پیشنهادهای شهرزاد رضایی (٢,٠٣١)
وصله ی ناجور
یاد آورنده
جدا شدن ( از جمعی یا گروهی )
مداخله گر ( صفت )
You have only so much energy and so much time تو فقط تا اندازه ای انرژی و وقت داری ( وقت و انرژی ت محدود است )
فقط تا یه اندازه ای ( نه بیشتر نه کمتر )
رانش و کشش
آت آشغال، توله ها
تا پای جان، تا آستانه ی مرگ
پوزه به خاک مالیدن، شیار زدن، زیر و رو کردن
چیدمان، نظم و ترتیب، ساماندهی، حل و فصل
مربوط به خلق و خو
همراهی کردن ، هدایت کردن
زغن ( پرنده شکاری کوچک )
جمع half
نیمه ی بالا، بالا تنه
بادبادک، زاغ
به سرعت پایین آمدن
بالغ، رسیده
کاهش تنش ، تنش زدایی در روابط بین الملل
محاصره شده
متعهد
عملاً
از نظر آیینی
باکره، برج سنبله ( نجوم )
ورودی ها
خروجی ها
بالقوه، احتمالی
ماهر ، کاردان ، مکار ، نیرنگ باز
آدم عادی ، آدم معمولی
از جنبه ی پولی
کمتر از همه
خیلی خیلی زیاد
مثل مگس ( در تعداد زیاد و کثیر )
چطوری باید بفهمد؟ از کجا باید بفهمد که . . . . .
Present
مورد فریب قرار گرفته
پشت میله زندان قرار دادن کسی ( زندانی کردن )
Audacity بی پروایی
کشاندن کسی تا مسافت طولانی
کَت بسته
سرزمین طلا ( خیالی )
دوره ی کاری
جاده ابریشم
طبقه ( اجتماعی ) مقام ، رده ، رتبه
هجدهم ( اعداد رومی )
شجره نامه
درز دادن به بیرون، بروز دادن، بیرون آوردن
توجه کردن به. . . ، مراقبت کردن tend گرایش داشتن، روند، تمایل trend