن ورزش است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

تخصصی

[خودرو] (فاصله محور) فاصله بین مرکز چرخهای جلو تا مرکز چرخهای عقب.
[عمران و معماری] چرخپایه

به انگلیسی

• distance from center of hub of front wheel to center of hub of back wheel (automobile)
the wheelbase of a car or other vehicle is the distance between its front and back wheels.

معنی یا پیشنهاد شما