systems analyst

/ˈsɪstəmzˈænələst//ˈsɪstəmzˈænəlɪst/

تحلیل گر سیستم

جمله های نمونه

1. Stan, a computer systems analyst, approaches pie in a thoughtful, systematic way.
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] استن، که یک تحلیل گر سیستم های رایانه ای است، با روشی سنجیده و نظام مند به pie نزدیک میشود.
|
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] توضیح: واژه ی pie در این جمله احتمالاً یا نام خاص است یا از متن اصلی جدا افتاده و بدون بافت، معنایش روشن نیست.
|
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] pie در این جمله مبهم است؛ احتمالاً نام خاص یا بخشی از متن اصلی که جدا افتاده است
|
[ترجمه حمیدرضاخوش قامت آزاد] آستن، تحلیلگر سامانه های رایانه ای، بارویکردی اندیشمندانه به سیستم پای نزدیک شد.
|
[ترجمه گوگل]استن، یک تحلیلگر سیستم های کامپیوتری، به روشی متفکرانه و سیستماتیک به کیک می پردازد
[ترجمه ترگمان]استن، یک تحلیلگر سیستم های کامپیوتری، در یک روش اندیشمندانه و سیستماتیک به پای نزدیک می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. He is a systems analyst, and his work is driving him spare at the moment.
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] او تحلیل گر سیستم است و کارش در حال حاضر دارد از پا درمی آوردش / کلافه اش کرده است.
|
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] توضیح: drive someone spare یعنی خیلی عصبی یا کلافه کردن.
|
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] drive someone spare خیلی کلافه کردن، از شدت فشار عصبی کردن
|
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] او تحلیل گر سیستم است و کارش در حال حاضر دارد او را از پا درمی آورد / کلافه اش کرده است.
|
[ترجمه حمیدرضاخوش قامت آزاد] او تحلیلگر سامانه هاست و در حال حاضر شغلش حسابی آزارش می دهد.
|
[ترجمه گوگل]او یک تحلیلگر سیستم است و کارش در حال حاضر باعث می شود که او بی نیاز شود
[ترجمه ترگمان]او یک تحلیلگر سیستم ها است و کار او در حال حاضر او را رها می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Terry's tactic was to use the systems analyst for a peer pressure over the programmer.
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] تاکتیکِ تری این بود که از تحلیل گر سیستم برای اعمال فشار همتایان بر برنامه نویس استفاده کند.
|
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] توضیح: عبارت peer pressure معمولاً به فشار همسالان/همتایان ترجمه میشود، ولی در این جمله ساختار کمی غیرطبیعی است. احتمالاً منظور این است که تحلیل گر سیستم را برای فشار آوردن به برنامه نویس به کار بگیرد.
|
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] ساختار جمله کمی غیرطبیعی است و احتمالاً متن اصلی نیاز به بازبینی دارد.
|
[ترجمه حمیدرضاخوش قامت آزاد] روش "تری" اینست که از تحلیلگر سامانه بعنوان فشار قرینه ( همزمان ) بر برنامه نویس استفاده می کند.
|
[ترجمه گوگل]تاکتیک تری استفاده از تحلیلگر سیستم برای فشار همتایان بر برنامه نویس بود
[ترجمه ترگمان]تاکتیک تری برای استفاده از تحلیل گر سیستم ها برای فشار همسالان بر روی برنامه نویس است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. When the system is implemented, the systems analyst may be happy with the system.
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] وقتی سیستم پیاده سازی شود، ممکن است تحلیل گر سیستم از آن راضی باشد.
|
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] implemented پیاده سازی شده، اجراشده
|
[ترجمه حمیدرضاخوش قامت آزاد] تحلیلگر سیستم زمانی می تواند از سامانه راضی باشد که سیستم درحال کار باشد.
|
[ترجمه گوگل]هنگامی که سیستم پیاده سازی می شود، تحلیلگر سیستم ممکن است از سیستم راضی باشد
[ترجمه ترگمان]وقتی سیستم اجرا می شود، تحلیلگر سیستم ها ممکن است با سیستم راضی باشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. The three primary roles of the systems analyst are as consultant, supporting expert, and change agent.
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] سه نقش اصلیِ تحلیل گر سیستم عبارت اند از: مشاور، کارشناس پشتیبان، و عامل تغییر.
|
[ترجمه حمیدرضاخوش قامت آزاد] سه نقش اولیه تحلیلگر سیستم، مشاوره، کارشناسی پشتیبان، و عامل تغییر هستند
|
[ترجمه گوگل]سه نقش اصلی تحلیلگر سیستم عبارتند از: مشاور، کارشناس پشتیبانی و عامل تغییر
[ترجمه ترگمان]سه نقش اصلی تحلیل گر سیستم ها، مشاور، متخصص پشتیبان و عامل تغییر هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. The systems analyst frequently acts as a consultant to a business.
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] تحلیل گر سیستم اغلب بعنوان مشاور برای یک کسب وکار عمل میکند.
|
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] frequently اغلب، به طور مکرر act as عمل کردن به عنوان
|
[ترجمه حمیدرضاخوش قامت آزاد] اغلب تحلیلگر سامانه بعنوان مشاور کسب و کار عمل می کند.
|
[ترجمه گوگل]تحلیلگر سیستم اغلب به عنوان مشاور یک کسب و کار عمل می کند
[ترجمه ترگمان]تحلیلگر سیستم ها اغلب به عنوان مشاور برای یک کسب وکار عمل می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. Sunday night is an uneasy time for systems analyst Tom Santos.
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] شبِ یکشنبه برای تام سانتوس، تحلیل گر سیستم، زمانی ناآرام و ناخوشایند است.
|
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] توضیح: uneasy time یعنی زمان پراضطراب یا ناخوشایند.
|
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] uneasy ناآرام، مضطرب، ناخوشایند این جمله لحن احساسی دارد
|
[ترجمه حمیدرضاخوش قامت آزاد] یکشنبه شب، برای تام سانتوس، تحلیلگر سامانه، بازه زمانی ناآرامیست.
|
[ترجمه گوگل]یکشنبه شب برای تام سانتوس، تحلیلگر سیستم، زمان ناآرامی است
[ترجمه ترگمان]یکشنبه شب زمان آشفته برای تحلیل گر سیستم ها تام سانتوس است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. It cuts off communication between the systems analyst and the user.
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] این کار ارتباط میان تحلیل گر سیستم و کاربر را قطع میکند.
|
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] cut off قطع کردن، از بین بردن
|
[ترجمه حمیدرضاخوش قامت آزاد] این امر ارتباط بین تحلیلگر سامانه و کاربر را قطع می نماید.
|
[ترجمه گوگل]ارتباط بین تحلیلگر سیستم و کاربر را قطع می کند
[ترجمه ترگمان]این امر ارتباط بین تحلیلگر سیستم ها و کاربر را قطع می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. High performance computing systems analyst at Imperial College London.
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] تحلیل گر سیستم های رایانشِ با کارایی بالا در کالج امپریال لندن.
|
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] توضیح: این بیشتر شبیه عنوان شغلی است تا یک جمله کامل.
|
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] high performance computing رایانش پربازده / محاسبات با کارایی بالا
|
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] این عبارت بیشتر شبیه عنوان شغلی است.
|
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] تحلیل گر سیستم های رایانشِ پُربازده در کالج امپریال لندن.
|
[ترجمه حمیدرضاخوش قامت آزاد] سامانه محاسباتی با کارآیی بالا
|
[ترجمه حمیدرضاخوش قامت آزاد] تحلیلگر ارشد سامانه های محاسباتی، در کالج سلطنتی لندن
|
[ترجمه گوگل]تحلیلگر سیستم های محاسباتی با کارایی بالا در امپریال کالج لندن
[ترجمه ترگمان]تحلیلگر سیستم های محاسبه عملکرد بالا در کالج سلطنتی لندن
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. Our definition of a systems analyst is necessarily broad.
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] تعریف ما از تحلیل گر سیستم ناگزیر گسترده است.
|
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] توضیح: necessarily broad یعنی به ناچار/طبعاً گسترده.
|
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] necessarily ناگزیر، به طور طبیعی
|
[ترجمه حمیدرضاخوش قامت آزاد] ناگزیر تعریف ما از یک تحلیلگر سامانه ها، گسترده است.
|
[ترجمه گوگل]تعریف ما از یک تحلیلگر سیستم لزوماً گسترده است
[ترجمه ترگمان]تعریف ما از تحلیل گر سیستم ها لزوما گسترده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. I am applying for the systems analyst position.
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] من برای موقعیت شغلی تحلیل گر سیستم درخواست میدهم / اقدام کرده ام.
|
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] apply for a position برای یک شغل/سمت درخواست دادن
|
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] من برای این سمتِ شغلیِ تحلیل گر سیستم درخواست داده ام / دارم درخواست میدهم.
|
[ترجمه حمیدرضاخوش قامت آزاد] من درحال درخواست برای شغل تحلیلگر سامانه هستمم
|
[ترجمه گوگل]من برای موقعیت تحلیلگر سیستم اقدام می کنم
[ترجمه ترگمان]من برای موقعیت تحلیلگر سیستم ها درخواست می کنم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. There is no universally accepted way of preparing for a job as a systems analyst.
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] هیچ روشِ موردِ پذیرشِ همگانی برای آماده شدن جهت شغلِ تحلیل گر سیستم وجود ندارد.
|
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] universally accepted مورد پذیرش همگانی
|
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] preparing for a job آماده شدن برای یک شغل
|
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] هیچ روشِ موردِ پذیرشِ همگانی برای آماده شدن برای شغلِ تحلیل گر سیستم وجود ندارد.
|
[ترجمه حمیدرضاخوش قامت آزاد] هیچ روش پذیرفته شده جهانی برای آمادگی شغلی بعنوان تحلیلگر سیستم وجود ندارد.
|
[ترجمه گوگل]هیچ روش پذیرفته شده جهانی برای آماده شدن برای شغلی به عنوان تحلیلگر سیستم وجود ندارد
[ترجمه ترگمان]هیچ روشی برای آماده سازی یک شغل به عنوان یک تحلیلگر سیستم ها وجود ندارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. The second - best job is software engineer, followed by computer systems analyst, biologist and historian.
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] دومین شغلِ برتر، مهندس نرم افزار است و پس از آن تحلیل گر سیستم های رایانه ای، زیست شناس و تاریخ دان قرار دارند.
|
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] توضیح: عبارت second - best یعنی دومین گزینه/رتبه برتر بعد از اولی.
|
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] second - best دومین بهترین / رتبه دوم
|
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] software engineer مهندس نرم افزار
|
[ترجمه حمیدرضاخوش قامت آزاد] دومین شغل برتر، مهندس نرم افزار و سپس تحلیلگر سیستم، زیست شناس و مورخ قرار دارند.
|
[ترجمه گوگل]شغل دوم - بهترین شغل مهندس نرم افزار و پس از آن تحلیلگر سیستم های کامپیوتری، زیست شناس و مورخ است
[ترجمه ترگمان]دومین کار، مهندس نرم افزار است که به دنبال آن تحلیلگر سیستم های کامپیوتری، biologist و تاریخدان در پی آن قرار دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

تخصصی

[کامپیوتر] تحلیل گر سیستم

پیشنهاد کاربران