برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

علی جادری

علی جادری

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 موجب شدن (چیزی به‌طور ناگهانی)
he government's proposals unleashed a storm of protest in the press.
پیشنهادات دولت موجب موجی از اعتراضات در ر ...
١٣٩٩/٠٣/٢٠
|

2 prescription
An example of a prescription is a doctor's note telling a patient what type of medication to get.
١٣٩٨/١٢/١٩
|

فهرست جمله های ترجمه شده

واژه جمله های ترجمه شده

1 complication
• A further complication was Fred's refusal to travel by air.
• مشکل بعدی این بود که فِرِد از سفر هوایی امتناع می کرد .
١٣٩٩/٠٧/٠٧
|

2 attendant
• The attendant should make the patient happy and hopeful.
• پرستار باید بیمار را شاد و امیدوار نگه دارد .
١٣٩٩/٠٧/٠٧
|

3 attendant
• Tony Williams was working as a car-park attendant in Los Angeles.
• تونی ویلیامز به عنوان متصدی پارک خودرو در لوس انجلس کار می کند .
١٣٩٩/٠٧/٠٧
|

4 cataclysm
• No city can ever be fully prepared for a cataclysm such as a major earthquake.
• هیچ شهری نمی تواند خود را برای فاجعه بزرگی مثل زمین لرزه به این بزرگی آماده کند .
١٣٩٩/٠٦/٣٠
|

5 overlap
• We shouldn't schedule the projects so that they overlap each other.
• ما باید پروژه ها را طوری برنامه ریزی کنیم تا با همدیگر تداخل نداشته باشند .
١٣٩٩/٠٦/٣٠
|

6 contemplate
• We don't contemplate his opposing our plan.
• ما به مخالفتش با طرحمان اهمیتی نمی دهیم .
١٣٩٩/٠٦/٢٧
|

7 wound
• More nurses were needed to dress the soldiers' wounds.
• پرستاران بیشتری برای پانسمان زخم سربازان لازم است .
١٣٩٩/٠٦/٢٧
|

8 prognosis
• The prognosis is for more people to work part-time in the future.
• پیش بینی می شود که افراد بیشتری در آینده به صورت نیمه وقت کار کنند .
١٣٩٩/٠٦/٢٧
|

9 innovative
• The most innovative artists are often unappreciated in their time.
• بیشتر هنرمندان خلاق در زمان حیاتشان , مورد تقدیر قرار نمی گیرند .
١٣٩٩/٠٦/٢٦
|

10 dispose of
• I am still not sure how best to dispose of the shares.
• من هنوز مطمئن نیستم چطور سهامم را بفروشم .
١٣٩٩/٠٦/٢٦
|

11 dispose of
• Let's dispose of this matter once and for all.
• بیا یکبار و برای همیشه این موضوع را حل کنیم .
١٣٩٩/٠٦/٢٦
|

12 dispose
• His rudeness when we first met didn't dispose me very kindly to/towards him.
• گستاخی او در اولین دیدار باعث نشد تا من با او خیلی مهربانانه برخورد کنم .
١٣٩٩/٠٦/٢٦
|

13 dispose
• Suspicions dispose kings to tyranny and husbands to jealousy.
• بدگمانی , پادشاهان را به ستم و شوهران را به حسادت وا می دارد .
١٣٩٩/٠٦/٢٦
|

14 renal
• He collapsed from acute renal failure.
• او از نارسایی حاد کلیه غش کرد .
١٣٩٩/٠٦/٢٦
|

15 complication
• I have enough complication in my life without having to look after your sick pets!
• من به اندازه کافی در زندگی خودم مشکل دارم که بخواهم از حیوانات خانگی مریض نگهداری کنم .
١٣٩٩/٠٦/٢٥
|

16 complication
• The age difference was a complication to the rela-tionship.
• اختلاف سن در رابطه , مشکل بزرگی بود .
١٣٩٩/٠٦/٢٥
|

17 implant
• An attempt to implant an embryo using an egg from an anonymous woman donor was unsuccessful.
• تلاش برای کاشت جنین باستفاده از تخمک زن اهداکننده ناشناس ناموفق بود .
١٣٩٩/٠٦/٢٣
|

18 certifiable
• If you ask me, that man is certifiable.
• اگه از من بپرسید , اون مرد قابل اعتماده .
١٣٩٩/٠٦/١٩
|

19 factual
• a factual article
• یک مقاله مستند
١٣٩٩/٠٦/١٧
|

20 vein
• The nurse poked the needle into a vein.
• پرستار سوزن را در رگ فرو برد .
١٣٩٩/٠٦/١٢
|

21 prognosis
• It is a serious disease and the prognosis is usually gloomy.
• این بیماری سختی است و تشخیص آن معمولا ناامید کننده است .
١٣٩٩/٠٦/١٢
|

22 inflict
• The government will inflict punishment on the traitors.
• دولت خائنین را مجازات خواهد کرد .
١٣٩٩/٠٦/١٢
|

23 wound
• The police officer received a number of gunshot wounds.
• افسر پلیس , چندین زخم گلوله برداشت .
١٣٩٩/٠٦/١٢
|

24 inflict
• The scorpion can inflict a painful sting.
• عقرب می تواند نیش دردناکی بزند .
١٣٩٩/٠٦/١٢
|

25 cure
• Antibiotics can cure people of some diseases, but not all.
• آنتی بیوتیک ها می توانند برخی از بیماری های مردم را درمان کنند , نه همه را .
١٣٩٩/٠٦/١٢
|

26 adjust
• They will have to adjust their behavior when they go to that new school.
• آنها مجبورند رفتار خود را وقتی به مدرسه جدید می روند , تغییر دهند .
١٣٩٩/٠٦/٠٥
|

27 sacrifice
• She sacrificed her vacation to tend to her grandmother.
• او از تعطیلاتش گذشت تا از مادربزرگش پرستاری کند .
١٣٩٩/٠٥/٢٩
|

28 intervene
• Several events intervened between the beginning of the negotiations and the actual signing of the document.
• اتفاقات زیادی مابین شروع مذاکرات و امضای واقعی سند , رخ داد .
١٣٩٩/٠٥/٢٢
|

29 vanquish
• He tried to vanquish his fears.
• او تلاش کرد تا بر ترسش غلبه کند .
١٣٩٩/٠٥/٢٢
|

30 vanquish
• It is no honour for an eagle to vanquish a dove.
• هیچ افتخاری برای یک عقاب نیست که کبوتری را شکست دهد .
١٣٩٩/٠٥/٢٢
|

31 exalt
• His followers exalted him as a savior.
• پیروانش از او به عنوان منجی ستایش کردند .
١٣٩٩/٠٥/٢٢
|

32 dispose of
• We will have to dispose of the mice in the attic.
• ما باید از شر موش های اتاق زیر شیروانی خلاص شویم .
١٣٩٩/٠٥/٢١
|

33 dispose of
• He doesn't know how to dispose of his spare time.
• او نمی داند چگونه اوقات فراغت خود را بگذراند .
١٣٩٩/٠٥/٢١
|

34 dispose of
• There just remains the matter of funding to dispose of.
• فقط موضوع تأمین بودجه باقی مانده تا رسیدگی شود .
١٣٩٩/٠٥/٢١
|

35 rate
• You must work at a faster rate to get it done on time.
• شما باید با سرعت بیشتری کار کنی تا کار را سر موقع انجام دهی .
١٣٩٩/٠٤/٠٣
|

36 rate
• Lamb is priced at a rate of two dollars a pound.
• گوشت بره , هر پوند , دو دلار قیمت دارد .
١٣٩٩/٠٣/٢٧
|

37 perverted
• He was perverted by his evil companions.
• او توسط دوستان بدش منحرف شد .
١٣٩٩/٠٣/٢٦
|

38 evolve
• The lungfish is living proof that fish could evolve to breathe on land.
• شش ماهی یک نمونه زنده است که ثابت می کند ماهی می تواند برای تنفس در خشکی تکامل یابد .
١٣٩٩/٠٣/٢٦
|

39 generation
• Technology has changed a great deal in one generation.
• تکنولوژی تغییرات زیادی را در یک نسل ایجاد کرده است .
١٣٩٩/٠٣/٢٦
|

40 hypocrite
• A man who punishes his child for lying but at the same time lies on his tax forms is a hypocrite.
• مردی که که فرزندش را به خاطر دروغ تنبیه می کند ولی در عین حال در فرم مالیاتی خود دروغ می گوید , منافق است .
١٣٩٩/٠٣/٢٦
|

41 prejudice
• He was surprised to see the high level of technology being used and produced in these countries as his prejudice had been that these were backward nations.
• ااو از مشاهده سطح بالای تکنولوژی که مورد استفاده قرار می گرفت و یا تولید می شد شگفت زده شد , چرا که پیشداوری او این بود که اینها کشورهای عقب افتاده ای هستند .
١٣٩٩/٠٣/٢٢
|

42 feature
• The previews start at 6:10, but the feature starts at 6:24.
• پیش نمایش در ساعت 6 و 10 دقیقه شروع می شود ولی نمایش اصلی در ساعت 6 و 24 دقیق شروع می شود .
١٣٩٩/٠٣/٢٢
|

43 arbitrary
• One arbitrary leader after another ruled the country during this period of instability.
• در این دوره بی ثباتی , رهبران دیکتاتور یکی پس از دیگری بر کشور حکوت کردند .
١٣٩٩/٠٣/٢١
|

44 bowel
• Patients are asked to report any change in bowel habit.
• از بیماران خواسته شده تا هر گونه تغییر در دفع مزاج را گزارش دهند .
١٣٩٩/٠٣/٢١
|

45 unleash
• The officers were still reluctant to unleash their troops in pursuit of a defeated enemy.
• افسران همچنان مایل به ارسال نیروهای خود جهت تعقیب دشمن شکست خورده نبودند .
١٣٩٩/٠٣/٢٠
|

46 contamination
• We must ensure our children against contamination by bad ideas.
• ما باید از کودکان خود در برابر آلودگی افکار بد مراقبت کنیم .
١٣٩٩/٠٣/٢٠
|

47 dispose
• He doesn't know how to dispose of his spare time.
• او نمی داند چگونه اوقات فراغتش ر ا بگذراند .
١٣٩٩/٠٣/٢٠
|

48 persevere
• If we persevere, we cannot but succeed.
• اگر ما پشتکار داشته باشیم , ما حتما موفق می شویم .
١٣٩٩/٠٣/٢٠
|

49 persevere
• You'll need to persevere if you want the business to succeed.
• اگر بخواهی کسب و کارت موفق باشد باید پشتکار داشته باشی .
١٣٩٩/٠٣/٢٠
|

50 extinguisher
• There is a fire extinguisher on hand in case of a fire.
• در صورت اتش سوزی , یک کپسول آتشنشانی در دسترس می باشد .
١٣٩٩/٠٣/٢٠
|