magnate

/ˈmæɡnət//ˈmæɡneɪt/

معنی: نجیب زاده، ادم متنفذ
معانی دیگر: آدم متنفذ، کدیور، توانمند، متشخص

بررسی کلمه

اسم ( noun )
• : تعریف: someone of exceptional power, wealth, or influence, esp. in business.
مترادف: baron, mogul, tycoon
مشابه: big shot, bigwig, captain, nabob, name, robber baron, top dog, wheel

- The famous shipping magnate was one of the wealthiest men in the world at that time.
[ترجمه علی جادری] آن شخص مشهور در زمینه حمل و نقل , یکی از ثروتمندترین افراد جهان در آن زمان بود .
|
[ترجمه Soshyant] آن فرد با نفوذ مشهور در زمینه حمل و نقل، یکی از ثروتمند ترین افراد جهان در آن زمان بود
|
[ترجمه گوگل] نجیب زاده معروف کشتیرانی در آن زمان یکی از ثروتمندترین مردان جهان بود
[ترجمه ترگمان] یکی از ثروتمندترین افراد دنیا در آن زمان یکی از ثروتمندترین افراد دنیا بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

جمله های نمونه

1. a cotton magnate
تاجر عمده ی پنبه

2. They've linked her with various men, including magnate Donald Trump.
[ترجمه گوگل]آنها او را با مردان مختلفی از جمله نجیب زاده دونالد ترامپ مرتبط کرده اند
[ترجمه ترگمان]آن ها او را با مردان مختلف از جمله دونالد ترامپ به هم پیوند داده اند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. A multimillionaire media magnate has shocked his employees with his candor by telling them all that he's putting his business affairs on hold to enter an alcoholism-counseling program.
[ترجمه گوگل]یک مالتی‌میلیونر بزرگ رسانه‌ای با صراحت کارمندانش را شوکه کرده است و به همه آنها گفته است که برای ورود به یک برنامه مشاوره اعتیاد به الکل، امور تجاری خود را متوقف می‌کند
[ترجمه ترگمان]یک غول رسانه ای میلیاردر کارمندان خود را با صراحت خود با گفتن همه چیزهایی که امور تجاری خود را برای ورود به یک برنامه مشاوره اعتیاد به الکل مطرح می کند، شوکه کرده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. She married a Texan oil magnate.
[ترجمه گوگل]او با یک بزرگ نفت تگزاس ازدواج کرد
[ترجمه ترگمان]اون با یه مرد ثروتمند نفتی ازدواج کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Steve Forbes, the magazine magnate currently racing toward the top of the polls, had almost no contributors.
[ترجمه گوگل]استیو فوربز، نجیب زاده مجله که در حال حاضر به سمت صدر نظرسنجی ها رقابت می کند، تقریبا هیچ مشارکت کننده ای نداشت
[ترجمه ترگمان]استیو فوربس، یک قطب مجله که در حال حاضر در صدر این نظرسنجی ها قرار دارد، تقریبا هیچ کدام از مشارکت کنندگان را نداشته است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. The extent to which a powerful magnate could dominate the shire community and act as a focus for local sentiment varied.
[ترجمه گوگل]میزانی که یک نجیب زاده قدرتمند می تواند بر جامعه شایر تسلط داشته باشد و به عنوان کانونی برای احساسات محلی عمل کند، متفاوت است
[ترجمه ترگمان]حدی که یک قطب قدرتمند می تواند بر جامعه شر نفوذ کند و به عنوان کانون توجه به احساسات محلی عمل کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. John was a substantial magnate but, in terms of land held in hereditary right, not one of the first rank.
[ترجمه گوگل]جان یک نجیب زاده قابل توجه بود، اما از نظر زمین در حقوق ارثی، در رتبه اول قرار نداشت
[ترجمه ترگمان]جان یک اشراف زاده بزرگ بود، اما از لحاظ زمین در حق موروثی، نه از درجه اول
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. The publishing magnate is challenging front-runner Dole by attracting largely middle-class suburban voters seemingly alienated from the political process.
[ترجمه گوگل]غول انتشارات با جذب رای دهندگان طبقه متوسط ​​حومه شهر که ظاهراً از روند سیاسی بیگانه هستند، دول را به چالش می کشد
[ترجمه ترگمان]قطب انتشار با جذب رای دهندگان طبقه متوسط در حومه شهر به نظر می رسد که به ظاهر از فرآیند سیاسی بیگانه شده باشد، به چالش کشیده می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. Retail magnate Philip Green comes in 107 th with $ 4 bn.
[ترجمه گوگل]فیلیپ گرین غول خرده فروشی با 4 میلیارد دلار در رتبه 107 قرار دارد
[ترجمه ترگمان]فیلیپ گرین، رئیس بخش خرده فروشی، با ۴ میلیارد دلار به ۱۰۷ میلیارد دلار رسید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. Mcdonald's group is the magnate in the sack industry of the world.
[ترجمه گوگل]گروه مک‌دونالد بزرگ‌تر در صنعت گونی در جهان است
[ترجمه ترگمان]گروه mcdonald، مرد بزرگ صنعت sack جهان است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. Boss Chen, is only my magnate in the end.
[ترجمه گوگل]رئیس چن، در نهایت تنها نجیب من است
[ترجمه ترگمان]\"رئیس چن\" تنها قطب من در پایان است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. She rang up a press magnate and the Home Secretary, both personal friends of hers.
[ترجمه گوگل]او با یک نجیب زاده مطبوعاتی و وزیر کشور که هر دو از دوستان شخصی او بودند تماس گرفت
[ترجمه ترگمان]او یک قطب مطبوعاتی و دبیر خانه، هر دو دوستان شخصی او را به صدا درآورد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. In the second drawing, a magnate is imprisoned by diamonds.
[ترجمه گوگل]در نقاشی دوم، یک نجیب زاده توسط الماس زندانی شده است
[ترجمه ترگمان]در نقاشی دوم، یک نجیب زاده به وسیله الماس زندانی می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. Despite rumors, he wasn? t related to steel magnate Andrew Carnegie.
[ترجمه گوگل]با وجود شایعات، او بود؟ مربوط به اندرو کارنگی نجیب زاده فولاد است
[ترجمه ترگمان]با وجود شایعات، اون نبود؟ مربوط به magnate فولاد \"اندرو Carnegie\" - ه
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

نجیب زاده (اسم)
aristocrat, nobleman, magnate, chevalier, patrician, wellborn, bashaw, blue-blooded, knight

ادم متنفذ (اسم)
magnate

انگلیسی به انگلیسی

• one who has great influence or wealth (especially in the business world)
a magnate is someone who is very rich and powerful in business.

پیشنهاد کاربران

مثال؛
He’s a media magnate who owns several major television networks.
In a conversation about business leaders, someone might say, “The oil magnates have a significant impact on the global economy. ”
...
[مشاهده متن کامل]

A person might admire a technology magnate by saying, “She’s a true innovator and a magnate in the tech world. ”

NOUN
آدم متنفذ - غول - فرد پرنفوذ
SYN: mogul
💠 Venezuelan magnate Gustavo Cisneros dead at 78
. . .
Cisneros on Friday announced the death of its chairman, Gustavo Cisneros Rendiles, who was aged 78. It did not provide further details.
...
[مشاهده متن کامل]

The Venezuelan media mogul had expanded his family business into a global player, remaining chairman until his death.

به معنای آدم گردن کلفت و پرنفوذ در یک حوزه ی کاری هست. این اصطلاح با یک سری شغل ها بیشتر می آید که چند تایش را می نویسم:
Business
Fashion
Media
Newspaper
Oil
Property
Shipping
هر حیطه ی کاری که گستردگی زیادی دارد
کله گنده
سرمایه دار
رئیس

بپرس