↩️ دوستان لطفاً به این توضیحات خوب دقت کنید:
📋 در زبان انگلیسی یک root word داریم به اسم camp
📌 این ریشه، معادل "field" می باشد؛ بنابراین کلماتی که این ریشه را در خود داشته باشند، به "field" مربوط هستند.
... [مشاهده متن کامل]
📂 مثال:
🔘 camp: a temporary place where people stay, often in an open ‘field’
🔘 camping: the activity of staying outdoors in a tent, often in a ‘field’
🔘 camper: a person who stays temporarily in a tent or shelter in a ‘field’
🔘 campsite: a place in a ‘field’ or outdoor area where people can camp
🔘 campground: an area or ‘field’ specially prepared for camping
🔘 encamp: to settle temporarily in a ‘field’ or open area
🔘 encampment: a temporary settlement established in a ‘field’ or open area
🔘 campus: the grounds or ‘field’ on which a school or university is situated
🔘 campaign: an organized series of activities, originally referring to military operations in the ‘field’
فصل در فوتبال
یه کار بزرگ و هدف دار که توی یه بازهٔ زمانی انجام میشه و چند مرحله داره. فقط برای تبلیغات نیست؛ توی امنیت سایبری، سیاست، حتی پروژه های کاری هم استفاده میشه. مهمش اینه که پشتش استراتژی هست، نه یه حرکت تک ضرب و شانسی.
... [مشاهده متن کامل]
🔹 مثال: هکرها یه espionage campaign راه انداختن که از چند حملهٔ کوچیک و برنامه ریزی شده تشکیل میشد.
🔸 نکتهٔ چالشی: campaign با event یا attack فرق داره؛ campaign یعنی مجموعه ای از حرکت ها که به یه هدف واحد وصل میشن. خیلی ها این تفاوت رو گم میکنن و هر کار کوچیکی رو campaign صدا میزنن، درحالی که اصلاً اندازه اش نمیخوره.
کمپین: به معنی گروهی از پیام ها یا فعالیت های تبلیغاتی.
جمع آوری کمک : لشکرکشی و .
عملیات نظامی: به معنی یک رشته عملیات جنگی یا نظامی.
ارتش.
پویش: به معنی یک تلاش سازمان دهی شده
مبارزات انتخاباتی: به معنی رقابت سیاسی، و . . .
اردو زدن ( در جنگل یا کنار رودخانه برای تفرج و تفریح )
📌فعل:
✅یعنی بسته به زمینه میتونه یکی از این معنی ها رو بده:
1 ) فعالیت حمایتی کردن👈 ( مثلاً برای محیط زیست )
2 ) مبارزه انتخاباتی یا مبارزه تبلیغاتی کردن
3 ) تبلیغ کردن👈هدفمند برای محصول یا ایده
... [مشاهده متن کامل]
📌اسم:
- مبارزه/فعالیت/کمپین👈تبلیغاتی
- کارزار، پویش، جنبش👈حمایتی
- - - - - - - - - - - - - - - -
📌فعل:
They are campaigning for human rights.
آن ها برای حقوق بشر فعالیت می کنند.
He is campaigning for re - election.
او دارد برای انتخاب دوباره اش مبارزه انتخاباتی می کند.
The company is campaigning for its new brand.
شرکت دارد برند جدیدش را تبلیغ می کند.
- - - - - - - -
📌اسم:
An advertising campaign
کمپین تبلیغاتی
A campaign for clean water
پویش برای آب سالم
- - - - - -
📌حرف اضافه های پرکاربرد:
Campaign for / to / against
⬇️⬇️⬇️
They are campaigning for animal rights.
آن ها برای حقوق حیوانات مبارزه می کنند.
The group is campaigning against smoking in public places.
این گروه علیه سیگار کشیدن در مکان های عمومی مبارزه می کند.
They launched a campaign to reduce pollution.
آن ها کمپینی راه اندازی کردند تا آلودگی را کاهش دهند.
بسیج
علاوه بر پویش، کارزار، پیکار، جنبش، مبارزه، کمپین، اردوکشی
کارزار، پویش، نهضت
پویش، کمپین [اغلب در سیاست یا تجارت استفاده می شود]
1. عملیات جنگی. نبرد. حمله 2. مبارزه 3. فعالیت 4. مبارزه کردن
مثال:
Napoleon's Russian campaign حمله و نبرد روسی ناپلئون
the campaign to reduce vehicle emissions یک مبارزه و کمپین برای کاهش دادن صادرات خودرو
... [مشاهده متن کامل]
they are campaigning for political reform
آنها دارند برای اصلاحات سیاسی مبارزه می کنند.
یارکشی
کمپین
مثال: The environmental organization launched a campaign to reduce plastic waste.
سازمان محیط زیستی یک کمپین برای کاهش زباله های پلاستیکی راه اندازی کرد.
پویش، کمپین
مبارزه انتخاباتی، حمله، صحنه نبرد، رزم نبرد کردن، زمین مسطح، جلگه، یک رشته عملیات جنگی، لشکرکشی، مسافرت درداخل کشور، علوم مهندسی: سلسله عملیات کوره بلند، قانون فقه: مبارزه، ورزش: مسابقه های فصلی، علوم نظامی: جنگیدن
تلاش
کارزار، پیکار، لشکرکِشی، مجموعه عملیات جنگی، پویش
مردمی
کارزار، پویش
توی بازیها، عملیات
( در اصل به معنی ) لشکرکِشی، حملات پیاپی
( در علوم اجتماعی : همکاری گروهی از مَردم برای نیکوکاری : کَمپِین دیوار مهربانی ) :فرهنگستان زبان و ادب فارسی برای این معنا واژه ی " پویش " را برگزیده است
... [مشاهده متن کامل]
( در علوم سیاسی : همکاری گروهی در حِزب برای پیروزی : کمپین انتخاباتی ) :
فرهنگستان زبان و ادب فارسی برای این معنا واژه ی
" کارزار " را برگزیده است
� ( یک سلسله فعالیت های سازمان یافته به منظور خاص ) : پویش، کارزار، بسیج، نهضت
Campaign=promotion
کمپین/فعالیت های تبلیغاتی، جنبش، پویش
مبارزه/مبارزه کردن، حملات پیاپی، عملیات جنگی، لشکرکشی
مبارزه انتخاباتی، میز/صندلی صحرایی، سبک وساده وتاشو
Military campaign
عملیات جنگی
بسیج شدن - بسیج کردن
کارزاریدَن.
campaign ( عمومی )
واژه مصوب: پویش
تعریف: مجموعه فعالیت های برنامه ریزی شده و هدفمند اجتماعی یا اقتصادی یا سیاسی
پویش، نهضت، جنبش
A set of activities planned to achieve sth such as social or political change
قابل توجه اقای ارشام بهمن ابادی
کلمه ای به نام campain در انگلیسی وجود نداره و بر اساس دیکشنری کمریج:
( campain is a common misspelling of campaign )
بنابراین معنی کلمه campaign پویش و کارزار و غیره هست و همگی درست هستند . لطفا شما اطلاعات غلط نده به بقیه
دوستانی ک معنی این کلمه رو نوشتن پویش اشتباه هست مخصوصا کاربر علی. . .
Campain میشه پویش انا لین کلمه با g نوشته میشه Campaign ک میشه تشکیلات و. . . لطفا دقت کنید و بدون اطلاعات کافی رای ندید : )
campaignاین واژه در اسل به مینه ی اُردوکِشی ، لشکرکِشی ، نبرد به کار میرفته و با واژه ی آلمانی Kampf به مینه : جَنگ، نبرد همریشه است.
این واژه در پارسی در دو هوزه و زمینه ی علوم اجتماعی و علوم سیاسی کاربرد پیدا کرده است :
... [مشاهده متن کامل]
در علوم اجتماعی : همکاری گروهی از مَردم برای نیکوکاری : کَمپِین دیوار مهربانی ، فرهنگستان برای این فهمیده ( مفهوم ) واژه ی " پویش " را بَرگزیده است :
کمپین دیوار مهربانی = پویش دیوار مهربانی
در علوم سیاسی : همکاری گروهی در حِزب ( باهَماد ) برای پیروزی : کمپین انتخاباتی.
فرهنگستان زبان و ادب فارسی برای این فهمیده واژه ی
" کارزار " را برگزیده است :
کَمپِین انتخاباتی = کارزار ِ انتخاباتی
انتخابات = گُزیناک ، گُزیدار ، گُزیدِمان ، گُرینِمان
عملیات کاوش ( در باستان شناسی )
پویش، نهضت، جنبش، کمپین تبلیغاتی، تشکیلات
چالش
جنگاوری
camp
for example: Camp David
پیکار کردن، پیکار، جنبش، نهضت
اردوکشی -
جنجال
مجموعه اقدامات، مجموعه فعالیت ها، مجموعه مبارزات
مثال: a political campaign
advertisement campaign
فعالیتهای تبلیغاتی
اقدام کردن
دست به مبارزه زدن
( نظامی ) دست به عملیات زدن، در عملیات شرکت کردن
( اسم ) پویش، مبارزه، کارزار
مهندسی عمران: عملیات
( مهندسی عمران ) : عملیات
بسیج
عملیات ( مثلا عملیات حفاری )
جنبش
نهضت
پویش
نهضت - عملیات
کمپین تبلیغاتی
هم راستا
جنبش
پویش
تشکیلات
[سیاست]
کارزار ، جنبش
کارزار
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ٥٠)