stoned

/ˈstoʊnd//stəʊnd/

بی هسته، هسته درآورده، بی تکژ، بی دانه، سیاه مست، در عالم هپروت
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

صفت ( adjective )
(1) تعریف: (informal) drunk.
مشابه: high, tight

(2) تعریف: under the influence of a mind-altering drug.
مشابه: high

جمله های نمونه

1. stoned cherries
گیلاس بی هسته

2. stoned dates
خرمای بی هسته

3. prostitutes were stoned
فاحشه ها را سنگسار کردند.

4. the children stoned our car
بچه ها به ماشین ما سنگ پراندند.

5. the floor of the room is beautifully stoned
کف اتاق به طور زیبایی سنگفرش شده است.

6. Widows were forbidden to remarry and were stoned to death if they did.
[ترجمه سعید] بیوه ها از ازدواج محددمنع شده اندودر صورت انجام با سنگسارکشته می شدند
|
[ترجمه ترگمان]بیوه ها نباید دوباره ازدواج کنند و اگر این کار را کردند، سنگسار شدند
[ترجمه گوگل]پسران دیگر مجازات مجازات شدن را ممنوع کردند و اگر آنها را سنگسار کنند، سنگسار می شدند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. Rioters blocked roads and stoned vehicles.
[ترجمه ترگمان]آشوبگران جاده ها و وسایل نقلیه را مسدود کردند
[ترجمه گوگل]ریترز جاده ها و وسایل سنگسار را مسدود کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. Shops were looted and vehicles stoned.
[ترجمه ترگمان]مغازه ها غارت شدند و خودروها سنگسار شدند
[ترجمه گوگل]فروشگاه ها غارت شدند و وسایل نقلیه سنگسار شدند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. They spent the evening getting stoned.
[ترجمه ترگمان]غروب را با سنگسار کردن گذراندند
[ترجمه گوگل]آنها شب را با سنگسار سپری کردند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. Rioters set up barricades and stoned police cars.
[ترجمه ترگمان]شورشیان سنگرها را راه اندازی کردند و خودروهای پلیس را سنگسار کردند
[ترجمه گوگل]ستیزه جویان و خودروهای پلیس سنگسار را راه اندازی کردند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. Drunken Adivassis had stoned his jeep the previous night as he came through the hills looking for us.
[ترجمه ترگمان]شب قبل در حالی که از میان تپه ها می گذشت، در حالی که از میان تپه ها به دنبال ما می آمد، مست بود
[ترجمه گوگل]جواد آدونسیس شب قبل از جیپ خود را سنگسار کرد زیرا او از طریق تپه ها به دنبال ما بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. The guy playing lead guitar was completely stoned.
[ترجمه ترگمان]مردی که گیتار را بازی می کرد کاملا سنگسار شده بود
[ترجمه گوگل]پسر گیتار سرگردان به طور کامل سنگسار شده بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. All she wanted now was to get really stoned and lie back on the mattress thinking good thoughts.
[ترجمه ترگمان]تنها چیزی که می خواست این بود که حسابی سنگسار شود و روی تشک دراز بکشد و فکر خوبی به سرش بزند
[ترجمه گوگل]همه او اکنون می خواستند واقعا سنگسار شوند و روی اندام تفکر خوب فکر کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. And fire crews were stoned in three separate incidents as they tried to deal with fires.
[ترجمه ترگمان]و خدمه آتش نشانی در سه حادثه جداگانه که سعی داشتند با آتش سوزی برخورد کنند، سنگسار شدند
[ترجمه گوگل]و آنها در سه حادثه جداگانه سنگسار شدند که سعی داشتند با آتش سوزی کنار بیایند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. Late last year five women wearing T-shirts were stoned in Dili's central market for dressing inappropriately and talking on mobile phones.
[ترجمه ترگمان]در اواخر سال گذشته پنج زنی که تی شرت به تن داشتند در بازار مرکزی Dili سنگسار شدند و با تلفن های همراه صحبت کردند
[ترجمه گوگل]در اواخر سال گذشته، پنج زن با پوشیدن تی شرت ها در بازار مرکزی دیلچی سنگسار شدند تا به طور نامناسب لباس پوشیدن و صحبت کردن در تلفن های همراه را سنگسار کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

16. One night I got stoned and saw exactly what I'd become - a spoiled, heartless little shit.
[ترجمه ترگمان]یک شب نعشه شدم و دقیقا چیزی را که تبدیل به یک آشغال کوچک و بی عاطفه شدم دیدم
[ترجمه گوگل]یک شب من سنگسار کردم و دقیقا همان چیزی را که داشتم دیدم - یک گوزن کوچک گریخته و بی دست و پا
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

به انگلیسی

• (slang) drunk, intoxicated; drugged
someone who is stoned is affected by drugs or very drunk; an informal use.

پیشنهاد کاربران

رد داده، مخ ردی
نشئه
نشئه شدن
نشه. تحت تاثیر مواد مثل ماریجوآنا. مست
adjective
1 ) ( informal ) feeling very excited or relaxed because you have taken an illegal drug such as MARIJUANA
2 ) ( old - fashioned ) very drunk

مست و پاتیل بودن
تو عالم هپروت بودن
بالا بودن
سیاه مست بودن
۱ - Intoxicated, high

2 - exhausted
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما