بردیکک

پیشنهاد کاربران

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: بُردَیکَک Burdekak از تصغیر بُردَه - Burda لقمه، قطعه، ریزه، یک تکه کوچک، یک خُرده. مثال: یک برده نان ته ( بده ) ، یک برده گوشت به زور از گلویش گذشت. این واژه در اصل بریده از
...
[مشاهده متن کامل]
فعل بریدن است، یعنی به معنی یک پاره بریده ( با کارد ) آمده است. مجازا به معنی یک چیز و جسم نهایت کوچک هم مستعمل است که شکل تصغیر آن بُردَیکَک Burdekak استعمال میشود. بیچاره پیر شده لاغر شده یک برده ( یک بردیکک ) شده مانده اند.