rooting


معمارى : شیارزنى
شبکه مترجمین ایران

جمله های نمونه

1. i caught her rooting about in my desk
وقتی که داشت میز تحریرم را زیر و رو می کرد مچش را گرفتم.

2. naturally, we were rooting for our own team
طبیعتا،ما برای تیم خودمان هورا می کشیدیم.

3. the fish were rooting in the mud for food
ماهیان به دنبال خوراک داخل گل و لای را جستجو می کردند.

4. the pigs were rooting for mushrooms
خوک ها در جستجوی قارچ (زمین را) پوزه مالی می کردند.

5. hogs are ringed to prevent rooting
برای جلوگیری از کندن ریشه ی گیاهان به (بینی) خوک حلقه می زنند

تخصصی

[عمران و معماری] شیارزنی

پیشنهاد کاربران

گونه
ریشه، ریشه کردن
به همراه grounding ریشه زدن
زیر و رو کردن، جستجو کردن
rooting ( کشاورزی - علوم باغبانی )
واژه مصوب: ریشه‏زایی
تعریف: فرایند تولید ریشه
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما