snatchy

/ˈsnætʃiː//ˈsnætʃɪ/

معنی: جزئی، قطع شده، با عجله انجام شده
معانی دیگر: بریده بریده، گره گره، منقطع، ناپیوسته، جسته و گریخته
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

صفت ( adjective )
حالات: snatchier, snatchiest
مشتقات: snatchily (adv.)
• : تعریف: happening in, consisting of, or characterized by snatches; disconnected; spasmodic or irregular.

مترادف ها

جزئی (صفت)
slight, small, little, immaterial, minute, inconspicuous, potty, paltry, partial, petty, remote, extrinsic, nominal, retail, negligible, fiddling, inappreciative, inconsiderable, peppercorn, imperceptible, inappreciable, peddling, snatchy, picayune, picayunish, piddling, rushy

قطع شده (صفت)
off-hook, snatchy

با عجله انجام شده (صفت)
snatchy

به انگلیسی

• irregular, interrupted, intermittent

ارتباط محتوایی

معنی اصلیجزئی، قطع شده، با عجله انجام شدهمعانی متفرقهبریده بریده، گره گره، منقطع، ناپیوسته، ج ...بررسی کلمهصفت ( adjective ) حالات : snatchier, snatchiest مشتقات : snatchily ( adv. ) • : تعریف: happen ...مترادفجزئی ( صفت ) slight, small, little, immaterial, minute, inconspicuous, potty, paltry, partial, pet ...انگلیسی به انگلیسیirregular, interrupted, intermittent
معنی snatchy، مفهوم snatchy، تعریف snatchy، معرفی snatchy، snatchy چیست، snatchy یعنی چی، snatchy یعنی چه
برچسب ها: انگلیسی به فارسی، انگلیسی به فارسی با حرف s، مترادف انگلیسی به فارسی، مترادف انگلیسی به فارسی با حرف s، انگلیسی به انگلیسی، انگلیسی به انگلیسی با حرف s، دانشنامه کاربران، دانشنامه کاربران با حرف s
کلمه بعدی: snath
اشتباه تایپی: سدشفزاغ
آوا: /سنتچی/
عکس snatchy : در گوگل
معنی snatchy

معنی یا پیشنهاد شما