strong suit

/ˈstrɒŋˈsuːt//strɒŋsuːt/

در بازی ورق دست قوی

جمله های نمونه

1. I'm afraid geography is not my strong suit.
[ترجمه سینا] گمان میکنم جغرافی نقطه قوت من نباشد.
|
[ترجمه Hossein] متاسفم، جغرافیا نقطه قوت من نیست.
|
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] می ترسم جغرافیا نقطه قوت من نباشد.
|
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] می ترسم جغرافیا نقطه قوت من نباشد. توضیح: اینجا strong suit به معنی نقطه قوت یا چیزی که در آن خوب هستید، استفاده شده است. پس جمله به این معنی است که شخص در جغرافیا خوب نیست.
|
[ترجمه گوگل]می ترسم جغرافیا لباس قوی من نباشد
[ترجمه ترگمان]من می ترسم که جغرافیا کت و شلوار قوی من نباشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Sympathy is not Jack's strong suit.
[ترجمه زهره] همدلی نقطه قوت جک نیست
|
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] همدلی نقطه قوت جک نیست.
|
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] همدلی نقطه قوت جک نیست. توضیح: فقط اینجا در مورد شخصیت جک صحبت میشود.
|
[ترجمه گوگل]همدردی کت و شلوار قوی جک نیست
[ترجمه ترگمان]همدلی یک جور لباس قوی جک نیست
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. You can see Jack s strong suit was menace.
[ترجمه لیلا نیک] تو میتونی ببینی که جک تو تهدید خوب بود . you can see Jack is an export on menace
|
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] می توانید ببینید که نقطه قوت جک تهدید بود.
|
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] میتوانید ببینید که نقطه قوت جک تهدید بود. توضیح: اینجا menace به معنی تهدید یا خطر، استفاده شده است. پس جمله به این معنی است که نقطه قوت جک توانایی او در ایجاد تهدید بود.
|
[ترجمه گوگل]می توانید ببینید کت و شلوار قوی جک یک تهدید بود
[ترجمه ترگمان]تو می تونی کت و شلوار قوی جک رو ببینی
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Politeness is not his strong suit.
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] ادب نقطه قوت او نیست.
|
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] ادب نقطه قوت او نیست. توضیح: فقط اینجا در مورد شخصیت شخص صحبت میشود.
|
[ترجمه گوگل]ادب کت و شلوار قوی او نیست
[ترجمه ترگمان]مودب، کت و شلوار strong نیست
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Appetizers are the strong suit of the menu.
[ترجمه Azade] پیش غذاها نقاط قوت این منو هستند
|
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] پیش غذاها نقطه قوت منو هستند.
|
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] پیش غذاها نقطه قوت منو هستند. توضیح: اینجا appetizers به معنی پیش غذاها، استفاده شده است. پس جمله به این معنی است که پیش غذاها بهترین قسمت منو هستند.
|
[ترجمه گوگل]پیش غذاها کت و شلوار قوی منو هستند
[ترجمه ترگمان]Appetizers کت و شلوار قوی منوی غذا هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Denial is not my strong suit.
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] انکار نقطه قوت من نیست.
|
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] انکار نقطه قوت من نیست. توضیح: فقط اینجا در مورد شخصیت شخص صحبت میشود.
|
[ترجمه گوگل]انکار لباس قوی من نیست
[ترجمه ترگمان]انکار لباس قوی من نیست
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. This was his strong suit, and he was rightly confident that he would carry it off.
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] این نقطه قوت او بود و او به درستی اطمینان داشت که آن را به خوبی اجرا خواهد کرد.
|
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] این نقطه قوت او بود و او به درستی اطمینان داشت که آن را به خوبی اجرا خواهد کرد. توضیح: اینجا carry it off به معنی اجرای موفق چیزی، استفاده شده است. پس جمله به این معنی است که شخص در کاری که نقطه قوت او بود، اعتماد به نفس داشت.
|
[ترجمه گوگل]این کت و شلوار قوی او بود و او به درستی مطمئن بود که آن را با خود خواهد برد
[ترجمه ترگمان]این کت و شلوار strong بود و به درستی مطمئن بود که این کار را خواهد کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. Bill's strong suit is being able to eat more than anybody else.
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] نقطه قوت بیل توانایی او در خوردن بیشتر از هر کس دیگری است.
|
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] نقطه قوت بیل توانایی او در خوردن بیشتر از هر کس دیگری است. توضیح: فقط اینجا در مورد شخصیت بیل صحبت میشود.
|
[ترجمه گوگل]لباس قوی بیل این است که بتواند بیش از هر کس دیگری غذا بخورد
[ترجمه ترگمان]کت و شلوار قوی بیل می تواند بیشتر از هر کس دیگری بخورد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. Sorry but that isn't my strong suit.
[ترجمه Shirinbahari] متاسفم ولی و من در این زمینه مهارتی ندارم.
|
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] متاسفم، اما این نقطه قوت من نیست.
|
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] متاسفم، اما این نقطه قوت من نیست. توضیح: فقط اینجا در مورد شخصیت شخص صحبت میشود.
|
[ترجمه گوگل]متاسفم اما این کت و شلوار قوی من نیست
[ترجمه ترگمان]متاسفم، این کت و شلوار قوی من نیست
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. Jumping on a dead level was his strong suit, you understand?
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] پریدن روی سطح مرده نقطه قوت او بود، می فهمید؟
|
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] پریدن روی سطح مرده نقطه قوت او بود، می فهمید؟ توضیح: فقط اینجا در مورد شخصیت شخص صحبت میشود.
|
[ترجمه گوگل]میفهمی پریدن روی سطح مرده لباس قوی او بود؟
[ترجمه ترگمان]پریدن از سطح مرده، کت و شلوار strong بود، فهمیدی؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. Patience is his strong suit.
[ترجمه Mary.hb] او بسیار آدم صبوری است
|
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] صبر نقطه قوت او است.
|
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] صبر نقطه قوت او است. توضیح: فقط اینجا در مورد شخصیت شخص صحبت میشود.
|
[ترجمه گوگل]صبر لباس قوی اوست
[ترجمه ترگمان]صبر لباس قوی اوست
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. Dynamic range has never quite been the Cowboy Junkies' strong suit.
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] محدوده دینامیکی هرگز نقطه قوت کوابوی جونکیز نبوده است.
|
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] محدوده دینامیکی هرگز نقطه قوت کوابوی جونکیز نبوده است. توضیح: اینجا dynamic range به معنی محدوده دینامیکی، استفاده شده است. پس جمله به این معنی است که کوابوی جونکیز در این زمینه خوب نبوده اند.
|
[ترجمه گوگل]محدوده دینامیکی هرگز کت و شلوار قوی Cowboy Junkies نبوده است
[ترجمه ترگمان]محدوده دینامیکی هرگز کاملا مناسب نیست
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. Perhaps the order of the destruction of Ixora's men was random; logic was not the doctor's strong suit.
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] شاید ترتیب تخریب مردان ایکسورا تصادفی بود؛ منطق نقطه قوت دکتر نبود.
|
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] شاید ترتیب تخریب مردان ایکسورا تصادفی بود؛ منطق نقطه قوت دکتر نبود. توضیح: فقط اینجا در مورد شخصیت دکتر صحبت میشود.
|
[ترجمه گوگل]شاید دستور نابودی مردان ایکسورا تصادفی بوده است منطق کت و شلوار قوی دکتر نبود
[ترجمه ترگمان]شاید نظم و ترتیب انهدام افراد of تصادفی بود، منطق و منطق دکتر نبود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. At that stage, math is simply following steps and watching out for details, her strong suit.
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] در آن مرحله، ریاضیات صرفاً دنبال کردن مراحل و مراقبت از جزئیات است، نقطه قوت او.
|
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] در آن مرحله، ریاضیات صرفاً دنبال کردن مراحل و مراقبت از جزئیات است، نقطه قوت او. توضیح: فقط اینجا در مورد شخصیت شخص صحبت میشود.
|
[ترجمه گوگل]در آن مرحله، ریاضی به سادگی مراحل را دنبال می کند و مراقب جزئیات است، لباس قوی او
[ترجمه ترگمان]در این مرحله، ریاضی به سادگی مراحل زیر را دنبال می کند و برای جزئیات، لباس قوی او، مراقب است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

پیشنهاد کاربران

( در بازی ورق ) دست قوی.
ریشه : از بازی بریج می آید و suit به معنی خال گشنیز - دل - پیک - خشت است .
نقطه قوت، شاخصه برتر
�a particular skill or ability that a person or an organization has: Patience isn't exactly her strong suit. He has publicly acknowledged the economy is not his strong suit
Also called strong point . one's most highly developed characteristic, talent, or skill; forte: Patience is not his strong suit.
...
[مشاهده متن کامل]

خوب بودن در چیزی
مترادف با
To be good at something
To be an export on something
در زمینه تخصص من
در این زمینه تخصص ( دارم یا ندارم بستگی به جمله دارد )
برگ برنده
خصلت برجسته - نقطه قوت
نقطه قوت
استعداد. خوب بودن در چیزی