whole hog

/hoʊlˈhɑːɡ//həʊlhɒɡ/

(امریکا - خودمانی) تماما، کاملا، بدون شک و تردید، تمام راه، همه، تا دورترین نقطه

جمله های نمونه

1. go (the) whole-hog
زدن به سیم آخر،از هیچ کاری فروگذار نکردن

انگلیسی به انگلیسی

• everything, completely, entirely; thoroughly; with all one's heart

پیشنهاد کاربران

اسم، قید، یا صفت ( غیررسمی )
🔸 معادل فارسی:
• ( به عنوان قید ) کاملاً / تا آخر / بدون کم وکاست
• ( به عنوان اسم یا صفت ) انجام کاملِ یک کار / همه ی امکانات را به کار گرفتن
• ( در اصطلاح ) دست به هر کاری زدن / دریغ نکردن از هیچ چیز
...
[مشاهده متن کامل]

🔸 مثال ها:
If we’re going to do this project, let’s go whole hog and do it right.
اگر می خواهیم این پروژه را انجام دهیم، بیایید کامل و با تمام توان واردش شویم و آن را درست انجام دهیم.
She went whole hog on the wedding decorations and spared no expense.
او در تزئینات عروسی، از هیچ هزینه ای دریغ نکرد و همه ی امکانات را به کار گرفت.
The company decided to go whole hog with the new marketing campaign.
شرکت تصمیم گرفت در کمپین بازاریابی جدید، کاملاً و با تمام توان وارد شود.
Why go whole hog when a simple solution would work?
وقتی یک راه حل ساده کار می کند، چرا باید همه ی امکانات را به کار گرفت؟

کاملا، تمام راه، همه، تا دورترین نقطه.