جنگ صد ساله: ( Hundred Years’ War ) اصطلاح جنگ صد ساله در دهه ۱۸۲۰ در فرانسه ساخته شد و در نیمه دوم سده نوزدهم در آثار مورخین فرانسوی و انگلیسی رواج فراوان یافت. این اصطلاح به جنگهایی اطلاق میشد که طی
... [مشاهده متن کامل]
... [مشاهده متن کامل]
سالهای ۱۳۳۷ تا ۱۴۵۳ میان فرانسه و انگلیس در جریان بود و به پایان یافتن سلطه انگلیس بر مستملکاتش در فرانسه انجامید. ریشه این جنگ به اشغال انگلیس بوسیله نورماندی ها و سپس انتقال سلطنت انگلیس به هنری پلانتاژنت، کنت آنژو، میرسد که در سال ۱۱۵۴ با نام هنری دوم پادشاه انگلیس شد. او دولتی را بنیان نهاد که علاوه بر انگلستان، بخشی از سرزمین فرانسه را در برمیگرفت. با مرگ فیلیپ چهارم یعنی فیلیپ لوبل یا فیلیپ نیکو، در سال ۱۳۱۴ سلطنت فرانسه به انحطاط گرایید. فیلیپ چهارم مقتدرترین حکمران اروپایی زمان خود بود. او همان پادشاهی است که اعضای طریقت شهسواران معبد را قلع و قمع کرد و یهودیان را از فرانسه اخراج نمود. سه پسر فیلیپ لوبل ( لویی دهم، فیلیپ پنجم یا فیلیپ دراز و شارل چهارم ) هر یک مدت کوتاهی سلطنت کردند و بدون وارث پسر درگذشتند. زمانی که شارل چهارم درگذشت همسرش حامله بود و لذا مجمع بزرگان اعم از اشراف و روحانیون، فیلیپ، کنت والوا و برادرزاده فیلیپ چهارم، را بعنوان نایب السلطنه برگزیدند. این در حالی است که ادوارد سوم، پادشاه انگلیس، نوه فیلیپ چهارم و عضو اصلی تر خاندان سلطنتی فرانسه بود. ایزابل، مادر ادوارد، تنها دختر فیلیپ چهارم بود. کمی بعد فرزند شارل چهارم به دنیا آمد و چون دختر بود وارث مقام سلطنت شناخته نشد. بزرگان فرانسه، بر اساس قانون باستانی فرانک ها یعنی قانون سالیک، اعلام کردند که سلطنت از طریق نسب دختری انتقال نمی یابد و لذا دعاوی ادوارد سوم نیز بی پایه است. پس فیلیپ والوا بعنوان فیلیپ ششم تاجگذاری کرد و خاندان سلطنتی والوا را بنیان نهاد. ادوارد، که خود را وارث مشروع سلطنت فرانسه میدانست، به این کشور حمله کرد. این سرآغاز جنگ صد ساله است. جنگ صد ساله را به چهار مرحله تقسیم میکنند. در آخرین مرحله جنگ، قشون انگلیس، به فرماندهی جان تالبوت ( ارل شریوزبوری ) ، شکست خورد و حتی منطقه نورماندی از چنگ خاندان پلانتاژنت خارج شد. از آن پس، دربار انگلیس در سرزمین کنونی فرانسه تنها بندر کاله Calais را در تملک داشت. سپس دوک دوّم گیز انگلیسیها را از این بندر هم اخراج کرد. نامدارترین قهرمان فرانسویها در جنگ صد ساله دختر بیسواد روستایی بنام ژوان آرکی یا همون ژاندارک، اهل اورلئان، است. شخصیت ژاندارک در ادبیات معاصر اروپا انعکاس زیادی داره و به قهرمانی اسطوره ای بدل شده. او دعوت خود به اخراج انگلیسیها را با ادعای شنیدن الهام غیبی آغاز کرد و مدعی نوعی پیوند مسیحایی بود. ژاندارک در بیست سالگی به اتهام جادوگری و الحاد به حکم کلیسا سوزانده شد، ولی در سال ۱۹۲۰ کلیسای رم از او اعاده حیثیت کرد و به وی عنوان قدیس اعطا نمود.