staged

شبکه مترجمین ایران

جمله های نمونه

1. he staged a parody of the president
او تقلید مضحکی از رییس جمهور را روی صحنه آورد.

2. he staged a satirical burlesque of romeo and juliet
او تقلید طنزآمیزی از رومئو و ژولیت را به صحنه آورد.

3. sayyad has staged many shows
صیاد نمایش های زیادی را روی صحنه آورده است.

4. some dissatisfied officers staged a coup d'etat
برخی از افسران ناراضی دست به کودتا زدند.

ارتباط محتوایی

جمله های نمونه1. he staged a parody of the president او تقلید مضحکی از رییس جمهور را روی صحنه آورد. 2. he stag ...
معنی staged، مفهوم staged، تعریف staged، معرفی staged، staged چیست، staged یعنی چی، staged یعنی چه
برچسب ها: انگلیسی به فارسی، انگلیسی به فارسی با حرف s، دانشنامه کاربران، دانشنامه کاربران با حرف s
کلمه بعدی: staged an accident
اشتباه تایپی: سفشلثی
آوا: /ستاگد/
عکس staged : در گوگل

پیشنهاد کاربران

مرحله به مرحله
مرحله ای
مرحله بندی
صحنه سازی
staged automobile accidents
Winners : floyd and logan
Losers : the people who payed 50 dollars to watch a staged fight
صحنه سازی شده - الکی - غیر واقعی
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما