lined

جمله های نمونه

1. lined paper
کاغذ خط دار

2. cloth lined the trunk
درون چمدان بزرگ پارچه پوش شده بود.

3. elms lined the street
درختان نارون در راستای خیابان صف کشیده بودند.

4. runners lined up at the start
دوندگان در خط آغاز مسابقه صف کشیدند.

5. they lined them up and marched them off to the front
آنها را به صف کردند و پیاده به جبهه فرستادند.

6. colored pictures lined the walls
تصاویر رنگی دیوارها را مزین کرده بود.

7. my overcoat is lined with silk
پالتو من با ابریشم آستر شده است (آستر ابریشمی دارد).

8. the road was lined with wrecked tanks
صفی از تانک های درهم کوبیده شده در امتداد جاده قرار داشت.

9. paris has many avenues lined by trees
پاریس خیابان های زیادی دارد که در هر سو درخت دارند.

10. the suppliants that were lined up in front of the gate
متقاضیانی که جلو دروازه صف کشیده بودند

11. the inside of the suitcase was lined with silk
درون چمدان لفاف ابریشمی داشت.

12. Have you got anything exciting lined up for the weekend?
[ترجمه ترگمان]برای آخر هفته چیز جالبی پیدا کردی؟
[ترجمه گوگل]آیا شما برای تعطیلات آخر هفته چیزی هیجان انگیز گذاشته اید؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. Her face was lined and full of woe.
[ترجمه ترگمان]صورتش پر از غم و اندوه بود
[ترجمه گوگل]چهره ی او دراز کشید و پر از وحشت بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. A fight broke out behind me as we lined up to receive our food rations.
[ترجمه ترگمان]همان طور که در صف جمع بودیم تا جیره غذایی مان را دریافت کنیم، دعوا پشت سرم منفجر شد
[ترجمه گوگل]هنگامی که ما غذای جیره غذایی خود را دریافت کردیم، یک مبارزه پشت سر گذاشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. The children lined up alongside the teacher.
[ترجمه ترگمان]بچه ها کنار معلم صف کشیده بودند
[ترجمه گوگل]بچه ها در کنار معلم کنار گذاشته شدند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

16. He lined out the route for the sightseers.
[ترجمه ترگمان]مسیری را که روی the بود نشان می داد
[ترجمه گوگل]او مسیر را برای دیدارکنندگان گذاشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

17. The senior leaders lined up behind him in orderly rows.
[ترجمه ترگمان]رهبران ارشد در ردیف های منظم پشت سر او صف کشیده بودند
[ترجمه گوگل]رهبران ارشد در ردیف منظم پشت سر او قرار داشتند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

تخصصی

[عمران و معماری] پوشش دار
[آب و خاک] پوشش دار، خطی شده

به انگلیسی

• marked with lines; creased with wrinkles; having a lining, covered on the inside; arranged in rows
if someone's skin is lined, it has wrinkles on it.
lined paper has lines printed across it.

پیشنهاد کاربران

دارای چین رو چروک wrinkled
Marked by lines
Raised his face to the brightening sky
پر چین و چروک
adjective. If someone's face or skin is lined, it has lines on it as a result of old age, tiredness, worry, or illness.
خط دار
ردیف ( در امتداد یک دیگر _پشت سر هم )
چین و چروک دار
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما