springe

/sprɪndʒ//sprɪndʒ/

معنی: دام، کمند، دام افکندن
معانی دیگر: (نادر)

جمله های نمونه

1. She likes springing surprises on people.
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] او دوست دارد مردم را غافلگیر کند.
|
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] در معنای غافلگیر کردن ( Surprise ) : ۱. او علاقه دارد دیگران را غافلگیر کند.
|
[ترجمه حمیدرضاخوش قامت آزاد] دوست دارد شگفتی های ناگهانی برای مردم درست کند.
|
[ترجمه گوگل]او دوست دارد سورپرایزهای بهاری برای مردم ایجاد کند
[ترجمه ترگمان] اون دوست داره از مردم surprises کنه
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. What are the chances of these molecules springing spontaneously into existence?
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] احتمال اینکه این مولکول ها بطور خودبه خودی پدید آیند چقدر است؟
|
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] احتمال اینکه این مولکول ها بطور خودبه خودی پدید آیند ( به وجود بیایند ) چقدر است؟
|
[ترجمه حمیدرضاخوش قامت آزاد] احتمال پدیدآمدن خودبخودی مولکولها چقدر است؟
|
[ترجمه گوگل]احتمال اینکه این مولکول ها به طور خود به خود به وجود بیایند چقدر است؟
[ترجمه ترگمان]چه اتفاقی رخ می دهد که این مولکول ها به طور خود به خود به وجود آیند؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Fast-food restaurants are springing up all over town.
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] رستوران های فست فود در تمام شهر در حال زیاد شدن ( رشد سریع ) هستند.
|
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] در معنای رشد سریع و گسترش ( توسعه شهری و اجتماعی ) : رستوران های فست فود در جای جای شهر روانه شده اند ( به سرعت زیاد شده اند ) .
|
[ترجمه حمیدرضاخوش قامت آزاد] رستورانهای فست فودی همه جای شهر سبز می شوند.
|
[ترجمه گوگل]رستوران های فست فود در سرتاسر شهر پیدا می شوند
[ترجمه ترگمان]رستوران فست فود همه جا داره از شهر خارج می شه
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. 'Let's go!' he said, springing into action.
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] او در حالی که سریعاً دست به اقدام زد، گفت: بیا برویم!
|
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] او در حالی که به سرعت دست به اقدام زد، گفت: بیا برویم!
|
[ترجمه حمیدرضاخوش قامت آزاد] درحالیکه بسرعت مشغول کار می شدگفت":بزن بریم ( بریم توکارش! ) "
|
[ترجمه گوگل]'بیا بریم!' او گفت و وارد عمل شد
[ترجمه ترگمان]برویم! در حالی که از جا جست و گفت:
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. New houses were springing up all over the town.
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] خانه های جدید در سراسر شهر ساخته میشدند ( رشد میکردند ) .
|
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] در معنای رشد سریع و گسترش ( توسعه شهری و اجتماعی ) : خانه های جدید در سراسر شهر **ساخته شدند ( بسیار سریع گسترش یافتند ) .
|
[ترجمه حمیدرضاخوش قامت آزاد] خانه های جدید همه جای شهر سبز می شدند.
|
[ترجمه گوگل]خانه های جدید در سرتاسر شهر سربرآورده بودند
[ترجمه ترگمان]خانه های تازه در سراسر شهر جمع شده بودند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Owners of personal computers now are springing up.
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] تعداد دارندگان کامپیوترهای شخصی اکنون در حال افزایش سریع است.
|
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] در معنای رشد سریع و گسترش ( توسعه شهری و اجتماعی ) : تعداد مالکان کامپیوترهای شخصی اکنون **به شدت در حال افزایش است.
|
[ترجمه حمیدرضاخوش قامت آزاد] این روزها دارندگان کامپیوتر شخصی بسرعت در حال افزایش هستند.
|
[ترجمه گوگل]اکنون صاحبان رایانه های شخصی در حال ظهور هستند
[ترجمه ترگمان]Owners های شخصی حالا از جا می پرند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. Play areas for children are springing up all over the place.
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] فضای بازی کودکان در همه جا در حال ایجاد شدن است.
|
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] در معنای رشد سریع و گسترش ( توسعه شهری و اجتماعی ) : فضای بازی کودکان در همه جا در حال ایجاد شدن است.
|
[ترجمه حمیدرضاخوش قامت آزاد] فضای بازی کودکان همه جا سبز می شوند.
|
[ترجمه گوگل]فضاهای بازی برای کودکان در همه جا به وجود آمده است
[ترجمه ترگمان]پخش کردن مناطق برای کودکان در همه جا در حال افزایش است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. Oil is springing out from the well.
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] نفت از چاه بیرون می زند ( فوران میکند ) .
|
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] نفت از چاه فوران میکند.
|
[ترجمه حمیدرضاخوش قامت آزاد] نفت درحال فوران از چاه هاست.
|
[ترجمه گوگل]نفت از چاه بیرون می زند
[ترجمه ترگمان]نفت از چاه خارج می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. New towns are springing up to house the increasing population.
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] شهرهای جدید برای اسکان جمعیت رو به رشد، در حال شکل گیری هستند.
|
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] در معنای رشد سریع و گسترش ( توسعه شهری و اجتماعی ) : شهرهای جدید برای اسکان جمعیت رو به رشد، بنیان نهاده میشوند ( به سرعت شکل میگیرند ) .
|
[ترجمه حمیدرضاخوش قامت آزاد] شهرهای جدیدی درحال سبز شدن هستند تا جمعیت در حال افزایش را در خود جای دهند.
|
[ترجمه گوگل]شهرهای جدید در حال ظهور هستند تا جمعیت فزاینده را در خود جای دهند
[ترجمه ترگمان]شهره ای جدید به سرعت رشد می کنند تا جمعیت رو به افزایش را تشکیل دهند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. Life has a habit of springing surprises.
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] زندگی عادت دارد غافلگیر کند.
|
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] در معنای غافلگیر کردن ( Surprise ) : زندگی عادت دارد ضربات ناگهانی ( اتفاقات غیرمنتظره ) بزند.
|
[ترجمه حمیدرضاخوش قامت آزاد] کار همیشگی زندگی خلق ناگهانی شگفتی هاست.
|
[ترجمه گوگل]زندگی عادت دارد شگفتی های بهاری را به وجود آورد
[ترجمه ترگمان] زندگی یه عادت غافلگیر کننده داره
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. Opposition groups are springing up like mushrooms.
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] گروه های مخالف مانند قارچ ( به سرعت و در تعداد زیاد ) پدیدار میشوند.
|
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] در معنای رشد سریع و گسترش ( توسعه شهری و اجتماعی ) : گروه های مخالف مانند قارچ رشد میکنند ( به سرعت و در تعداد زیاد پدید می آیند ) .
|
[ترجمه حمیدرضاخوش قامت آزاد] گروههای مخالف دارند مثل قارچ سبز می شوند.
|
[ترجمه گوگل]گروه های اپوزیسیون مانند قارچ در حال ظهور هستند
[ترجمه ترگمان]گروه های مخالف مانند قارچ از جا جستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. The hot water was springing out of the tap.
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] آب داغ از شیر بیرون می پاشید.
|
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] آب داغ از شیر می جهید ( با فشار بیرون می آمد ) .
|
[ترجمه حمیدرضاخوش قامت آزاد] آب داغ از شیر فوران می کرد.
|
[ترجمه حمیدرضاخوش قامت آزاد] آب داغ از شیر فواره می زد.
|
[ترجمه گوگل]آب داغ از شیر آب بیرون می زد
[ترجمه ترگمان]آب داغ از شیر بیرون پرید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. Tales of the candidate's alleged past transgressions have begun springing up.
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] داستان هایی درباره تخلفات ادعایی گذشته کاندیدا شروع به پخش شدن کرده است.
|
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] روایت هایی درباره تخلفات ادعایی گذشته کاندیدا شروع به ظهور و پخش شدن کرده است.
|
[ترجمه گوگل]داستان هایی از تخلفات ادعایی نامزد در گذشته شروع شده است
[ترجمه ترگمان]قصه های مربوط به تخلفات گذشته این نامزد شروع شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. The wheat is springing up now.
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] گندم ها اکنون در حال روییدن هستند.
|
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] کلماتی مثل Spring up یا Stagnancy در متون حقوقی، پزشکی، اقتصادی و روزمره معانی کاملاً متفاوتی دارند.
|
[ترجمه حمیدرضاخوش قامت آزاد] حالا گندمها ناگهان سر بر می آورند.
|
[ترجمه گوگل]گندم ها اکنون در حال رویش هستند
[ترجمه ترگمان]اکنون گندم از جا می پرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

دام (اسم)
net, toil, ambush, trap, snare, pitfall, decoy, hook, noose, quicksand, grin, springe

کمند (اسم)
snare, tether, snarl, lasso, lariat, noose, springe

دام افکندن (فعل)
springe

پیشنهاد کاربران