پیشنهاد‌های شهرزاد رضایی (١,٩٠٦)

بازدید
١,٥٠٨
تاریخ
٢٣ ساعت پیش
پیشنهاد
٠

به همراه داشتن، با خود حمل کردن و آوردن

تاریخ
٢٣ ساعت پیش
پیشنهاد
٠

متقاعد کردن، ارائه دادن ، به ارمغان آوردن

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

وانمود کن انگار. . . . .

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

از هر دری سخن گفتن

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

ناآگاهانه، غیر متوجه، سهوی

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

تزریق کردن، شناساندن ( چیزی )

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

Trans ( گذر و انتقال ) parent ( منبع ) شفاف ( مثل پنجره )

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

رسوخ کردن به . . . نفوذ کردن ( مثل کرم، لولیدن ) ، به اطلاعات مهم دست یافتن، جاسوسی کردن

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

ظاهر دوستانه

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

بستگی دارد به. . . . . . . در صدد کاری بودن

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

خیلی خوب

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

نفوذ کردن، رسوخ کردن

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

بارها، به دفعات

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

شکارها

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

پرو بال دادن به موضوعی

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

دلپسند

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

غول، کله گنده، سلطان ( نفت، . . . ) سرمایه دار خفن

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

خشک، جسد ، بی حرکت

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

بازم بهتره که . . . . از اونم بهتر اینکه . . . .

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

به بعد موکول کردن، بی میل بودن

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

غیر شرافتمندانه

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
١

مگر. . . .

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
١

حکومتی

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
٢

به طور واقع بینانه، عملگرایانه

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
٠

ناچیز ترین، حداقل ها ، محض ترین

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
٠

خواه . . . چه . . .

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

با اکراه و بی میلی ( دو دلی ) پولی را به کسی دادن

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

خم شدن به سمت . . . .

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

نقش بازی کردن

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

از آب در اومد

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

سقوط کرد

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

هیچ کدام از دو طرف، هیچ یک از دو طرف

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

بروز دادن

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

نسنجیده، عاری از سیاست

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٢

امپراتوری چین باستان

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

خلاص شدن

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

از دست دادن، ضرر کردن

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

پیش خدمت بار

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

کنترل سهام داران، کنترل صاحبان شرکت و افراد ذی نفع

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

مقدار زیادی

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٣

بدبین، بی اعتماد، خودخواهانه، سودجو، منفعت طلبانه

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

نه همه ، شامل همه کس نمیشود

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

شیاد

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

بی محابا، نترس

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

رایگان دادن چیزی

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

به طرز شیک و باکلاس

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

Trojan horse اسب تروا ( خدعه ، نیرنگ )

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

ایضاً، مضاف بر اینکه ، علاوه بر این ، همچنین

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

تعدیل نیرو

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

مورد تأیید قرار گرفت

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

جزءلاینفک

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

طلسم، به بار آوردن ( فاجعه )

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

حرف زدن، از هر دری سخن گفتن، گپ زدن

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

شراب انگور

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

یازدهم ( اعداد رومی )

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

ترک کردن، گذاشتن و برای همیشه رفتن

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

پرزور

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

به طور یکپارچه و منسجم

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

راست ، درست

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

طلوع کردن، ظاهر شدن، برخاستن، بالا آمدن

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

به من چه؟ چه ربطی به من داره؟

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

از دست کسی چیزی را کشیدن، با زرنگی به دست آوردن

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

در حاشیه قرار دادن، دور نگهداشتن

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

بی اراده، سست عنصر، غیر مصمم

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

کسی که کارش علوفه دادن به اسبهای اصطبل است، تغذیه کننده ی احشام

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

کنار گذاشتن، از دور بازی خارج کردن

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

فرمانده ( در قرون وسطایی )

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

به طور اساسی، شدیداً

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

ترسان

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

نام پلی در ونیز ایتالیا

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

نام پلی معروف در ونیز ایتالیا

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

کشش

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

دست انداز، ناهمواری ها

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

مکش ، تا ته مکیدن

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٢

فقط برای . . . به کار میرود

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

مراقب باش ( گفته باشم که. . . ) حواست باشه

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

درک و فهم

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

نیروی شناوری، سرحالی، نشاط

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٢

به هم ریخته، نامتعادل

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

متلاطم

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

ساده دلانه، بر پایه ی اعتماد

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

زمان گذشته و اسم مفعول work ؟؟؟؟؟؟؟؟؟ آبادیس این معنا را لحاظ کرده

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

به گوش کسی خواندن، گوش کسی را پر کردن، تلقین کردن

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

خودخوری کردن

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

آزردن کسی، نفوذ زیر پوستی و ناملموس بر ذهن فرد

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

نازل کردن، نازل شدن ( بلا و. . . )

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

آرامش قلبی، آرامش

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

از آن جایی که. . .

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

عفونت زا

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

راندن

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

پس زدن، دور کردن ( کسی یا چیزی )

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

گردباد

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

به نظرش، طبق نظر او

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

مبتلا شدن

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

هاله وار

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

با وثیقه آزاد شدن ، به قید ضمانت آزاد شدن

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

جادو شدن

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

در چنگ . . . . گرفتار شد

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

آشکارا

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

پرتاب شد

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

ریشه ی کلمه seek است به معنی جستجو کردن و طلب کردن گذشته و اسم مفعول ( beseech ) beseeched می باشد نه besought

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

طلب کرد، خواست

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

کنار زدن

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

در حال غرق شدن

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

جعل اسکناس کردن

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

با اقتدار، با شدت، با قاطعیت

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

مهملات، چرندیات، دری وری

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

پایین آمد

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

Calmly به آرامی

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

به بن بست کشیده شدن

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد

بار احساسی

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

صحرای سینا در جنگ سال 1967، قوم یهود آن را به زور غصب کرده بودند و مدعی آن بودند

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد

با آسودگی خیال صحبت کردن ( بدون ترس از سرزنش و توبیخ شدن )

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

بالا رفتن No hand went up هیچ دستی بالا نرفت

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

در تب و تاب. . .

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

عوام فریبی

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

اغفال، فریب

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

تا ته چیزی را خوردن، به طور کامل خوردن

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

مرحله به مرحله

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

در دستور کار قرار داشتن

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

متوجه بودن

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

استدلال گر

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

تصویب شده، پذیرفته شده، موافقت شده

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

دست و پا بسته شده ( با طناب )

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

زندانی شده، حبس شده

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

هماهنگ با آن

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
١

روی دیگر سکه، روی دیگر قضیه ( مقابل reverse )

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
١

آسوده

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

دماغه، تنگه، شنل

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

شتابزدگی در دوران جوانی ( ناپختگی )

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

Persuade

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

مجبور شده

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

طعمه شده

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

صبر کردن تا وقتش برسه

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سازمان دهنده رخت و لباس ( تئاتر و سینما و. . . )

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بپا

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پرخاش کردن، بهانه گیری کردن، لجبازی کردن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تلنبار شده

پیشنهاد
٠

نام نمایش نامه نویس آلمانی

پیشنهاد
٠

نام داستان نویس آلمانی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اهل کشور زئیر ، زئیری

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

نتایج، عواقب، مقامات دولتی بالا

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

آهنگساز بزرگ مجارستانی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

خرابی به بار آوردن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

اهل کارتاژ ( تونسی )

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

غیر منطقی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سرکرده، کله گنده

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

منتشر کردن ، بروز دادن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

رک و صادق، بی شیله پیله

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بی ثبات ، دمدمی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مولد

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

نام ایالت شمالی هلند

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

محاکمه شد

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

هیپنوتیزم کننده

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

لازم دارد، مورد نیاز است

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

باریکه ، پهنای ، پرتو، تیر ، تیغه ، لبخند پهن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مسلط، کنترل کننده ، صاحب اختیار، مختار، مهار کننده

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ته کشیدن، رنگ و لعاب از دست دادن، نخ نما شدن ، باریک شدن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

محتاط، صرفه جو ، کم ، قطره چکانی، مواظب

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

تأثیر گذار، خاص، معرکه

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عجیب و غریب بودن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مسحور شده ، فریب خورده

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

متمایل به. . .

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

ویژگی اخلاقی مثبت، فضیلت

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

درخشش آنی و زودگذر ( در اینجا منظور از pan ظرفی است که در استخراج طلا از معدن استفاده میشد و گاهی رگه های طلایی رنگ به اشتباه فلز طلا استنباط میشد با ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نام نقاش ایتالیایی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مقدر شدن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سرکوفت زدن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مورد سرزنش قرار گرفته

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

از آن زمان به بعد، برای همیشه

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

زجرکشی و مجازات فرد خاطی بدون محاکمه قانونی توسط عوام

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

املای درست آن acquit می باشد به معنای تبرئه شدن و رو سفید شدن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

رسوایی، جنجال

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بحث برانگیز، جنجالی، پر حاشیه

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

مربوط به هیپنوتیزم

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

سطح پایین، عوامانه

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نام غذاست

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دریچه زیر چوبه دار که با باز شدن آن، طناب دار کشیده شده و شخص محکوم، اعدام می شود

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سربسته ، غیب مانند، غیبی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

محروم شده، ناکام شده

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

از روی بدخواهی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ریشه ی این کلمه، cite می باشد بازگویی کردن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نام امپراتور اتیوپی در باستان

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تسکین دهنده

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پول بادآورده ( قمار و . . . ) سود بدون تلاش

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

حواله کرده ، حواله شده

پیشنهاد
٠

شیره مالیدن سر کسی، فریب دادن، گول زدن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

جلوه، رنگ و آب

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

به شدت نفرت انگیز ، به شدت چندش آور

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

describe , توضیح دادن، توصیف کردن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

مغرور شدن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٣

به قیمت زندگی اش تمام شد

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

برگرداندن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در دستور کار قرار گرفته، سفارش شده

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دزدیده شده ، به تاراج رفته ( از خزانه، دولت و. . . )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تکی ، انفرادی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گناهکار شناخته شد

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

بی گناه شناخته شد

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

زمین گُلکاری شده ( در پارک ها یا جلو و کنار ساختمان مسکونی یا هتل و. . . )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

معاهده بین آلمان و متفقین ( در پایان جنگ جهانی ) در شهر ورسای فرانسه

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

باج دادن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سبیل کسی را چرب کردن، باج

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

صاحب نام

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

منجر شد به . . . ختم شد به . . . .

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

یک مدت طولانی بعد از . . . .

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

میل و قصد

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

طراح ، تعبیه کننده

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

محکوم به فنا بودن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تناقض ، ضد و نقیض

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نمونه ی بارز

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نامحسوس ترین ، زیرکانه ترین

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مورد انتقاد قرار گرفتن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

مست پیروزی شدن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

غافلگیر کردن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آشوبگر، عامل آشوب

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مصون ماندن از. . . ، در امان ماندن از. . . .

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خیره شده

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جلوه های بصری

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

حضور ذهنی کامل داشتن بدون هیچ گونه آشفتگی و فکر به گذشته یا آینده

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

معنی نفوذ هم میدهد

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

واحه

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٢

از دست دادن باور و اعتقاد به وجود چیزی ، سرخوردگی

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دخالت، همدستی ، درگیری

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

سپر بلا کردن ، گناه خود را گردن کسی انداختن

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تحمیل شده ، قالب شده

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ارضا شدنی

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

زیر خاکستر به تدریج سوختن

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

ققنوس

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

محتاط باشید ، هشیار باش ، حواست باشه

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کاملاً پاک شدن ، کاملاً محو شدن

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

به وقت وداع ، موقع خداحافظی ، در آخر

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

آنچه قرار است اتفاق بیفتد ، اتفاق خواهد افتاد

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کیپ ، تنگاتنگ

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

از چه نظر

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

زیر دست قرار دادن ، ثانوی کردن ، فرعی کردن

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کبوتر با کبوتر ، باز با باز کند همجنس با همجنس پرواز

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

حالت تهاجمی و جبهه گیری

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واسطه کارهای غیر اخلاقی شدن ( تن فروشی ) ، عامل شدن ( منفی ) ، میانجی گری کردن ( منفی )

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نقب زدن ، منفذ ایجاد کردن

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ریشه دوانده

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Comprehension میشه درک و فهم Apprehension میشه هراس و ترس این دو تا کلمه خیلی به هم شبیه هستند

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

استعاره ای از خشم پروردگار است

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مجوز ، بلیط

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تا ابد

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پیش رس ، زودهنگام

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مراقبت وسواس گونه ( بیشتر به علت ترس از بیماری و. . . )

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Vager نام خانوادگی می باشد Vague میشه مبهم ( تصحیح میکنم مورد قبلی رو )

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Wager شرط بستن Vager مبهم تلفظ این دو کلمه، متفاوت می باشد

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شیوع یافتن ، ترکوندن

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

با تدبیر بودن ، سیاست داشتن

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

چشم هم چشمی

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

دست به دست شدن

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

حقارت

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

حق الزحمه ، حق العمل، پورسانت

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

مزرعه

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

پرت شده

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

کسب شده، درآمد زایی شده

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

سرافکندگی ، سرافکنده شدن

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

چه بلایی سر آدم میاره ؟

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مغلوب ، شکست خورده ، مبتلا ، دچار

پیشنهاد
٠

نیمه ی خالی لیوان را دیدن ، عینک بدبینی، به چشم زدن

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

متحمل شده

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ممتد

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به ارث رسیده

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سرچشمه گرفتن

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تاختن ، راندن

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

صددرصد

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تعیین مکان کردن ، مکان یابی

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

معطوف کردن

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٢

کشاندن به ( فقر و فساد و. . . ) ، تقلیل دادن ، کاهش دادن

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بذرافشانی

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سه عضوی ، سه تایی

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عدم تصمیم گیری، تردید

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خارج از فهم و درک ( خیلی زیاد )

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

همانطور که چنین بود . . . . .

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بارها و بارها ، صدها بار

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

By split seconds با کسری از ثانیه

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به کار انداختن

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

از هم پاشیده ، گسسته

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

قلاب شده

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خوش خوراک

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

مطرح کردن ، پرداختن

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تلقین به خود

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نام دانشگاهی در ایالت کارولینای شمالی کشور آمریکا

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مورد ستایش و تحسین

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

چه برسد به . . . .

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کادو شده ، پیچیده شده

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به طور خفیف ، به طور جزئی

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گیرنده

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پخش کننده

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دریافت کننده ( صفت ) دریافت کردن ( فعل )

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ضربان دار ، پر تپش ، پر ارتعاش

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ناظر ، مشاهده کننده

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مخفف over

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

طلبیدن

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

غیر قابل سنجش

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

واسطه ، رسانه ، ابزار

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بیهودگی ، جزئیاتی که پیش پا افتاده قلمداد شوند

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تنوع طلبی ( چند همسری ، چند زوجه )

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نه غیر از. . . ، به جز. . .

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ممنوع شده توسط به خصوص مقام یا قدرتی، منع قانونی شده

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

دریغ کردن ، امتناع کردن

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دست کشیدن

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بی خوابی کشیدن، تماشا کردن

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مورد تمسخر واقع شده ، تمسخرآمیز

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

قانون گذاری شده

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جوی دوسر خودرو

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

از همه ی جهت ها ، از همه سو

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

پخش و پلا کردن، حیف و میل کردن

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

موفق شد ، موفق شدند

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

موفق شده

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در آن ها، مالشان ، مال آنها

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دارای میل جنسی

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نیروی تازه دادن ، تجدید قوا

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کشاننده ، پیش برنده ، سوق دهنده

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

مصلحت

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به ذهنش خطور کرد ( مرد ) ، فکرش را مشغول کرد

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

هماهنگ شده با

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

استدلال کننده

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

معنی عایق هم میدهد

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شناخته شدن ، تبلیغ شدن

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

نام منطقه ای در ایالت مریلند آمریکا ( شمال شرقی آمریکا )

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

غرایز جنسی

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تجسم ، تصور

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

باز ایستاده ، گیر افتاده ، مهار شده

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ترفیع یافته ، بالا رفته، افراشته ترفیع گرفت ( فعل )

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

رو به افزایش ، به طور فزاینده ای

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

قبرس ، نام مخفف کشور قبرس

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

افشا گری ها، فاش سازی ها، نمایان سازی ها

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نابغه ها

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پیش اندیشی، با نیت قبلی

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

به احتمال قوی

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

معنی چرخه هم میدهد

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مستعد

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مانع شده ، محدودشده ، سد بندی شده

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خروجی

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سرکوب شدن یا کردن ( احساسات و. . ) ، خفه کردن ( امیال و . . . ) مخفی کردن

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

وادارنده ( صفت )

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سوق دهنده

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جریان را عوض کردن

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢

متعصب ، متعصبانه

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بیرون آوردن از . . . ، آزاد کردن و آزاد شدن

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شبیه بودن

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جوابهای مبهم

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

معنی محض و صرف هم میدهد

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سرچشمه گرفته ، هدایت یافته

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

یکدیگر را فراخواندن ، همانند کردن ، تداعی کردن

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تداعی کننده

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واداشته شده ، تحریک شده

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به خود گرفتن ، به خود اختصاص دادن ، پذیرفتن ، قبول کردن

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تمام کردن کاری با موفقیت ، تحقق بخشیدن

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مورد توجه واقع شدن

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

درآمد مازاد

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

قریب تر

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مردان متفکر، افراد باهوش

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

به کار برده شده ( خوب ) ، استفاده شده

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

غرق شده ، مورد نفوذ قرار گرفته Permeator میشود نافذ

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

نافذ

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نفوذ کننده ، نافذ

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شامل شده ، در بر گرفته

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٣

تجزیه شدن به جزءهای کوچکتر

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

از نظر ماهیت

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به طرز مناسب

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مرتبط شده

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بدون چهره در هم کشیدن ، بدون اخم وتَخم

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نام برند لوازم آرایشی ، نام یکی از معتبرترین برندهای لوازم آرایشی

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فرونشاندن نمیشه ، اون extinguish هستش که معنی فرونشاندن میده ، تمایز دادن ، تمیز دادن

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

حق حاکمیت ، پادشاهی

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

محوطه

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

بازخوانی برای بقیه با صدای بلند

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

موهبت سواد

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آیه، شعر نظم

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

دایه ( جانشین مادر )

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢

قرابت Kinship with God قرب الهی

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

طاقت فرسا ، خسته کننده ( صفت ) ، تمام شدن ، مصرف شدن ( فعل )

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

محروم شده ، برهنه و عریان شده

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

پرت کردن به یک طرف ، همراهی کردن ، همراه شدن

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

منادی ، مبشر ،

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اونی که

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اونی که. . .

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٣

اقتصاد

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

سِحرآمیز ، جذاب ، دلکش ، مجذوب کننده ، افسانه ای ، مسحور کننده

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

پیامبر ، معجزه کننده

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در هر دو

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

پنجاه درصد

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

جای حرف و حدیثی باقی نمی ماند

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

رهبری کننده

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

طرف . . . در طرف . . .

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

ماورایی

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به صورت عرفانی

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

داستان های کوتاه به نظم ، داستان های منظوم

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شیرین تر ، گواراتر ، نوش تر

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تجاهل، کوچه ی علی چپ

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

قبلی ، سابق

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سرسخت ، مقاوم ( آدم )

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

رواج داشتن

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

رسوا کننده ، آبرو بر ، هوچی ، شایعه پراکن برای رسوایی کسی

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نیمه ی گمشده

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به سمتی کشیدن

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فرض شده ، به گردن گرفته ، به عهده گرفته

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تحمیل شده ، وارد آمده

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

چیزی را به میزان کم داشتن

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عامل، عضو ، فاعل ، نماینده

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

وارث عنوان اشرافی ( زن شوهر مرده )

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

درخواست کردن

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

رضایت مندی

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

این همه ی اون چیزی است که میدانیم ( بیشتر از این نمی دانیم ) تا این اندازه میدانیم

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تسخیر شده ( صفت است ) ، اسیر

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شوک شدن

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

احتمالات بعید

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پیش رونده، رو به جلو

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تحمل کردن چیزی ( قدیمی ) Thou canst not then be false to any man تو بعد از آن بی وفایی و عدم تعهد نسبت به مردی ( شوهرت ) را تحمل نمیکنی

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

به طور گنگ و نامفهوم

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مبدأ ، نقطه ی آغازین

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

بضاعت مالی داشتن ، توانایی . . .

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

همراه شدن

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد

حمایت کردن، پشتیبانی ، مجدداً ، دوباره ، عقب رفتن ، پشت

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

سقوط سهام

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

بعد از اینکه از وقتش گذشت

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مغلوب شده ، بازنده، از میدان مسابقه خارج شده

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

عنصر اساسی ، عنصر اصلی

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تزریق شده

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اقدام سریع

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مسخره کردن

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

زمان گذشته

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ریشه ی trace ( دنبال کردن، تعقیب کردن ) traceable قابل تعقیب

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

برق سریع، جرقه ای آنی

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به سرعت یک خرگوش

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

از ریشه ی late به معنی معوقه ، دیر شدهbelated

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بهبود ناپذیر ، ترمیم نشدنی

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شیادانه ، دغل کارانه

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بودن

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

طفره رفتن ، شانه خالی کردن

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به طور صادقانه ، راست و حسینی

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نشانده ، مستقر کرده ، جای داده

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تا ته چیزی پیش رفتن ، دنبال کردن تا انتهای آن

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Go at something

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جدی ، سرسختانه

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

رو خودت قیمت بزار، چند می ارزی ؟؟؟

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سهم یک هنرمند از اثر هنری ( کتاب ، آهنگ و. . . ) بعد فروش آن

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

توضیحی را دادن ، از خود دفاع کردن ، ابراز وجود کردن

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تبدیل ، تغییر

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

صف ، قطار ، ردیف ( اسم است )

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

وارد مبحثی شدن ، وارد . . . شدن

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سراسیمه ، سراسیمه وار

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خط فرعی ، مسیر فرعی ، خارج از اصل موضوع ، در حاشیه ، مسیر ثانوی

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

بیشتر از. . . .

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به طرزی بی نهایت

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢

در شُرف کاری بودن، در آستانه ی . . . . بودن

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

با گشاده دستی ، به وفور ، با سخاوتمندی ، سخاوتمندانه

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فریاد می کشد ، ( شگفت زده میشود )

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تحت تاثیر قرار گرفته، سوق داده شده ، کشیده شده

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

حد نهایی

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

چرخیدن ، چرخش

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تحت فشار ، حالت خفگی

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

داوطلبانه ، به طور اختیاری

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

همراه شما ، در کنار شما

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نوسان دار ، ادواری ، شل و سفت ، بی نظم

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تلاش کم و بیش ، تلاشی که کم و زیاد میشه

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

از آن نقطه به بعد. . . از آن مرحله به بعد. . .

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خلاصه شده

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خلاص شو ( از شر چیزی ناراحت کننده )

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آگاه بودن

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مشارکت آمیز

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خودآگاهانه

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مشتاق بودن

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

پیش آمدن ، به وقوع پیوستن، آمدن

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

To throw overboard از عرشه به داخل دریا پرت کردن

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سر جای خود گذاشتن ، در جای درست خود قرار دادن

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اراده ، قدرت اراده

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در دسترس ، در محدوده ی دستیابی خارج از دسترس درست نمیباشد

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تازه بیرون آمده ، تازه خارج شده

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پیش می رود

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

همراه با. . . .

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عدم کفایت

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ثبت نام دانشگاه

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مدرسه ی ابتدایی

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تصمیم گیرنده

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

متقاعد شدن ، مطمئن باش

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مورد رأی گیری واقع شده

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

یک مثال زنده

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تعلل ، تعمد ، دست دست کردن ، عمدی ، خودخواسته

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عرصه را در اختیار گرفتن

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به حق ، مطابق با قوانین

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

رمیده ، وحشت زده ، شوکه

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نماینده ی. . .

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

علامت ، نشانه ، امضاء کردن

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

حاشیه های قاره ای

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مورس ، تلگراف

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تعبیه شدن

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

چشم بسته ، بی پروا ، کور

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سرنوشت ساز ، حیاتی

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

وفادارترین، پرو پا قرص ترین

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به همان اندازه خوب

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در تنگنا ، در وضعیت بد ، فوراً

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خبیثانه ، شرورانه

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اتهامات

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

موارد، موضوعات

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سمعک

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سوزنده، گزنده

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

معنی خدشه دار کردن هم میدهد ، خدشه دار کردن ، بی مقدار کردن

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به خشم آمده ، به جوش آمده

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بی شرف ، نابکار

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

قسم به شرافت انسانی ، قول شرف

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به شرطی که

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

حلق آویز شده

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

لشکرکشی

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سازماندهی نشده

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سرعت فزاینده

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مقدر شده

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کمک متقابل

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

منتصب ، گماشته

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جداسازی مسیر و راه ، خداحافظی

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فحش ، انگ زدن ، بدو بیراه

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پشت سر گذاشتن دشواری ها

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ارجاع ، اشاره

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

غیر قابل مقاومت ، وسوسه برانگیز

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

از قلم افتاده ، گم شده ، از دست داده ( صفت )

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تسلیم شد ، تسلیم شده

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

علیرغم این حقیقت ، به زعم حقیقت

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢

زیور آلات بدل

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به اشتباه، سهواً

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Momentous decision تصمیم سرنوشت ساز

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

طناب دار

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

متراکم ، فشرده ( صفت )

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نقض کننده ( قانون ، حق و حقوق و. . . . ) , تخطی کننده ، هتک حرمت کننده ، قانون شکن

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عالی ، برتر

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

به طرز فسخ نشدنی ، به طرز غیر قابل برگشت ، به طرز باطل نشدنی ، به طور حتمی

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بساط

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بفرمایید

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مشروط بر اینکه

پیشنهاد
٠

شانس خود را امتحان کردن ، توانایی خود را در کاری محک زدن ، خود را در بوته ی آزمایش قرار دادن

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سروکله ی کسی پیدا شدن

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پاسخگویی ، محاسبه

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

صف آرایی شده

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

صف آرایی

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

صراف ، سوداگر پول ، نقد کننده ، کسی که ارز یک کشور را به پول رایج کشور دیگر تبدیل میکند

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عکس جنجالی

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عکس تصادفی ( شانسی ) هم معنی میدهد

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

انتقاد و ایراد گیری ( بر پایه ای غیر معقول )

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

هراز گاهی

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گواهی سلامت ، گواهی پیشینه ی خوب

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

رشوه خوار

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اداره کردن ، هدایت کردن

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عامل خیر و برکت

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

توان مالی ، جیب ، بضاعت مالی

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خسارت را جبران کردن

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ساکن شده

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

به کمی

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

طبق درآمد و منابع مالی خودم زندگی کردن

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به اندازه ی گلیم خود، پا را دراز کردن ، در محدوده ی توانایی های خود زندگی کردن

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پرک شده ( گندم و جو )

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پوست کنده ( گندم ، جو و. . . . . ) موج دار

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خیلی دور افتاده ، خیلی دور از دسترس

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جداگانه

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پیروی کننده ، مطیع

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

چه کم چه زیاد

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ارزشمندتر شد

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

مهار کردن ، پل

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بازخواست ، مؤاخذه ، گوشزد ، هشدار ، تلنگر

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

مجذوب کردن ، مجذوب شدن

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عدم تعادل ، عدم اعتدال

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دلگرمی هم معنی میدهد

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

توجه زیاد ، دقت

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

در مطابقت ، در همان

پیشنهاد
١

اگر هم باشد خیلی کم است

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

پند اخلاقی دادن ، موعظه ( اخلاقی ) کردن , نتیچه گیری اخلاقی از موضوعی

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مستهلک شدن ، فاقد ارزش شدن

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پرده از راز برداشتن ، بر ملا شدن ، فاش شدن

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بخشنده ، کسی که توانایی چشم پوشی از خود و ارائه ارزش به زندگی دیگران را دارد

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کسی که به دنبال گرفتن منافع خود است، منفعت طلب

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مصالحه گر ، سازش گر

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

موافق

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

موافق ، یکدل ، سازگار

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

همه

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به جزء. . . . ، به غیر از. . . .

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

از نوع . . . ، است نوعی از . . . . است

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

تواضع و فروتنی و ادب

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

چندین سال پیش

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

منسوخ

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در حالِ غوغا

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

معنی چانه زدن هم میدهد

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به پای . . . به ضرر. . . به بهای . . . .

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

معامله شده

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

با بهترین بهره وری و منفعت

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

با بهترین مزیت

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

روی کاغذ آوردن ، درج کردن

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

سراغ گرفتن از چیزی ، سراغ چیزی یا کسی رفتن

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کپی شده

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

صحافی شده

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در اصل ، عمدتاً

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نصب نشده ، بدون قاب ، سوار نشده

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کپی تصویری از اسناد

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پیشینه

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بررسی شده

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

حامی و کمک کننده ( به خصوص مالی ) مشتری دائم یک مغازه یا هتل یا رستوران یا . . .

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اعتبار قانونی پیدا کرده ، قانونی شده

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٢

اونی که معنی خمیدگی میده decline هستش incline یعنی تمایل داشتن

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مانور دادن روی چیزی و موضوعی

پیشنهاد
٠

باعث افتادن و سقوط چیزی بر روی کسی شدن ، باعث عواقب منفی برای کسی شدن

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در صدر At the head of the list در صدر لیست ، قبل از همه

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ضرب کردن ، ضربدر هم✖️

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

راندن ، تبعید کردن ، به جایگاه پایین تر از قبل راندن ( relegate ) واگذارکردن و سپردن ( مسئولیت ) که در معنی آمده ، اشتباه است ( delegate )

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جایگزین ، کمکی ، شاگرد

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در هر زمینه ای

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

شدیداً سرزنش شده

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد

دقت شود دو کلمه content و consent اولی به معنی راضی ( شخص ) و دومی به معنای رضایت دادن یا رضایت داشتن است

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به مراتب ، تاکنون

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تغییر دادن ، واگذار کردن

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

از روی حدس و احتمال و تخمین کار را پیش بردن ، گمانه زنی ، برآورد کردن

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

متزلزل ، دو دل ، مردد، شل و ول

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

چه چیز جدیدی وجود دارد ؟ ( اینکه جدید نیست )

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

از طریق. . . .

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

از اول تا آخر ، سرتاسر

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بیرون کشیدن ، در آوردن

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پشت سر هم ، به طرز متعاقب

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٢

کاکا سیاه ( کلمه ی تحقیرآمیز که یک سفید پوست نباید برای یک سیاه پوست به کار ببرد ولی در بین خود سیاه دوستان ، جنبه ی صمیمی بودن دارد )

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

تجلی ، تبلور

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

به حق خود رسیدن، به جایگاه واقعی خود رسیدن

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

از آنجایی که ، از همان جا و محل که . . .

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

آیین

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کنار زدن ، نادیده گرفتن

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

رام شده ، تشویق شده ( با چرب زبانی ) ( صفت ) رام و تشویق شد ، با پنبه ، سر برید ( فعل )

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ارائه دادن ، تکمیل کردن ، عرضه کردن

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٣

دست نویس ، دست نوشته

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

چیزی مبهم که یا به خاطر نمی آوریم یا یادآوری آن باعث خجالت است

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پوچی ، باد هوا ، هیچ

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

قاپیده شده

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

معنی معامله هم میدهد

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سلاخی شده

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ذبح شده ، سلاخی شده

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

قرعه ، نصیب ، قسمت

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تحت فشار قرار گرفته ، اشباع شده

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

پاره کردن ( جلد کتاب )

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کنار گذاشتن چیزی

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مبهم بودن

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کسری از in a fraction of a minute در کسری از ثانیه ( دقیقه )

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مورد توجه ت واقع شد ؟؟

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

زانو زد

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مستحق ، عنوان شده

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مقرر شده ، تعیین شده

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

قطعی بودن

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مرور کردن ، زیر و رو کردن ، چرخیدن ، ورق زدن

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دست یافتن ، دست پیداکردن

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دامداری ها

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سرچشمه گرفتن

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سمیت ، سمی بودن

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مسمومیت

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ادامه دادن

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شیشه گر

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

روایتگر داستان هزار و یک شب ، شهرزاد است که این داستانها را به شاه بغداد نقل میکند

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

همون داستان هزار و یک شب ( عربی ) است

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جادو شده ، مسحور شده ، افسون شده ( صفت است )

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بحث کردن به خصوص راجع به قیمت اجناس ، چانه زدن

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ایستگاه گیرنده

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پر درآمد

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ایجاد شده ، سر آغاز چیزی شده ، موجب شده ، طلیعه ی چیزی شده

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به نتیجه ی مورد نظر دست یافتن

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

A kind of hearing aid

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

زمین گیر

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

کلمه ای لاتین به معنای تحصیل کردن ( educate )

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٣

مو به مو ، حرف به حرف

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

قبلی

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

خوابیدن ، استراحت کردن هم معنی میدهد

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مختل شده

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

مرتبط با

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٢

برتری قائل شدن

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٢

قانون میانگین ها ( احتمالات )

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

مستلزم دانستن

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

ناچیز ، غیر مهم

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

زاده شده ، زاده

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

به جریان در آوردن

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

The warp and the woof تار و پود ، رشته ی دراز و کشیده و رشته ی پهن یک بافت ، اساس ، بنیان

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٢

ماده اولیه و اصلی ، ماده سازنده چیزی

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

تحمیل کردن

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شهری در شمال شرقی آمریکا ( نیو همپشر )

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

با خوش رویی ، با روی گشاده ، با خنده رویی

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بی حساب و کتاب ، ناگفتنی

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

کنار ، در کنار ، نزدیک به ، مجاور هم ، در مجاورت هم

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خلنگزار

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

بلند شد ، برخاست

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

چسباندن ، ارتباط برقرار کردن ، چک و سفته و. . . . .

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ممتاز

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مجبور کردن ، واداشتن

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خط مسی ، یک نوع خط در خوش نویسی

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

حق مشروع

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

تا آن حد که. . . تا آن اندازه که . . . .

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

وقف شده ، اعطا شده

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

ادعا شده ، ابراز کرده

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

نام هتلی بسیار لوکس در فیلادلفیا ، نام شهری در ایالت واشنگتن آمریکا

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دیری نپائید

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شاخص بورس ، شاخص سهام

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

خوش بینانه

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پیشگام

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شدیدترین لحن ، شدیداللحنی

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٢

پروژه ی بزرگ تجاری

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اینگونه بود که. . .

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تقلیل دادن ، نفوذ کردن

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تدبیر ، تمهید

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

رقابت شکن

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خشکه مذهب

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دلال

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پیش بردن ، طی کردن

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

روی هم چیدن بدون دقت ، سرهم بندی کردن

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تورفتگی پنجره ، لبه پنجره

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

رشته رشته شده

پیشنهاد
٠

Monongahela یکی از شهر ها و نام رودخانه ای در ایالت متحده آمریکا است USS Monongahela نام کشتی سوخت رسانی بود که در خدمت نیروی دریایی ایالات متحده آم ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

محدود ، مهار شده ، کنترل شده

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بسیار کم اهمیت

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نام خانوادگی در کشور آلمان می باشد

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نام خانوادگی ( آلمانی )

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

دوست جون جونی ، دوست خیلی خودمونی

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

آدم پر کبکبه و دبدبه ، آدمی که من من گفتنش زیاد است ، آدم خود برتر بین و دماغ رو بالا گرفتن

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

زینت بخشیدن ، ملاحظه کردن ( فعل )

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نام خانوادگی ، سرمایه دار مشهور آمریکایی

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نام خانوادگی نام سرمایه دار مشهور و غول صنعت راه آهن آمریکا

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بیهوده گویی ، گفتار پرطمطراق ، گزافه گویی

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

بر هم زدن ، دچار سردرگمی کردن ، رم کردن

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٢

سخاوتمندانه ، گشاده دستی

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٢

ارزانی شده

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

روشن کننده

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خودبخود انجام شدن

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

چانه زنی ، بحث در معاملات

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بهره

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٢

آماده برای . . . وقتشه که . . . . موعد . . . فرا رسیدن

پیشنهاد
٠

شکی در آن نیست

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کارخانجات صنعت فولاد

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عام ، مردم عام

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بر جای گذاشتن هم معنی میدهد

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به واسطه ی این . . . . .

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

یک دست لباس

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١

بی اصل و نسب ، از ناکجا آباد ، بی سر و پا

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مرغوب تر ، مطلوب تر ، بهتر ، مساعد تر

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نفوذ، ریزش به درون

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کاملآ گذشت He was well past the age of forty او کاملاً سن چهل سالگی را رد کرد

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نغمه موسیقی ، صدای موسیقی

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بیرون ریختن

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به کار گرفتن

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٢

بازرس ، بررسی کننده

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

حیرت زده شدن

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بادبان های کشتی

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به همین منوال ، همینطور ، به همین شکل

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تا همین جا بسه ، ولش کن دیگه ، بذار تا همین جا بمونه و ادامه نده ( موضوع و مطلب ) ، کنایه از بیشتر کش ندادن موضوع

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

انتخاب مسئولیت ، بر عهده گرفتن

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به خاطر سپرده شده

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به طور منظم

پیشنهاد
٠

به حافظه سپردن ( موضوعی )

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

همیشه ، در همه ی اوقات

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به همین نام ، به همین اسم ، با همین نشان

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در تمام عصرها و دوره ها

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد

کار به جایی می رسد که. . . .

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١

مواجه شدن هم معنی میدهد When men first come into contact with crime وقتی مردان برای اولین بار با جنایت روبه رو می شوند

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جرم شناس

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پاس عمدی به دروازه بان خودی در فوتبال

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

از نظر پولی

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

منطقه ویژه اقتصادی سلفچگان

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

این اصطلاح برای مواقعی به کار میرود که شرایط و اوضاع یهو و به طرز غیر قابل پیش بینی تغییر میکند ( ورق برمیگردد ) بنابراین نظر دادن نسبت به آینده منطق ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١

سر و ته چیزی را به هم آوردن

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١

جمع و جور شدن ، سر و ته چیزی را به هم رساندن

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بازگشت به صحنه ، به صحنه آوردن مجدد ، به تصویر کشیدن دوباره ، رقم زدن ( موفقیت )

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١

مخابره شدن ، پخش شدن ، رابطه رمانتیک داشتن

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١

دوام آوردن

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بعد از اینکه همه چیز تمام شد

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پرستار مراقب

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مضطرب و نگران نباش

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Do not be disturbed نگران نباش ، مضطرب نباش

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

از روی ضعف و سستی Just before he was wheeled away he whispered feebly درست قبل از اینکه او را با ویلچر ببرند از روی ضعف نجوا کرد

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١

چکاوک

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گزارش اخبار ، خبرنامه

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نیست به جز . . . ( هیچ چیز ، هیچ کس )

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مصرانه

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عادات کاری

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عملیات

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خط مشی ، روش عمل

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١

تسلیم شدن

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مشیتی، به هنگام ، در موقع و وقت درست

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در معرض آزمایش قرار گرفتن

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تو خواب هم نمی دید

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سالم بودن ، درستی

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ریشه ی آن کاپیتالیسم است

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سرمایه گذاری کردن

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پاداش ، دستمزد

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١

معنی کمیسیون ، دستمزد و حقوق هم میدهد

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

رابط

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مبهم ، مشخص نشده

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فرستادن ، احساس کردن

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

زیرکانه ، فریبکارانه

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

حرمت شکنی

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

روزنه

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

از طریق هر شیوه ای

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

درز ، شکاف ، فاصله بین دو چیز ، خلیج

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پر کردن فاصله ی بین دو چیز ( پل بستن ) ، وجب کردن

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بهبود دهنده ارتباطات ، کسی که در شکل گیری روابط نقش داشته باشد

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فکرش رو هم نمی کرد

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

هیچ گونه

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نامی ، برجسته ، مشهور ، شناخته شده

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بازگرداندن به وضعیت قبلی

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تاالان ، هنوز ( قیدی است که در جملات منفی کاربرد دارد )

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

زنده نگه داشتن

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بزرگتر

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بزرگ شده ، گسترده

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١

برانگیختن

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نامطمئن ، مشکوک ( صفت است )

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ناگویایی اختیاری ( به علت اضطراب و. . . )

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به صورت مکتوب قرار دادن

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خلاصه ، سرجمع

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مقدر شده ، تعیین شده ( از قبل )

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سرمست

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سود دهی

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Stroke of magic ضربه ی چوب جادویی ( هچی مچی لاترجی )

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

برای شگفتی و ابراز تعجب استفاده میشود ( بفرما . . . . . . )

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

با بی احتیاطی ، با بی اعتنایی

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شروع به تصاحب چیزی کردن

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تسخیر کردن ، صاحب چیزی شدن

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تماس گرفتن

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نمایان شدن

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

محض آزمایش ، از سر آزمایش

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فاش شده ، آشکار شده ، اعلام شده

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فاش شدن ، هویدا شدن ، باز شدن

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١

سمعک ، کمک کننده برای شنیدن

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مسئولین مدرسه

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مقاطع تحصیلی ، پایه های تحصیلی

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خارج از انتظار

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به طرز تنگ

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

راهی شدن ، به راه ادامه دادن ، عازم شدن

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بالا رفتن از چیزی و یا پایین آمدن از چیزی ( تیر چراغ برق و پنجره و. . ) با کمک دست و پا و محکم گرفتن از چیزی

پیشنهاد
٠

کنترل مسائل رو در دست بگیر ، دست به کار شو

پیشنهاد
٠

Cavity ( پوسیدگی دندان ، کرم خوردگی )

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به شیوه های مختلف ، از بسیاری جهات

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ارتباط داشتن با چیزی ، ربط به . . . . داشتن

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تا آن زمان ، تا آن وقت

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٤

مایه درد سر ، باعث زحمت

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١

مشخص شده

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پشتیبانی شده ، حمایت شده

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تلاش برای انجام کاری ، چاقو زدن

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

رسانش استخوان ( توسط صوت ) در شنوایی کاربرد دارد

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در یک مورد

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

منطقه ای در ایرلند

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

از جمله ی آنها . . . . . . . .

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

went into ecstasies به وجد آمد

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جمع Ecstasy است ( خلسه )

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

برند معروف گرامافون

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گرامافون

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١

متواضعانه

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٢

تحمیل کردن ، اجبار ، القا

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١

با زیرکی بر کسی یا چیزی برتری یافتن

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ناراحت ، دلسرد

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١

نام خانوادگی معمول در آمریکا ( با ریشه ی فرانسوی ) به معنی ابزاری برای آماده سازی زمین برای کشت و زرع

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٢

تسلی

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جاده ، معبر ، گذرگاه

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١

پرپیچ وخم ( صفت است )

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تو ( قدیمی )

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پند آموزنده

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١

ایجاد محدودیت برای کسی یا چیزی

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

درمانده کردن

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

وقت کافی داشتن برای انجام کاری ، فرصت داشتن ( زمان )

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

He was cursed by poverty and grew up to be a drunkard in the bargain او دچار فقر شد و همچنین در بزرگسالی الکلی شد

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جاویدان ، همیشگی

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

blacking pots ظروف سفالی گرد که محتوای آن واکس سیاه رنگ بود ( مربوط به دوران گذشته )

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سیر و سلوک زائر ( نویسنده John Bunyan ) در زمره بهترین ادبیات انگلیسی می باشد

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١

A score of years ago بیست سال پیش

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

حال و روز بهتر داشتن ، حال و هوای بهتر ی داشتن

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بازه زمانی کوتاه

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

یک واژه ی هندی به معنای نور و روشنایی است و همچنین نام دختر است

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گوشه ی بالا ، سر ، نوک

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

صاحب فروشگاه های زنجیره ای سیگار و تنباکو در آمریکا

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به کار انداختن

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نوظهور

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به وجود نیامده

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١

نفع ، فایده ، حمایت کردن

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به سطح یکسان

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

همان سطح To the same level به همان اندازه

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نام یکی از افراد موفق در زمینه سرمایه گذاری ( فولاد )

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

غیر کاربردی

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١

سرمایه گذاری کردن

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سخت شدن اوضاع، آدم سخت گیر

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

یکی از بزرگترین شرکت های مدیریت مالی در جهان است که در کشور آمریکا قرار دارد

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١

بر عهده گرفتن ، تعهد

پیشنهاد
١

آن همه ی چیزی هست که باید باشد

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Before I am through قبل اتمام حجت کردنم ، قبل به پایان رساندنم

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سر به سرش گذاشتن ( مرد ) سر کار گذاشتن کسی ( دست انداختن )

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
١

Consuming obsession علاقه و شیفتگی جانکاه ، میل بسیار شدید

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

رقم زدن چیزی ، منجر شدن به . . .

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دلگرم شدن ، دلگرم کردن

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پیش رو

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نام کالج در West Virginia ( آمریکا )

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سهل انگاری

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نام شاعر قدیمی ، نوعی تاپ غیر رسمی که یقه گردی دارد با چند دگمه

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
١

رسیدن ، موفق شدن

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بریدن چیزی ( از نشریات ، روزنامه و. . . )

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بدین ترتیب

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تمام وقت ، بی سابقه

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

احراز مقام پیدا کردن ، به قدرت رسیدن

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
١

یعنی به معنای

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
١

از همه مهم تر

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سالهای نداری ، سالهای بی پولی ، سالهای افول

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خطور کردن به ذهن

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مبدل ، تبدیل کننده ، تغییر دهنده

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
١

پی بردن ، برخوردن به ، کشف کردن

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Yas sah واژه ای در مناطق آفریقا به معنی رقص و پایکوبی

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Yas sah واژه ای در مناطق آفریقا به معنی رقص و پایکوبی

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
١

گوش خراش ، جیغ جیغی

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ارباب ، آقا

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به اشتراک گذاری محصول ( کشاورزی )

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خرت و پرت فروش

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
١

ضایعاتی ، جمع کننده ضایعات

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سود کلان

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

استخراج شده

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
١

کارخانه ذوب آهن ، ذوب کننده

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در برهه ای از زمان

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٢

نشأت گرفته از ، از آن طریق

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دستگاهی که توسط توماس ادیسون اختراع شد در زمینه چاپ

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پشت چیزی ایستادن ، ایستادگی و مقاومت کردن

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
١

خشن ، راسخ Bulldog determination اراده راسخ

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

درو کردن

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

چرخیدن چرخ To stake entire future on a single turn of the wheel اصطلاحی است به معنی ریسک کردن کل زندگی برای چرخش تک چرخ ( یعنی طرف کل زندگیش رو به ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ناآگاه ، بی تجربه

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تحقق یافتن

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به عنوان صفت یعنی فزاینده ، رو به افزایش A building desire یک میل فزاینده

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ناکام

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کار آموزی هم معنی میدهد

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تمرین ، کار عملی

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٢

نام الهه ی هندی

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نام یکی از قهرمانان ارباب حلقه ها

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٤

برجسته ، چشمگیر

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٢

تلخ و زهر آگین

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
١

دوام آوردن ، بیرون آمدن

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

قدر دانستن ، ارج نهادن

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

درگیر شده

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

هر دو طرف ، هر دو سمت

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دوباره یکپارچه کردن ، برگشتن به شرایط قبل

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بخش دوم چیزی

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ارج نهادن ، تمجید

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

همراه با خوشحالی همواره پس از آن ، تا ابد خوش بودن

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دوباره شکل دادن . . . .

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

از پیش تعیین شده

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نه از دیدگاه من ، نه از روی حساب و کتاب من

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کارمایی نتیجه ی اعمال بد

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تاوان ، مکافات عمل

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

انداختن جنسی به کسی ، قبولاندن چیزی

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عامل ، نقش داشتن

پیشنهاد
٠

منظور رعایت سلسله مراتب است

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

محکوم شده

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دوره طولانی مدت

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دیوانه وار ، سراسیمه ، آشفته

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خطاکار ی که مکرراً خطایی را مرتکب می شود

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
١

مقرر نمودن

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

حل و فصل کردن

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

همان جور شبیه ، همان طور شبیه

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عزت نفس

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
١

پر رنگ کردن

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
١

درستی به حق ، صلاح

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عقیده ای را قبولاندن به کسی ، متقاعد کردن فردی نسبت به ایده ای

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
١

کنایه از آدم حقیر و پست

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عبای کلفت را کسا گویند

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
١

خویشتن داری ( جلوی بروز احساسات را گرفتن )

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
١

بنگاه املاک

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آیا از من دفاع میکنی؟؟

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
١

انجام میشه

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٢

در عوض ، به جای. . .

پیشنهاد
٠

عقب راندن کسی

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فراخوانی مجدد

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
١

هندونه زیر بغل گذاشتن ، چرب زبانی کردن

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عبور کردن

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عبور از آن ، طی آن

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
١

از همه جهت ضرر و زیان ، دو سر باخت ، دور باطل

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
١

تأمل برانگیز

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٢

موجب شدن ، مسبب چیزی شدن ، باعث شدن

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
١

پوسیده ، کهنه

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

با این اوصاف ، از این نقطه نظر . . .

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

وابسته به یک نوع اختلال شخصیت در روانشناسی ( فرد ماکیاولبست قدرت طلب ، حیله گر و بی رحم است و برای رسیدن به اهداف خود اصول اخلاقی را زیر پا میگذارد )

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سریع فکر کردن و تصمیم گرفتن

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٣

کسب و کار ، شغل

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٢

انعطاف پذیری ، تاب آوری

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در هر نوبتی ، در هر بار

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٢

سوءاستفاده گر ، توهین کننده ، توهین آمیز ( صفت است )

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جبران مآفات کردن ، رسیدن به فردی که جلوتر است ( از لحاظ مالی ، تحصیلی ، شغلی و. . . )

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سبقت گرفتن

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
١

خم به ابرو آوردن

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تحت کنترل قرار گرفته

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پیرتر ، جلوتر ، کهنه کار تر ، قدیمی تر

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
١

موفق ، همه چی تمام

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
١

سابقه ی شغلی

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در مورد هوش و استعداد و احساس معنی سرشار و قوی میدهد Her raw intellect propelled her through an above _ average college هوش سرشارش، او را به یک کالج ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نابالغ

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شخصی که از قدرت و اهمیت بالایی برخوردار باشد ، کسی که همه ازش حساب ببرند

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تبعیضانه ، به واسطه تبعیض

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

او ( دختر ) اولین مانع و سد راهش است

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تورمانند ، سبک ، اثیری ، شناور ، مثل تور سبک

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

منعکس شده، بازتاب شده ( صفت )

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
١

تبدیل کردن به ابزاری برای کنترل دیگران

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

درب و داغون شده

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
١

پای کسی را به میان کشیدن ، بازخواست کردن کسی

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

وزنه ای که قلاب ماهیگیری را پایین می آورد که طعمه گیر نماید

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

زیر سئوال بردن

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
١

شدیداً

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در رأس هرم ، مهمتر از همه

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٣

مقرون به صرفه ، متناسب با بضاعت مالی

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

هیئت داوران

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
١

بی سر و ته ، عبث

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فایده کم ، سود کم

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

توسل

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در نخ چیزی رفتن

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
١

پخش و پلا

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اسم مرد ، اسم مذکر

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

طفره ( اسم )

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٢

نقش محوری

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
١

برتری یافتن ، غلبه پیدا کردن

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٢

حرص دادن کسی ، حرص کسی را در آوردن ( عمدی )

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
١

جور کردن ( شرایط )

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به لجن کشیده شده ، به کثافت کشیده شده ( صفت است )

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

رخ داده ، اتفاق افتاده

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مرور کردن اتفاقی که قراره بیفتد ، به تصویر کشیدن

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

برو و پشت سرت رو نگاه نکن

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٢

همچنین معنی رفت و برگشت میدهد ، ولی در گفتگو معنی بگو و مگوی طولانی میدهد

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بگو مگو ( در مکالمه ) جرو بحث طولانی

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نقش خود را اجرا کردن

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آبروریزی ( با آبروی کسی بازی کردن )

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

با حالت قهر محلی را ترک کردن

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تحقیر کننده ، بی اعتبار کننده

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تو لاک کسی رفتن

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بی پیرایه ، مختصر و مفید ، ساده ( صفت است )

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سرعت بخشیدن به روند چیزی و یا کاری

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

برانگیختگی

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

موجب خواهد شد ، فراهم خواهد کرد

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

یک قدم دورتر و عقب تر رفتن ، کنار رفتن ،

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مورد تمسخر واقع شده

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
١

قاطعیت

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

This ties back to discernment این بر می گردد به بصیرت و بینش مرتبط بودن ، گره خوردن ، ربط داشتن

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
١

ستیزه جویی و پرخاشگری و در عین حال منفعل بودن ( اشاره به کسی که در درون مخالف است ولی عواملی مثل ترس ، مانع بیان مخالفت او میشود و به ناچار رفتار منف ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دلگرم

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ترک کردن ، فاصله گرفتن از کسی ، چیزی

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

صفت است به معنای تحقیر آمیز

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جمع spa , چشمه های معدنی

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سطوح بالاتر

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٢

تظاهر کردن به خوبی اوضاع و احوال علیرغم مشکلات و مصیبت های پشت پرده ، با سیلی صورت رو سرخ نشان دادن

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اوقات پرفشار ، اوقات سخت

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
١

عجین کردن ، عجین شدن

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جریان تغییر یافته ، اوضاع عوض شده

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٢

مغایرت داشتن

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
١

بال پرواز کسی را بریدن ( آزادی را از کسی گرفتن ) بال و پر کسی را چیدن و قیچی کردن، اجازه رشد و استقلال به کسی ندادن

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

معنی چرخه هم میدهد To manage the carousel of disappointment and grief برای مدیریت چرخه ناامیدی و غم

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گلدهی ، گل دادن A new plant flowering گل دادن یک گیاه جدید

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

قدرت شگفت انگیز ، قدرت ماوراءالطبیعه

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
١

پذیرای چیزی بودن

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ترک کردن عملی ، پیاده شدن

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

حسادت میکند ( او ) در سوم شخص مفرد She dislikes that she envies other people's lives او دوست ندارد که به زندگی دیگران حسودی کند

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واسطه ، میانجی ( صفت ) ، قادر ساختن ( فعل )

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

همکاری کردن ( فعل )

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
١

جوانک

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

طی کردن مسیری ، پیموده اند ، پیموده اید ، پیموده ایم ( به جز سوم شخص )

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

صفت است به معنای ماهر ، زبر دست

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پوشش دادن ( فعل ) ، احاطه کردن ، در لفافه قرار دادن

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

با سخنی از چیزی حفاظت کردن ، با زور زدن چیزی را کسب کردن

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بی اعتبار کردن

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ذره ذره

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تا زمانی که تو در . . . هستی تا وقتی که تو در . . . هستی

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٣

فانتزی ، تجملی، دنگ و فنگ اضافه ، رویایی

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٢

دقیقاً درست ، کاملاً درست، بدون عیب و نقص، بدون کاستی ، تمام و کمال

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تا حدی خوب بودن ، تا حد کافی، خوب بودن

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

موضع ( قدرت و. . ) را واگذار کردن ، ترک موضع کردن، کوتاه آمدن

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مبنا ، نقطه ی اتکا در عمل

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ترسان ، ترسناک

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ورز دادن ( خمیر ) مشت و مال دادن

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

محدود کردن چیزی

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٢

سر و کله کسی پیدا شدن ، به صورت غیر منتظره پدیدار شدن

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خودت را دریاب

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پیمایش کردن ، پیمایش شده ( صفت ) ، اندازه گیری کردن ( فعل ) ، اندازه گیری شده ( صفت )

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
١

دوباره شکل دادن ( رابطه )

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

درک کردن کسی

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

رو در رو ، در مقابل . . .

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واسطه و عامل تسهیل کننده ( در روانشناسی ، فردی که رفتارهای خودشیفته را دست کم میگیرد و ناخواسته به قربانیان آسیب میزند از طریق انتقال اطلاعات قربانی ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
١

تبدیل به اسلحه کردن چیزی برای اعمال زور یا تهدید و ارعاب برای رسیدن به هدف و سوءاستفاده

پیشنهاد
٠

سردر گم کردن کسی ، گیج کردن کسی

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مورد نیاز ( صفت است )

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

علوم کامپیوتر ( رشته )

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تدابیر امنیتی

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خردمندانه ، هوشمندانه ، از روی ذکاوت و تیزهوشی

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

علناً، آشکارا

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مکیده شده ( صفت است )

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بازنگری ، تغییر دید و نگرش ، اصلاح و بررسی مجدد در نگرش چیزی ، بازبینی

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

The throes of در کشاکش . . .

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

موقعیت خطر

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تغییر دادن الگوی های ناسالم که از دوران کودکی دریافت شده اند یا آموخته شده اند به الگوهای جایگزین سالم

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

از لحاظ اعصاب سمپاتیک هم معنی میدهد

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

موازنه برقرار کردن ، تعادل برقرار کردن

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

از تنظیمات خارج شده ( صفت )

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد

این کلمه به معنی مثل بره تسلیم شدن ( از ترس ) هم می باشد

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

هندونه زیر بغل کسی گذاشتن ، تعریف و تمجید کسی را کردن

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

in on you به تو یورش بردن، نسبت به تو حمله کردن ، هجوم به تو

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سریع رونده ، با سرعت پیش رونده

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تهاجمی ( صفت ) ، در حال دندان قروچه کردن

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

دور خود چرخیدن ، از این ور به اون ور رفتن

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به سرانجام رساندن کاری

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ترمیم کننده ، آرامش بخش

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پذیرفتن

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

غالب شدن ، فائق آمدن

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

از موضع خود، کنار نکشیدن ، عقب نشینی نکردن ، کوتاه نیامدن ، از جایگاه خود عقب نکشیدن

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

تمام و کمال

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کنترل کردن ، کنترل کننده ( صفت است )

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دوباره آشنا ، تازه آشنا ( صفت است )

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٢

( صفت است ) درحال جلوه گری ، درحال ظهور ، نمایانگر ، تظاهر کننده ، ظاهر شونده، بروز کننده

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

هزینه کردن آن برای آینده خرج کردن آن برای آینده

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عامل، دارای اختیارات ، مختار

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

از بین بردن ، از کار اندازی

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

قرار داده ، گذاشته ، تهیه کرده ، تدارک دیده است

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اشاعه یافتن

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

یه چیزی تو همین مایه

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

دور انداختن چیزی

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مجازات ، جزای عمل بد

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

وارد کردن ، به بار آوردن

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

محروم شده از حقوق خود

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

یه عزیزی

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

به اوج خود رسیدن

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در آن مقطع زمانی ، در آن برهه زمانی

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کاملا کافی ، واقعاً کافی

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

هر چیزی غیر از . . .

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اون طوری انجام دادنش

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

یک جا ، با هم

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

تلنبار شده ( صفت است )

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٤

کمک گرفتن از

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٣

تحلیل رفته ، خالی شده ( صفت است ) ed گرفته پس صفت است

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

پس روی ، عقب رفتن

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شدیدتر ، قوی تر، ، کاملتر

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

به ارمغان آوردن

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فضای ابری هم معنی میدهد در کامپیوتر و درایو گوشی

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مخزن خاطره ، انباری از خاطره ، محل ذخیره خاطرات

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کنار رفتن ترس ، هراس زدایی

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

بی ثبات ، غیرمنتظره ( صفت )

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پنهان شده ، مخفی کاری

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

پرتاب کردن

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

در نظر گرفته شده ، در چهارچوب قرار گرفته

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ازدواج متزلزل ، ازدواجی که هر آن ممکن است ویران شود

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

موی لای درزش نمیره

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شکست خورده ، مغلوب

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

گمراهی

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

ورطه سقوط

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

استراتژی ، عملکرد

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در زمان ، توسط

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

با یک حرکت تند برگشتن به عقب ، ورق زدن، عقبگرد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مخفف dinky به معنای کوچک ، فسقلی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

معنی نزاکت هم میدهد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

رویه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

عبور دادن از فیلتر و صافی گذشتن از فیلتر

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

هیاهو

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

طی کردن مراحل

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

تنش زدایی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

در معرض خطر ، در معرض آسیب و تهاجم

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

بیش از حد درگیر شده ( صفت )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

چاق و عضلانی هم معنی میدهد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

زیر سؤال قرار نگرفته ، بی چون و چرا

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

عامل صلح و آرامش ، حافظ صلح

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بی خیال شدن ، بی خیالی نسبت به چیزی که نداری

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

گذرا

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤

روال کار ، مراحل کار

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

صفت است ( کوچک انگار ، تحقیر کننده ، بی اعتنا )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

جنبه ی منفی یک موضوع

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کوچک شمردن ، دست کم گرفتن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

ناامیدی ، یأس ( صفت )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ناجی ( صفت )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

پرداختن به موضوعی ، افشا کردن مطلبی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

جداشدن ، مستقل عمل کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

هر چقدر هم سخت

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

آمار

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مزید بر علت

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تلخ و ناخوشایند ، بی روح

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

عوامل

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

غیر قابل خلاص، ناامیدکننده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

قبولش کن ، با اون کنار بیا

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

اعتراف به چیزی کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

مستحق بودن ، خود را مستحق دانستن ، حق به جانب بودن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

خنگولانه ، از روی لجبازی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

اضطراب داشتن ( مثل کسی که لبه ی جایی ایستاده و ترس از افتادن و سقوط داره )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سرخوشی ، سرخوش

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

پر خطر

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

یک مرحله ای

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

درد سرها و خطرها را به جون خریدن ،

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

جریان بازگشتی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤

قبل از اینکه ، در نهایت

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

معنی اعتراف هم میدهد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

افتادن در آن ( دام ) , عاشق شدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

موفق شدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

مصادره کننده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سعادتمندانه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تقصیر تو بود

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

گزیده ها ، گلچین ها

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

آشکارا

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

رها شده ، ول شده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

غیب شدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کاوش گرانه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نشان دهنده ، ابراز کننده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

افتخار دادن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

صادق بودن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

وسوسه, اغفال

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شرح کتبی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بالابرنده ، تعالی بخش

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤

دزدیده شده ، ربوده شده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

امضاء

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

روی کار ، در هیئت مدیره

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

تحمیل گرایانه ، تهاجمی ، زوری

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

معنی گفتن و بیان کردن هم میدهد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

توصیه ، سفارش

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

ارزیابی رسمی ، صورت جلسه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

فی الفور

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

جسورانه تر

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نام برند در شراب

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

نام برند آب جو

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مبانی ، اصول

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

عقب نشینی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

افتتاحیه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

انجام دادن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

برتری یافتن ، بهتر بودن ، سبقت گرفتن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

مورد سرزنش شده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

رسیدن به بن بست ، رسیدن به کوچه های بن بست

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بالا و پایین تکان دادن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

رسید

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نام کوه و منطقه ای در کشور فرانسه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

پشت سر گذاشتن ، کنار زدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

کنده شده ، برهنه شده ، جدا شده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

ساختار جمعیتی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

و تمام

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ادامه دارد ، و غیره

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

گیج کننده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

هم تیم شدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

مسئول برگزاری یک رویداد سخنرانی عمومی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

با شور و شوق تعریف کردن از کسی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

غنی ، لبریز

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

مثل برق حرکت کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

درنگ کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

در حال رکود ( اقتصاد )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تحت فشار قرار گرفتن حولِ ( یک موضوع ) تحت فشار قرار گرفتن راجع به

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

اثر ، عامل

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

قدرت جادویی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مهربانانه ، پر از مهر

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

تحریک شدن ، هیجان زده شدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ذخیره

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

تسلیم شدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

عدم پیوستگی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

به عنوان . . . تلقی کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تلقی کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

چابکی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

به مقیاس کوچکتری در آوردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

هدف قرار دادن چیزی، نقشه چیدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

روز به روز

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بی سرو صدا رفتن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تماس

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

عاشقانه شده ، رمانتیک شده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

پذیرش ، توافق ، زیر بار رفتن ، تن دادن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

مشتاق ( صفت )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

گول خورده ، اغفال شده ، گمراه شده، از راه به در شده صفت است

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

هل داده شدن به کناری ، از رده خارج شدن ، کنار زده شدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

برقرار است ، سر جایش است

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شکست ناپذیر

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

متناوب ( صفت ) متناوب کردن ، یک در میان کردن ( فعل )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

تکان دهنده ، شوکه کننده ( خبر و یا عمل ) ( صفت است )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

به وضعیت ثابت رسیدن ، فلج شدن ، از حرکت ایستادن ، فلات

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

جهنمی به پا شد . . . اوضاع به هم ریخت

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

معنی کناره گیری هم میدهد ، جمع آوری دریافت های نقدی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

به طور متغیر

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بررسی کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

لجبازی کردن ، بهانه آوردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مسابقات کارشناسی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

آماده شدن برای مسابقه ، رقابت و یا مبارزه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

دون پاشیدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

خبردار ایستادن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

گنجانده شده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

نوبت چیزی فرارسیدن ، ختم شدن به

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

همراه با چالش ، مشکل دار ( صفت )

پیشنهاد
٠

آنها به دنبال چیزی رفته بودند آنها چیزی رو امتحان کرده بودند

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

بدون شرمساری و پشیمانی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بخش جداناپذیر چیزی شدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

سوار شدن ، بالا پریدن ( وسیله نقلیه و. . . )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

چرخ و فلکی که با دست خود بچه ها چرخانده میشود و بچه ها بعد ازسرعت گرفتن آن سوارش میشوند

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

قاطی پاتی صحبت کردن ، از این شاخه به اون شاخه ، از این موضوع به اون موضوع

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مشتاق و سرحال بودن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مسکوت بودن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مسکوت ، ساکت شده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

همین طور هم باید باشد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سرعت گرفته ، شتاب گرفته ، آماده ، روشن ،

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Aptitude Heavenly Hardy Advantage

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مخفف A_ aptitude H_heavenly H_hardy A__ advantage لیاقت - بی نظیر - مقاوم و سرسخت - برتری

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

My back is acting up کمرم دوباره گرفته عود کردن ، برگشت بیماری ، بازی در آوردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

واسه من سئواله

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تحقیر شده ، مورد اهانت واقع شده ( صفت است )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

به طور آشفته

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

به طرز تحقیرآمیز

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کم نورتر

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

وابسته

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مخفیانه ، ناآشکار ، متضاد کلمه ی overtly

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

تکنیکی که فرد خودشیفته برای انکار کاری که انجام داده و نهایتاً فرد قربانی را مقصر جلوه دادن، اعمال میکند

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کوتاه آمدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

معنی شکست قاطعانه و همراه با تحقیر هم میدهد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

خرابکاری

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

جار زدن ، خبر پراکنی کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

جارزدن ، حرفی را همه جاجار زدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

غرق عالم هپروت شدن ، تو لاک خود فرو رفتن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

down by questioning زیر سؤال بردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

خیلی مهم نیست بلکه. .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

I cook up a bunch of chicken on Sunday من یک مرغ درسته را روز یکشنبه می پزم درسته ، قلمبه ، خوشه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

آدم مستی که در bar دعوا راه میندازه ، گیلاس های مشروب رو می شکنه و صندلی ها رو به هم میزند و. . .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

هم ایستا

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

حذف کردن ، از قلم انداختن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

بیشترین ، معمول ترین ، تکراری ترین ، بهترین

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نام دریاچه ای در آمریکا

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

گره خورده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

اجتماعی، طرفدار اجتماع

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

گازدار کردن نوشابه ها

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نام برند در صنعت شکلات سازی که شکلات های مخصوص رژیمی و همچنین بادام زمینی و . . هم دارد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

روی آوردن به . . .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

چیز میز ( ابزاری که گوینده نام آن را نمی داند ) چیز میز

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ویلا ، تفرجگاه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

راضی نگه داشتن کسی ( علیرغم میل درونی ) ، مطابق با میل بقیه رفتار کردن ، نظر کسی را جلب کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٨

تحمل کردن ، سازش کردن ، مدارا کردن ، کنار آمدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

آخرین مهلت حد و مرز ، خط قرمز

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

همه وقت

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

یه نگاهی رو درنظر گرفتن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تفکیک کردن مسائل ، باز کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

دنبال کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بارز ( صفت است ) �a presenting characteristic of depression یک ویژگی بارز از افسردگی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

تحریک پذیرانه، تکانش گری

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تکانشی ، تحریک پذیر

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

پایداری

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

اجازه بدهید

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کورسو

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

اخلاق مداری

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

داد و بیداد کردن ، پاره کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مشت زدن ، متلک پرانی ، تیکه انداختن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بهینه سازی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

فهمیدن ، درک کردن ، شیر فهم شدن ، شیر فهم کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤

تفکر قالب شده و کلیشه ای که منجر به پیش داوری های گمراه کننده است

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

برای مورد . . . هم صدق میکند

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ران چاق و تپل ران های ( پا ) عضلانی و چاق

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شاید تقصیر منه، شاید من در اشتباه هستم

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

بیش از حد واکنش نشان دادن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بینایی سنجی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

مردن و جان دادن چشم پوشی کردن از چیزی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نام سریال پلیسی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

بدون پشیمانی ، بی وقفه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ساده گرفتن ، ساده انگاری ، از اهمیت چیزی کم کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

عکس العمل منفی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

که است . . .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

خیلی ها مثل تو هستند ، مثل تو هم هستش

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

قدرتمند ( صفت است )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

احتمال داشتن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

در محدوده ای از. . .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

بدون دلبستگی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

پس گرفتن ، برگرداندن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

به عنوان بخشی از این

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

اهمال کار

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

حماقت، لوس بازی ، دیوونه بازی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شروع به داشتن استانداردها در عادات و رفتار

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

از نفس افتادن ، نفس نفس زدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نام زن ، نام جنس مؤنث

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

موعظه گر

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

, اجتماعی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

بی رمق کردن ، تهی کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

هم معنی پشمک میدهد و هم معنی هر چیز ظاهراً جذابی که در واقع ، بی ارزش است

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

دور زدن ، مشغول شدن، حول یک محور چرخیدن ، سر کاری بودن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

کنار کشیدن سریع و رفتن از مکانی به سرعت

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نون شکل گره ، یا چوب شور ( ترجیحاً شیرین )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کوچکتر از اندازه ی استاندارد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

اخیراً ، به تازگی ، جدیدا

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تا انتهای

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

دستمزد خیلی بالا

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

معنی رسماً هم می دهد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

فقط به خاطر. . . .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ایستگاه جمع آوری ، محلی است که خدمه ی نجات قبل از سوار شدن به کشتی نجات همگی یک جا جمع میشوند

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ایستگاه جمع آوری ( لوازم ) محل جمع آوری ( مثلاً کمک های مالی و مردمی )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

از قبل چیدمان نشده ، از قبل برنامه ریزی نشده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

University of hard knocks آموزش از طریق تجربیات سخت زندگی ، تجربه کردن باعث یادگیری شود

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٦

راضی ، خرسند ( صفت است )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

هندونه زیربغل کسی دادن ، تملق گویی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

ظاهری ، نمایشی ، متظاهرانه ،

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مسلط باقی ماندن ، تسلط داشتن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

یک سال کامل

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

آن وقت بود که. . . .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

همه جوره

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

با انگشت اشاره کردن ، گناه راگردن کسی دیگر انداختن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

تشریفات

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

معنی باز کردن ، رلکس شدن و کاهش هم میدهد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

به مشکل برخوردن ( در مورد کار و شغل )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

وابسته به انسان ، مربوط به انسان ، Misanthropy ضدبشر ، مردم گریز

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

معنی که است . . . هم معنی میدهد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شماره یک

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

هر چه باداباد ، هر چی شد ، بدون پلن ، سر وته ش رو هم آوردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٧

قدر ندانستن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

به دلیلِ، نشأت گرفته از

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کل موارد ، لپ کلام

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

مؤاخذه کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

در طول سالیان

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

پس از سالها ، با گذر سالها

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٧

باعث شدن ، رقم زدن یک اتفاق ، مشخص کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

اصالت

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

ظرفیت

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

حتی بهتر

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

ناشی از ، موجب شده ، به موجبِ

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

جستجوی توجه کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

متخاصم ، جنگ طلب ، مخالف

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

واکنش، عکس العمل

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نزولی ، رو به کاهش

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

از هر جهت ، از هر لحاظ

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

به دفعات بیشتر ، مکرراً

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Narcissist میشود خودشیفته Narcissistic میشود خودشیفتگی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

از قلم انداختن ، حذف کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

بزرگ شده ، پرورش یافته

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

جدول بندی شده ، ترسیم شده ، دارای مجوز رسمی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

معاوضه ، مبادله ، معامله ، بده بستان

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بی نتیجه ای

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

وزن بدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

تشکیل شده ، زیاد شده ، افزایش یافته

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

یک ماه ، در طول یک ماه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

تشکیل شده ، بیشتر شده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

با تمام ِ. . . علیرغم. . .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

برای تأکید و به خصوص در عبارات تعجبی به کار میرود معنی خیلی و بسیار، هم میدهد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

به نتیجه رسیدن ، نتیجه دادن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

غیر قابل درک ، غیر قابل فهم

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ردیابی ، پیگیری ، بازتاب ردیابی کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مشکوک ( صفت است )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شرایط کنونی ، شرایط فعلی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

یک سر و گردن از بقیه بالاتر بودن ، برتری داشتن ، ارجحیت داشتن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

به عنوان یک الگو بودن ، نمونه بودن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

خود را جمع و جور کردن ، تلاش شدید

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

جدا شدن ، پارگی ، دسر موز

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

خیلی زیاد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

آماده شدن برای ماندن در یک جایی برای مدت خیلی طولانی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤

زیر و رو کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شمع کوبی ساختمان در عام عبارت تحقیر آمیز ی است که برای مردان همجنسگرا به کار برده شده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شمع کوبی ( ساختمان ، پل و. . ) ضربه محکم Pile driver هم یک اصطلاح تحقیر آمیز برای مرد همجنس گرا است

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

ضعیف ، فرتوت

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

با with معنی از جمله با . . . . میدهد Including with از جمله با. . .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بارها و بارها مکرراً

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

فریب خورده ( صفت است )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

مورد خیانت قرار گرفته ( صفت )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

ترک کردن جایی ، بیرون آمدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

استخوان شانه ( ترقوه )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

دوران

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

یکی از تمرینات وزنه برداری است

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

یکی از تمرینات وزنه برداری است

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سیم کشی شده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

پیوستگی ، استمرار ، ثبات

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

یکنواخت

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

احساساتی شدن ، غمگین شدن ، غش کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مزیّن شده، آذین بندی شده ( صفت ) تزیین شده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

هدف قرار دادن، مهم و بااهمیت شمردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

مدرک حیّ و حاضر

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

خودنمایی کردن ، ابراز وجود کردن ، ادعای چیزی یا کاری را کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بسته و پکیج دارای درب

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

فریب خورده ( صفت ) ، گول خورده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

منطقه ی بی طرف

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

به پهنای جهان ، پهنه ی جهان

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سوم

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

فلان و بهمان

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٦

ریشه دوانده منطقی ، عاقل

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کنار آمدن ، مواجه شدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

برون ریزی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

به دنبالِ A being who is just out to satisfy drives and instincts موجودی که فقط به دنبال ارضای میل ها و غرایز است

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تحت . . . قرار گرفتن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

معجزه ای کوچک

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٦

از قضا ( با طعنه )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

هزینه در بر داشتن . عوارض به دنبال داشتن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ناشی از

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

پردازش شده The authors have computerized hundreds of thousands of data نویسندگان صدها هزار اطلاعات را پردازش کرده اند

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کی چه کاره است ؟ کی کیه ؟

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

تأیید

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ابتذال ، بی ارزشی ، پستی ( اسم است )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

محبوبیت ( اسم )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مبتذل

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٧

ناگفته نماند. . .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ثمر داده است ، محصول دادن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

دوباره اختراع کردن ، باز آفرینی کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤

امان دادن ، معاف کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

نه کمتر از کمتر از . . . نیست

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نه بیشتر از ، بیشتر از . . نیست

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

در لاتین پدر مقدس

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

در لاتین به معنای مبهم و نامطمئن می باشد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تمامیت خواه ، مستبد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نام آموزگار یهودیان ( خاخام ) یه چیزی تو مایه های گورو در هندوییسم

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

قراربود که . . . من . . .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

برف وارفته ، برف شل وارفته

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

بپر توی اون ، بپر داخل ، برو توش

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

اعتماد به پروردگار ، توسل به خدا ، توکل به خداوند

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تاکستان ها

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

قابل وصول

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

جنجالی ، شدید

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٦

تجربه کردن در یک برهه ی زمانی خاص و سخت عبور کردن از یک مرحله ی شاق

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

مورد نظر

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

به نوعی ، یه جورایی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

زیر بنا ، اساس ، پایه ، لایه ی زیرین

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ساقی هم معنی میدهد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مکانی در شهر وین ، که صاحبان تاکستان، شراب ِ باغ خودشان را به مردم می فروشند

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

دانشجوی نخبه ، دانشجوی سرآمد، دانش پژوه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

الکی ، با بیهودگی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

جایگاه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

انجام شدن ، اجرا شدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

لبریز شدن ، لبریز کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

تعالی گرایانه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

خداناباور ، ملحد ، بی دین ، منکر وجود خدا صفت به حساب می آید

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

چوب لایه چرخ ، مانع ، حصار ، سنگی که باعث سکندری خوردن شخص شود ، سد راه ، عامل جلوگیری

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

خشک و سنگ شده From petrified footprints you may infer that dinosaurs have existed از جا پاهای سنگ شده ( حک شده ) شما ممکن است نتیجه گیری کنید که دای ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

باور داشتن ، معتقد بودن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

فهمیدن ، درک کردن ، به دست آوردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

گاز گرفتن ( حیوانات ) The dog sometimes snaps at my finger سگ گاهی اوقات انگشت مرا به دندان می گیرد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

معنایی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

در مقایسه با

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

یعنی ، چون ، به این معنی که ، در واقع

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مشمول تر ، شامل تر ، فراگیر تر

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

غیر قابل برآورد ، غیر قابل تخمین زدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

قیاسی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

هم راستا ، هماهنگ ، هم ردیف

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

همانگونه است برای. . . همانطور است برای . . . همانگونه است چون. . .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مختلط، سردرگم

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

موضوع سوژه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

پول تو جیبی ، توجه کردن ، التفات نمودن، در نظر گرفتن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

موضع گیری کردن ، سو گیری کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

موافقت کردن ، تأیید کردن ، آبونه شدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نام شهری در اسکاتلند و دانشگاهی به همین نام

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

رشدی، مربوط به رشد developmental curve منحنی مربوط به رشد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نجات دهنده، ناجی Lord is saveth such as be of a contrite spirit پروردگار ، ناجی کسانی که روحیه ی توبه کار دارند می باشد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

همان cling است در زمان گذشته clung میشود یعنی چسبید به . . .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نام شخصیت اصلی زن در فاوست اثر گوته

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

نام اثری از گوته ( آلمانی )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مبتلا ( صفت است ) مثال: contracting venereal diseases مبتلا به بیماریهای مقاربتی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

برای تنوع هم که شده. . .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

نماینده ی چیزی بودن، نمایش دهنده و نشان دهنده چیزی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سپس ، بعدش ، پس از آن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

با همه ی ظواهر

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مکتب پیشرو

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تشخیص روانی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

گوناگونی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

نشانگرها ، شاخص ها

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مسلک ، آیین ، پیشه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

به نفعِ، به سود ِ

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

صفحه نمایش ، غربالگری کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

از روی تعصب، از روی کوته فکری و کوته بینی ، متعصبانه ، از روی خشکه اندیشی ، به دور از روشن فکری

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

نگران کننده ( صفت ) نگران

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

درخواست کننده ، داوطلب برای ورود به مکان مذهبی ، قائم مقام

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

پیشاپیش ، از همان ابتدا ، از همان نگاه اول ، با احتمال اولیه It's not justified a priori to exclude people مستثنی کردن مردم در همان نگاه اول، قابل ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

با گذشت زمان

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١١

موجب شدن ، عامل چیزی بودن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

زیان آور

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

انسانی ، بشری It's a document humain یک سند انسانی است. . .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

بی حرکت ماندن ، آرام و ساکت ماندن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

در شُرفِ انجام کاری ، در آستانه ی انجام دادن کاری یا روی دادن اتفاقی In my soul God is about to dig out the basis در روح من، خداوند در شُرفِ کندن اس ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٦

روزگاری ، زمانی ، یک روزی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

همیشگی ، دائمی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

خیلی وقت پیش

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

وضعیت اسف بار

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نام دارویی که در کنترل کردن بیماری اسکیزوفرنی کاربرد دارد و تجویز می شود

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

خیلی، به احتمال زیاد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

به روش ، در مسیر . . In the proper way به روش مناسب ، در مسیر مناسب

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

یونس نبی Jonah , the prophet who was swallowed by the Whale 🐋🐋

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بلعیده شده ( صفت )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

درستش تبدیل کردن تبدیل کرده اند تبدیل کرده است و. . .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

پدر خوانده ، پدر غیر بیولوژیکی که از نظر قانونی دارای صلاحیت نگهداری از کودک می باشد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

قابل بازگشت ، برگشت پذیر Nothing we have done in the past can be undone هیچ چیزی که ما در گذشته انجام داده ایم قابل بازگشت نیست

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٦

درست مانند ، بعنوان مثال ، درست مثل

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

برایش ، برای آن فرد . .

پیشنهاد
٠

حل مشکل کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

محقق شده ( صفت )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تسکین دادن ، بی حس کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

disguise

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

به ماهیت یک فیبر ، در عضلات گفته میشود ( در زیست شناسی )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

موّاج ، موج دار

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

مشخص شده ، آشکار شده ، برجسته ، نشان دار شده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

از طرفی ، متقابلاً

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

اینجا فعل محسوب میشود جای داده است، مستقرشدن، جا دادن Which even today houses most of the university clinics که حتی امروزه، بیشتر کلینیک های دانشگاه ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٦

جزء به جزء توضیح دادن موضوعی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

Pastoral ministry خدمات مشاوره ای

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

به اشتباه گرفتن چیزی ، چیزی را با یک چیز دیگر به اشتباه قاطی کردن ، سردر گم شدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

به هیچ وجه ، اصلأ ، به هیچ وجه من الوجود

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

با with می آید مثال: but wasn't this meaningfulness done away ?with at the moment at which his life was finished از بین رفتن ، از بین بردن ، حذف شد ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

احترام زیادی قائل شدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

به منزله ی ، معادل با

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

رفتار درمانگر

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

معنی خرمن هم میده A shock of corn cometh in his season خرمن ذرت در فصلش ظاهر میشود

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

معنی ( یه جورایی به عنوان. . . ) هم میده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شبیه به ، مثل

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

غرق گناه شدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

بهره برداری

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

لغو کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

مطرح کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مجروح کرد با bless به معنای برکت بخشیدن اشتباه گرفته نشود

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

به لطف و عنایت پروردگار ، به لطف و مرحمت الهی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

و همین جور ادامه داره ، و غیره

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

بدون آمادگی قبلی مطلبی را سر هم کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

گذرا بودن ، زودگذر بودن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

جایگاه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

در جریان ، در جهت ، در طی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

در جریان. .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

مرزبندی بین کشورهای تحت سلطه شوروی سابق و کشورهای اروپای غربی مثل مرز بین آلمان شرقی و آلمان غربی که بعدها از بین رفت و پرده ی آهنین نامیده میشد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

در آن زمان ، در آنجا ، آن وقت ، در آن هنگام ، در آن موضع

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

در این باره ، راجع به این

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤

نیازی به گفتن نیست

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تا جاییکه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

جسمانی ، بیماری که منشأ آن جسمانی است و هیچ ارتباطی با روح و اندیشه فرد بیمار ندارد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

روان رنجوری با منشأ اندیشه ی بیمار

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

با ریشه و منشأ روانی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

انسانیت

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شرطی شده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مصر ، بی امان ، سمج

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

پیگیری نکردن یک مجازات یا بدهی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تمرکززدایی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مکمل ، تکمیل کننده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

علتی، سببی، مربوط به علت

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

شیرین رضایی بدون . . . . بهتره ، بدون چیزی بهتر بودن

پیشنهاد
٠

شیرین رضایی کمک کردن به چیزی یا موضوعی به درد چیزی خوردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

شیرین رضایی وابسته به فیزیولوژی عصبی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

شیرین رضایی تحت چیزی قرار گرفتن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

شیرین رضایی نام منطقه ای در امریکا ( در میشیگان ) که بیمارستانی به همین نام آنجا وجود دارد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شیرین رضایی اندازه نیست . مناسب نیست . در چارچوب قرار نمی گیرد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

شیرین رضایی پیشی گرفته ، جلو افتاده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

شیرین رضایی به این ترتیب ، به این مضمون ، با در نظر گرفتن این موضوع ، به همین خاطر

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شیرین رضایی ساخته شده ، متشکل ، ساختار

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

شیرین رضایی شوخ طبعانه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شیرین رضایی متوسل شده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شیرین رضایی دارای لکنت زبان ، لکنت داشتن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شیرین رضایی جیب خالی ، بی پول

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شیرین رضایی as to = with regard to راجع به ، درباره ی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

شیرین رضایی درباره ، راجع به

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

شیرین رضایی مطرح شده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شیرین رضایی If not present اگر وجود نداشته باشد Not present وجود نداشتن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شیرین رضایی به همین ترتیب

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شیرین رضایی نشأت گرفته از انتظار ، پیش زمینه ای از یک حالت انتظاری ، مقدمه وقوع اتفاق در ذهن فرد که معمولاً به وقوع واقعی اتفاق منجر میشود

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شیرین رضایی قصد تناقض در معنا درمانی ( logotherapy ) یک روش درمانی است که درمانگر از بیمار میخواهد ترس های خودش را و یا وسواس اجباری خود را بیشتر نش ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

شیرین رضایی دور باطل ( شرایطی که پی در پی تکرار شود )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شیرین رضایی در کنارش ، در کنار آن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شیرین رضایی بقیه ، دیگری

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شیرین رضایی نام کمدین مشهور اتریشی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شیرین رضایی در ابن صورت ، اصلأ ?For that matter the meaning of possessing money در این صورت معنی پول داشتن چیست ؟

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

شیرین رضایی فعال بودن بیش از حد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شیرین رضایی پیش رو ، رودررو

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

بدم نمی آید. اهمیتی نمی دهم

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شیرین رضایی پوچ گرایی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شیرین رضایی تبدیل کرده اند

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شیرین رضایی مربوط به خدا

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

شیرین رضایی بعلاوه ، افزون بر این

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

به معنای truth و حقیقت است

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

شیرین رضایی ارادی و از روی اراده چون معنای reflective یعنی انعکاسی و به طور غیر ارادی است پس unreflective یعنی ارادی و خود آگاه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شیرین رضایی صفت است. به معنای مغایر

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

شیرین رضایی Oedipal complex عقده ادیپ ( در روانشناسی )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شیرین رضایی چیزی به غیر از

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شیرین رضایی به معنای اسباب و اشیاء است شیء، چیز

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شیرین رضایی به صورت جسم در آوردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شیرین رضایی نسبیت گرایی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

شیرین رضایی صفت است و به معنای رو به زوال ، در حال فروپاشی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

شیرین رضایی سرهم بندی کردن لحظه ای و مقطعی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شیرین رضایی به جرأت می توان گفت

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

شیرین رضایی گرفتن ، برگزار شدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شیرین رضایی سنت گرایی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شیرین رضایی فراهم شده ( از قبل تدارک دیده و فراهم شده )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شیرین رضایی قابل مبادله

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

شیرین رضایی Correctional institution مؤسسه اصلاح و تربیت ( کانون اصلاح و تربیت )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شیرین رضایی در غیر اینصورت

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

شیرین رضایی خاطر نشان کردن به موضوعی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شیرین رضایی واژه ای لاتین به معنای آگاه نبودن انسان، ( نمیدانم و نخواهم دانست ) از ابتدای زندگی تا زمانی که در بستر مرگ قرار دارد و این ندانستن هموا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شیرین رضایی اشتباه گرفته شده. سر در گم شده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شیرین رضایی متکلم، راوی ، کسی که نظرات مردم ( نوشته شده در برگه ای از کاغذ ) را به سخنران سالن ، منتقل کند و با صدای بلند خوانده شود تا سخنران پاسخ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شیرین رضایی نادیده گرفته شده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شیرین رضایی کلیات

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شیرین رضایی مسئولیت پذیر بودن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شیرین رضایی با حالت از خود راضی و حق به جانب مثال : they smugly smiled

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شیرین رضایی کم توقع ، غیر مسئول

پیشنهاد
٠

شیرین رضایی در کمترین زمان ممکن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

شیرین رضایی مراحل تکامل روانی انسان از کودکی تا بلوغ کامل روانی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شیرین رضایی استنباط شده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شیرین رضایی تحت کنترل قرار گرفته

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

شیرین رضایی ۱. سیستم انجام دادن کاری، با تکیه بر اقدامات داوطلبانه ۲. تئوری که اراده و اختیار انسان را ، عاملی غالب در جهان می پندارد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شیرین رضایی مدرک ، اثبات ، سند

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شیرین رضایی مسکن درد ، آرام بخش

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شیرین رضایی اصل راهنما

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شیرین رضایی از گونه ی، از نوع ، از طبقه ی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

شیرین رضایی سر از جایی در آوردن مثال: The shortcut winds up as a blind alley

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

شیرین رضایی راجع به ، درباره ی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شیرین رضایی در بر گرفتن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

شیرین رضایی مطابق با

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شیرین رضایی فقر

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شیرین رضایی به این مضمون He makes a parallel statement to the effect او یک بیانیه در همان راستا ارائه می دهد به این مضمون که. . . .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

شیرین رضایی یکنواخت ، یک دست

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

شیرین رضایی محرک ها ( جمع می باشد )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شیرین رضایی نامربوط ( حرف اضافه ) ، بی ربط

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شیرین رضایی به حد اعلا رسیدن ، تجربه های فراتر

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شیرین رضایی لحظه وجد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شیرین رضایی خود شکوفایی _ تحقق دادن خود

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

شیرین رضایی چی به چی هست ؟ تشخیص دادن تفاوت ها

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

شیرین رضایی ناپدید شدن و به تدریج رنگ باختن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شیرین رضایی گم کردن هدف ، از دست دادن هدف ، غافل شدن از هدف ، دور شدن از میدان دید

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

شیرین رضایی در مرتبه ودر درجه ی دوم

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

شیرین رضایی اصلاحات

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

شیرین رضایی اعلام شده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نام روانشناس آلمانی در زمینه پاتولوژی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شیرین رضایی یک کلمه ی آلمانی به معنای دنیوی و unwelt هم متضاد آن ، به معنای غیر دنیایی می باشد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شیرین رضایی بستگی به شما دارد که. . . .

پیشنهاد
٠

شیرین رضایی اگر دلیل دیگری وجود نداشته باشد مگر . . . .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شیرین رضایی نام یک نوع آنتی بیوتیک است

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Shirin مسخ شخصیت شده ، از خود جدا شده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

Shirin احاطه کننده ، در برگیرنده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

Shirin فراگیر شدن ، غالب شدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Shirin وسط حرف کسی پریدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤

Shirin جمع phenomenon می باشد به معنی پدیده ها

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

Shirin مورد نظر بودن Spiritual is meant without a religious connotation معنوی ، بدون معنای ضمنی مذهبی مورد نظر است

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Shirin به زبان آلمانی میشه لایه و سطح

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Shirin بیش از حد عمومیت داده شده به موضوعی بیش از حد نتیجه گیری کلی گرفته شده از موضوعی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Shirin Biology یعنی زیست شناسی ولی Biologism یعنی زیستی نگری که یک اصطلاح در روانشناسی است

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Shirin اندیشه شناختی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Shirin رو به راهش کن ، بسازش

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Shirin بسازش

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Shirin سفارش شما حاضر است

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

Shirin رییس ( خودمونی )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

Shirin بعید به نظر می رسد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

Shirin برعکس

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Shirin توسط مرحوم ، به وسیله ی خدا بیامرز

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Shirin اگر به عنوان فعل استفاده شود معنی متحدشدن و یکی شدن می دهد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

Shirin برانگیخته ، خشمگین

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Shirin به طرز دیوانه وار خوشحال . در اوج خوشحالی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

Shirin چرخیدن و دور زدن برای همه کافی بودن و به همه رسیدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

Shirin این قدر باارزش که نمیشه براش قیمت تعیین کرد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Shirin حق دادن به کسی ، یک حقی به کسی دادن

پیشنهاد
٠

Shirin چه چیز برای شما خوب است

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

Shirin حد و مرز گذاشتن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Shirin یک مقدار ، از توی چشم بودن فاصله گرفتن و عمدا عقب نشینی کردن به خاطر موقعیت های خاص دیگری.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Shirin به طور گسترده و زیاد، با اشاره صحبت کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

Shirin محبوب

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

Shirin زودتر ، پیشاپیش ، از قبل

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Shirin حقوق گمرکی را تسویه کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Shirin آدم فروتن و ساده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Shirin اهداکننده عضو بدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Shirin جمع و جور کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

Shirin نام خواننده آمریکایی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Shirin مواد معدنی و ریز مغذی ها

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

I went on to say من ادامه دادم به گفتن. . ادامه دادن ، گذشته ی go on

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

Shirin پاپوش

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

Shirin تا اینکه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

Shirin تظاهر کردن به انجام عملی بدون اشتیاق شبیه سازی کردن عملی

پیشنهاد
٠

Shirin همون اصطلاح که آدم باید با کفش یکی دیگه راه بره تا بفهمه چه اتفاقی توی زندگیش افتاده . خود را جای اون فرد گذاشتن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

Shirin هم ذات پنداری کردن هم معنی میدهد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

Shirin قبل از پایان By the end of the year he'd earned more merit cards than any pupil in the school's history قبل از پایان سال، او بیشتر از هر دانش ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

Shirin از قضا ، بر حسب سرنوشت ، دست بر قضا ، دست سرنوشت

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Shirin مراقب و نگران ( صفت )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

Shirin حمل شده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Shirin ذهن آسوده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Shirin گپ زدن دور همی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Shirin آزرده خاطر شدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

Shirin کلوپ شبانه ، کاباره

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Shirin نام دخترانه است

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Shirt آدم آویزون ، کسی که مسئولیت پذیر نیست و از بقیه تغذیه میکند

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

Shirin با انگیزه و با رغبت ( صفت )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Shirin There are enormous pressure pulling us away from people نیروی عظیمی وجود دارد که ما را از مردم دور می کند دور کردن معنی میدهد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

Shirin خود را باختن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

Shirin معنی رد کردن و نپذیرفتن هم می دهد You be prepared for the occasional knock back شما آماده باش برای مورد پذیرش قرار نگرفتن های گاه و بیگاه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٨

Shirin محقق شده و رضایت بخش

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Shirin ماهیت دلسوزانه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Shirin دست از تنبلی بردار

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

Shirin b از پس کاری برآمدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

Shirin احساس چیزی در کسی به وجود آوردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Shirin Life got in the way یعنی مشغول و درگیر زندگی شدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Shirin رسیدن به آن و دریافت کردنش

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Shirin نوعی شیرینی ( پای ) که با گردوی آمریکایی طبخ میشود

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Shirin چشم به راه بودن منتظر چیزی یا کسی بودن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

Shirin oozing with confidence یعنی اعتماد به نفس از سر و روی کسی باریدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Shirin اوضاع را کنترل کردن و سر و سامان دادن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Shirin خیالش راحته

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

Shirin They are friendly on their own terms آنها نسبت به شرایط خودشان دوستانه هستند

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

Shirin نام داروی مخدر برای تسکین درد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

Shirin قسم خوردن ( گذشته )

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

Shirin برگشتن دوباره به یک موضوع و مطرح کردن دوباره آن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

Shirin انصافاً هم

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

Shirin In keeping with the reader's reasonable expectations مطابق با انتظارات معقول خواننده

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

Shirin غان و غون کردن نامفهوم حرف زدن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

Shirin خودخوری

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

Shirin پرخوری

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

Shirin هر لحظه ، آماده دعوا بودن و دنبال بهانه گشتن برای دعوا

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

Shirin شرافتمندانه

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

Shirin برتر ، درجه یک ، منتخب

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

Shirin نام یک انسان شناس ( anthropologist ) سوییسی Johann Jakob Bachofen

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

Shirin منفعل و بی اراده

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

Shirin عبور کردن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

Shirin آموختن مهارت جدید

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

Shirin تحمیل کردن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

Shirin نام یکی از قبیله های سرخ پوستی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

Shirin ساکنان جزایر اقیانوس آرام

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

Shirin تغییر جنسیت دادن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

Shirin بالا قرار دادن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

Shirin یعنی تا سر حد ممکن پیش بردن یا انجام دادن کاری یا چیزی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

Shirin جمعیت کثیری از انبوهی از جمعیت کاملی از

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

Shirin تقویت شده

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

Shirin نشریه هایی که کتاب های ممنوع شده و قدغن را در زمان کمونیست شوروی پنهانی چاپ میکردند

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

Shirin روزنامه نگاری که یک سری مقالات راجع به تخریب شوروی نسبت به جماعت دهقان انتشار کرد ( در زمان جنگ دوم جهانی )

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

Shirin انگلی ، انگل طور

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

Shirin بریتانیایی ها

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

Shirin محدود کننده

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

Shirin نام تجاری اولین نوار بهداشتی کاربردی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

Shirin childcare یعنی مهد کودک

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

Shirin نام یک دانشگاه معتبر در کانادا

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

Shirin فشار شدید

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

Shirin بدون نشان دادن احساسات ، با سردی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

Shirin در حال حاضر

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

Shirin شلیک کرد The boy who shot up Columbine High School

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

Shirin دو آزاد و با پارکور فرق دارد

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

Shirin مطرح شده

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

Shirin جمع آوری کردن ، گرد آوری کردن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

Shirin چمباتمه زدن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

Shirin از شر چیزی خلاص شدن . همان get rid of است

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

Shirin ابراز وجود

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢١

Shirin از سوی دیگر

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد

Shirin در حال حاضر

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١٢

Shirin دور شدن ، از بین رفتن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٥

Shirin جنگ تمام عیار

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

Shirin جاری شدن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

Shirin به طور گیج کننده و سرسام آور

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

حریف موذی _ حریف شیطانی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

حق داشتن و بر حق بودن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

پولی مثل یارانه که دولت می پردازد

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

شیرین آشفته شده

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

شیرین بدون آشفتگی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

شیرین به طور شفاف

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

شیرین It takes nothing into account هیچ چیزی را در نظر نمی گیرد.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

شیرین چرا معنای corporate و incorporate در abadis مشابه هم است؟؟ هر دو معنی یکی شده و یکپارچگی می دهند ؟؟؟

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٤

شیرین به خودی خود

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

شیرین اردوگاه کار که یهودیان توسط نازی ها کشته شدند

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

شیرین مصیبت زده

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

شیرین مطرح شده

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

شیرین قید رهبانی و معنوی بودن را زدن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٨

Shirin شکل گرفتن ، تشکیل شدن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد

Shirin روان تکانشی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

Shirin از ته دل

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

Shirin سالهای پیش رو

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

متوقف شدن به طور موقت

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

در آن مورد

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

شیرین رضایی I'd rather be on a beach in Mexico with my girlfriend من ترجیح میدهم با دوست دخترم در ساحل مکزیک باشم یعنی من ترجیح میدهم باشم. . . I' ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٤

مهار کردن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

دچار شدن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

غافلگیر شدن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

نادیده گرفتن و چشم پوشی کردن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

نامقید

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

میله هابی که در بعضی پارک ها برای کودکان تعبیه شده برای آویزان شدن و تفریح

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

تشنه ی چیزی بودن و برای چیزی اشتیاق سیری ناپذیر داشتن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

Froot _loops نوجوانان همجنس گرا یا همان ال جی بی تی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

اعجوبه ریاضی. نبوغ ریاضی داشتن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

این کلمه برای تشویق به کار میرود مثل احسنت یا بارک الله

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

از بین بردن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

عمارت ساخته شده با تخته

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

Subjugation معنی اطاعت نمی دهد برعکس به معنی چیرگی و استیلا و تحت کنترل در آوردن است

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

نپذیرفته شده

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٥

Subjugation معنی اطاعت نمی دهد چون اطاعت یعنی فرمان برداری و برعکس ، این لغت به معنای چیرگی و تحت سلطه و کنترل قرار دادن است و معنی برتری هم می دهد

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١٠

به زور و به سختی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

بیش از حد متجاوز

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

جلو بردن کاری

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

از موضوعی برداشت کردن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

خارج شده. ساطع شده

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٦

افزایش شدید و ناگهانی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

فرعی و سطح پایین

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

مزمن . If things do not improve , we become chronically depressed اگر اوضاع بهتر نشود ما دچار افسردگی مزمن می شویم

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

به میوه ی درخت کاکتوس همtuna گفته میشود

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

مقاومت کردن در برابر تغییر