واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: الفت - Ulfat مصاحب، دوست، همنشین. ( سه چار الفت جمع شده بودیم ) برادرتان آدم الفت - دیه. این واژه در فارسی خودمان بصورت الفت داشتن صرف میشود، الفت شدن، و در مثنوی معنوی هم آمده است:
جوش نطق از دل نشان دوستی است
بستگی نطق از بی الفتی است
جوش نطق از دل نشان دوستی است
بستگی نطق از بی الفتی است