خویشیگری

پیشنهاد کاربران

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : خویش. به معنی خویشاوند که این واژه هنوز در سمرقند معمول است. میگویند خویش و خویشاوندی اما خویش بیشتر معمول است. مثال: من درین شهر یگان ( یک ) خویش ندارم، آن کس به
...
[مشاهده متن کامل]
ما خویش میشوند پسر خاله. واژه های خویشی، خویشیگری نیز معمول است. مثلاً: ما با اولاد آن کس خویشیگری نداریم، شما با این خاندان یگان خویشی دارید؟ مطربی سمرقندی، ادیب و شاعر قرن ۱۱ هجری در تذکره الشعرای خود آورده است: سلطان سعید خان. . . با پادشاهان چغتایی اثبات خویشی میکرد.