بانو شاعره بی بی جان/ حیاتی:
نام او بی بی جان و همسر نور علیشاه مشهور بوده و به قواعد و اصطلاحات عرفانی در محضر شوهر خود آشنا شده و چون طبع و ذوق شاعری داشته قریب ده هزار بیت شعر گفته و در آنها اغلب از مضامین عرفانی گنجانیده و چنانکه تذکرة الخواتین یاد آور میشود پس از نور علیشاه به ملا محمد نام خراسانی شوهر کرده و این اشعار در تذکره نامبرده بنام وى ضبط شده است.
... [مشاهده متن کامل]
منع دلم از ناله مکن در پی محمل
کز ناله کسی منع نکرده است جرس را
چاره درد من بیچاره را
داند و عمداً تغافل میکند
ایا طایر قدس عرش آشیان
مجو دانه از دام این خاکدان
قفس بشکن و بال و پر بازکن
بگلگشت و گلزاز پرواز کن
به امیدی که به چینم ز نهالت ثمری
پرورش دادمش از خون دل ایامی چند
بوسه ای گر نشود حاصلم از لعل لبت
باریم شاد توان کرد به دشنامی چند
ای ترا چهره خوب وقامت خوب
از قدم تا به سر تمامت خوب
چو آراید لباس آن سروقامت
برهنه گردد آشوب قیامت
گرم از دیده شد آن مایه عیش
غمش در سینه ام دارد اقامت
نیست دلداری که دلداری کند
نیست غمخواری که غمخواری کند
گرچه بسیارند یاران هر طرف
نیست یاری تا مرا یاری کند
توضیح: نور علیشاه پسر فیض علیشاه اهل طبس مدتی در هندوستان بوده و از آنجا باصفهان آمده، به دستور کریمخان زند او و مریدانش از اصفهان اخراج شده اند و در سال ۱۲۱۲ نور علیشاه در موصل وفات کرده.
نام او بی بی جان و همسر نور علیشاه مشهور بوده و به قواعد و اصطلاحات عرفانی در محضر شوهر خود آشنا شده و چون طبع و ذوق شاعری داشته قریب ده هزار بیت شعر گفته و در آنها اغلب از مضامین عرفانی گنجانیده و چنانکه تذکرة الخواتین یاد آور میشود پس از نور علیشاه به ملا محمد نام خراسانی شوهر کرده و این اشعار در تذکره نامبرده بنام وى ضبط شده است.
... [مشاهده متن کامل]
منع دلم از ناله مکن در پی محمل
کز ناله کسی منع نکرده است جرس را
چاره درد من بیچاره را
داند و عمداً تغافل میکند
ایا طایر قدس عرش آشیان
مجو دانه از دام این خاکدان
قفس بشکن و بال و پر بازکن
بگلگشت و گلزاز پرواز کن
به امیدی که به چینم ز نهالت ثمری
پرورش دادمش از خون دل ایامی چند
بوسه ای گر نشود حاصلم از لعل لبت
باریم شاد توان کرد به دشنامی چند
ای ترا چهره خوب وقامت خوب
از قدم تا به سر تمامت خوب
چو آراید لباس آن سروقامت
برهنه گردد آشوب قیامت
گرم از دیده شد آن مایه عیش
غمش در سینه ام دارد اقامت
نیست دلداری که دلداری کند
نیست غمخواری که غمخواری کند
گرچه بسیارند یاران هر طرف
نیست یاری تا مرا یاری کند
توضیح: نور علیشاه پسر فیض علیشاه اهل طبس مدتی در هندوستان بوده و از آنجا باصفهان آمده، به دستور کریمخان زند او و مریدانش از اصفهان اخراج شده اند و در سال ۱۲۱۲ نور علیشاه در موصل وفات کرده.