سِیلیِنت
🔸 معادل فارسی ( Salient ) :
• ( ویژگی ) برجسته، مهم، اصلی ( مثل نکات کلیدی یک بحث )
• ( قابل توجه ) مشهود، آشکار، آنچه جلب توجه می کند
• ( اصطلاحی ) ( مربوط به ویژگی های یک چیز ) بارز
... [مشاهده متن کامل]
🔸 مثال ها ( Salient ) :
The most salient point of his speech was the need for change.
مهم ترین و برجسته ترین نکته سخنرانی او نیاز به تغییر بود.
The salient facts about the case are clear.
حقایق آشکار و برجسته در مورد پرونده مشخص است.
🔸 معادل فارسی ( Salient ) :
• ( ویژگی ) برجسته، مهم، اصلی ( مثل نکات کلیدی یک بحث )
• ( قابل توجه ) مشهود، آشکار، آنچه جلب توجه می کند
• ( اصطلاحی ) ( مربوط به ویژگی های یک چیز ) بارز
... [مشاهده متن کامل]
🔸 مثال ها ( Salient ) :
مهم ترین و برجسته ترین نکته سخنرانی او نیاز به تغییر بود.
حقایق آشکار و برجسته در مورد پرونده مشخص است.
بیرون آمده، درحال جست وخیز ( تصویر شده ) ، برجسته، چشمگیر، بیرون زده.