push out

پیشنهاد کاربران

معنی:
بیرون راندن / خارج کردن / بیرون دادن / تولید کردن ( بسته به بافت )
🔹 نکته واژگانی:
* **push out of** = از جایی بیرون راندن
* **push someone out** = کسی را کنار زدن یا بیرون کردن
...
[مشاهده متن کامل]

* **push out a product** = محصولی را روانهٔ بازار کردن
* **push out air** = هوا را بیرون دادن
📌 تفاوت و نکات مهم:
* **push out** معمولاً بر �وادار شدن چیزی به خارج شدن� تأکید دارد.
* **force out** = با زور بیرون کردن ( شدیدتر )
* **remove** = خارج کردن ( خنثی تر )
* **expel** = اخراج یا بیرون راندن ( رسمی تر )
📌 معانی رایج:
1. بیرون راندن یا کنار زدن
* **The company pushed out several senior managers. **
= شرکت چند مدیر ارشد را کنار گذاشت.
2. بیرون دادن یا خارج کردن
* **The lungs push out carbon dioxide. **
= ریه ها دی اکسید کربن را خارج می کنند.
3. تولید کردن یا به بازار فرستادن ( غیررسمی )
* **The team pushed out a new update. **
= تیم یک به روزرسانی جدید منتشر کرد.
🔹 نوع کلمه ( Part of Speech ) :
Phrasal Verb ( فعل عبارتی )
🔹 مثال:
**The baby bird pushed out of the egg. **
= جوجه از تخم بیرون آمد / خود را از تخم خارج کرد. 🐣

انجام دادن
از رده خارج کردن
ترجمه ی تمام دوستان درست بود.
از مثال زیبای امیر منظوری خیلی لذت بردم.
توصیه میکنم آنرا حفظ کنید تا معنی push out جا بیافتد و یک جمله ی خوب را هم یاد بگیرید.
اما اما اما :
اگر دارید اخبار گوش میکنید ، در انگلیسی رایج جهان امروز ، یگانه معنی رایج push out را آقای کتابدار نوشته اند و نمیدانم چرا بقیه به این معنی مهم اشاره نکردند.
...
[مشاهده متن کامل]

مثلا ، کشوری به کشوری کمک نظامی یا مالی می کند زیرا آن کشور اوضاعش خراب است و اصرار دارد کمک ها در میان همه ی سطوح یکسان پخش شود.
در اینحال از فعل push out استفاده میشود.
کشور کمک کننده ، کمک ها را push out می کند.
در اخبار ، news و رسانه media , من فقط با این معنی آنرا شنیده ام . نه به سایر معانی که دوستان نوشتند.
کامنت آقای حسین کتابدار، کاملا درست و کاربردی است.

To release or make something available to the public, often with a sense of urgency or force.
انتشار دادن یا در دسترس قرار دادن چیزی برای عموم، اغلب با احساس ضرورت یا الزام.
مثال؛
The company pushed out a software update to fix the issue.
...
[مشاهده متن کامل]

A music artist might push out a new single to their fans.
In a discussion about a new movie, someone might say, “The studio pushed out the release date to generate more buzz. ”

بیرون راندن از طریق یک خروجی یا کانال همراه با زور زدن مثلا زایمان
به سمت بیرون هل بدم، مثلا
I gotta push myself a bit out of the comfort zone
خودم را از ناحیه امنم هل بدم به سمت بیرون یا از ناحیه امنم بیام بیرون ( ریسک کنم و کارهای جدید کنم )
پر یکنفر را باز کردن
Push someone out :
کسی رو روندن
کسی رو پس زدن
Push out something out of something :
( Phrasal verb )
خارج کردن چیزی از چیزی دیگر
به بیرون راندن چیزی از چیز دیگر
به عنوان مثال :
New words push old words out of use and dictionaries.
...
[مشاهده متن کامل]

کلمات جدید، کلمات قدیمی را از چرخه ی استفاده کردن و از درون دیکشنری ها به بیرون می رانند.
( به عبارت دیگر یعنی : کلمات قدیمی آرام آرام کم کاربرد شده و به مرور زمان، دیگر توسط مردم استفاده نشده و از درون دیکشنری ها و فرهنگ لغت ها نیز حذف می شوند. )

به طرف بیرون هل دادن
پراکندن، گستراندن، شکوفا شدن
به سمت بیرون خارج شدن/کردن، در رفتن، درآوردن
https://idioms. thefreedictionary. com/push out
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ١٣)