بانو شاعره حیاتی/ تونی
نویسنده تذکره جواهر العجایب مینویسد نامش حیاتی و همسر ملا بقائی و اهل هرات بود، زن و شوهر مصاحب و همدم عبیدالله خان بوده اند و این آثار را از او ضبط کرده است. غزل:
عجب شیرین لبی لیلی عذاری کرده ام پیدا
... [مشاهده متن کامل]
در این ایام خوشحالم که یاری کرده ام پیدا
بیاد لعل شیرین میکنم چون کوه کن جانی
چوفرهاد از برای خویش کاری کرده ام پیدا
زپا افتادم از اندوه هجران چون کنم یارب
که این اندوه از دست نگاری کرده ام پیدا
چو مجنون مینهم رو بر کف پای سگ کویش
من دیوانه نیکو غمگساری کرده ام پیدا
به یکدم صرف راه آن بت بیگانه وش کردم
حیاتی آنچه من در روزگاری کرده ام پیدا
مطلع:
قامت سرو که در آب نمودار شده
کرده دعوی به قد یار و نگونسار شده
در این تذکره اضافه شده که ملا بقائی با حیاتی همسر خود مطایبه منظوم داشته اند از جمله ملابقائی این رباعی را گفته:
یاران ستم پیره زنی کشت مرا
کاواک شده چونی از او پشت مرا
گرپشت بسوی او دمی خواب کنم
بیدار کند بضرب انگشت مرا
حیاتی در جواب رباعی ذیل را گفته:
ملا همه ناز و غمزه ات کشت مرا
تا چند زنی طعنه به انگشت مرا
شبها همه پشت سوی من خواب کنی
بگذار که دل گرفت از پشت مرا
و با این جمله شرح حال او را ختم میکند که از خیل خدمه حضرت شیخ آزری بوده است. تذکرة الخواتین تخلص این زن را ( تونی ) نوشته و نامی برای او ذکر نکرده و مینویسد: همسر ملا بقائی و مصاحب امیر نظام الدین علی شیر بوده و این رباعی را که در جواب ملابقائی همسرش گفته است نقل میکند:
همخوابگی سست رگی کشت مرا
روزی نبود از او به جز پشت مرا
قوت نه چنانکه پا تواند بر داشت
بهتر بود از پشت دو صد مشت مرا
نویسنده تذکره جواهر العجایب مینویسد نامش حیاتی و همسر ملا بقائی و اهل هرات بود، زن و شوهر مصاحب و همدم عبیدالله خان بوده اند و این آثار را از او ضبط کرده است. غزل:
عجب شیرین لبی لیلی عذاری کرده ام پیدا
... [مشاهده متن کامل]
در این ایام خوشحالم که یاری کرده ام پیدا
بیاد لعل شیرین میکنم چون کوه کن جانی
چوفرهاد از برای خویش کاری کرده ام پیدا
زپا افتادم از اندوه هجران چون کنم یارب
که این اندوه از دست نگاری کرده ام پیدا
چو مجنون مینهم رو بر کف پای سگ کویش
من دیوانه نیکو غمگساری کرده ام پیدا
به یکدم صرف راه آن بت بیگانه وش کردم
حیاتی آنچه من در روزگاری کرده ام پیدا
مطلع:
قامت سرو که در آب نمودار شده
کرده دعوی به قد یار و نگونسار شده
در این تذکره اضافه شده که ملا بقائی با حیاتی همسر خود مطایبه منظوم داشته اند از جمله ملابقائی این رباعی را گفته:
یاران ستم پیره زنی کشت مرا
کاواک شده چونی از او پشت مرا
گرپشت بسوی او دمی خواب کنم
بیدار کند بضرب انگشت مرا
حیاتی در جواب رباعی ذیل را گفته:
ملا همه ناز و غمزه ات کشت مرا
تا چند زنی طعنه به انگشت مرا
شبها همه پشت سوی من خواب کنی
بگذار که دل گرفت از پشت مرا
و با این جمله شرح حال او را ختم میکند که از خیل خدمه حضرت شیخ آزری بوده است. تذکرة الخواتین تخلص این زن را ( تونی ) نوشته و نامی برای او ذکر نکرده و مینویسد: همسر ملا بقائی و مصاحب امیر نظام الدین علی شیر بوده و این رباعی را که در جواب ملابقائی همسرش گفته است نقل میکند:
همخوابگی سست رگی کشت مرا
روزی نبود از او به جز پشت مرا
قوت نه چنانکه پا تواند بر داشت
بهتر بود از پشت دو صد مشت مرا