• everything, completely, entirely; thoroughly; with all one's heart
پیشنهاد کاربران
اسم، قید، یا صفت ( غیررسمی ) 🔸 معادل فارسی: • ( به عنوان قید ) کاملاً / تا آخر / بدون کم وکاست • ( به عنوان اسم یا صفت ) انجام کاملِ یک کار / همه ی امکانات را به کار گرفتن • ( در اصطلاح ) دست به هر کاری زدن / دریغ نکردن از هیچ چیز ... [مشاهده متن کامل]
🔸 مثال ها: If we’re going to do this project, let’s go whole hog and do it right. اگر می خواهیم این پروژه را انجام دهیم، بیایید کامل و با تمام توان واردش شویم و آن را درست انجام دهیم. She went whole hog on the wedding decorations and spared no expense. او در تزئینات عروسی، از هیچ هزینه ای دریغ نکرد و همه ی امکانات را به کار گرفت. The company decided to go whole hog with the new marketing campaign. شرکت تصمیم گرفت در کمپین بازاریابی جدید، کاملاً و با تمام توان وارد شود. Why go whole hog when a simple solution would work? وقتی یک راه حل ساده کار می کند، چرا باید همه ی امکانات را به کار گرفت؟