earlier


معنی: پیش از وقت
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

صفت ( adjective )
• : تعریف: comparative of early.
متضاد: later
قید ( adverb )
• : تعریف: at a prior time; previously.
مترادف: before, previously
متضاد: later, subsequently

- You said earlier that you would pick up the pizza.
[ترجمه مهدی] شما قبلا گفته بودید که پیتزا سفارش می دهید
|
[ترجمه ترگمان] گفتی که پیتزا رو برداری
[ترجمه گوگل] شما قبلا گفته بودید که پیتزا را انتخاب می کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

جمله های نمونه

1. the earlier stages of their civilization
مراحل اولیه ی تمدن آنها

2. he left earlier with the plea of a headache
به بهانه ی سردرد زودتر رفت.

3. to refer to earlier events
به رویدادهای قبلی اشاره کردن

4. a rehash of an earlier book
سرهم بندی یک کتاب پیشین

5. a success that obscured earlier failures
موفقیتی که شکست های پیشین را تحت الشعاع قرار داد

6. our children turned in earlier
بچه های ما زودتر به رختخواب رفتند.

7. vague traces of an earlier civilization
بقایای مبهمی از یک تمدن پیشین

8. i waived my right to choose earlier
من از حق خود نسبت به زودتر انتخاب کردن چشم پوشیدم.

9. bonds which were put upon them by earlier generations
وظایفی که نسل های پیشین به آنها محول کرده بودند

10. this conference is a follow-up to an earlier one in shiraz
این گردهمایی دنباله ی کنفرانس پیشین شیراز است.

11. Remind her to come earlier tomorrow morning.
[ترجمه ترگمان] بهش بگو فردا صبح بیاد
[ترجمه گوگل]او را به یاد بیاورید فردا صبح زودتر بروم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. She based her work on that of earlier researchers.
[ترجمه ترگمان]او کار خود را بر مبنای کار محققان پیشین انجام داد
[ترجمه گوگل]او کار خود را بر اساس محققان قبلی انجام داد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. I tend to go to bed earlier during the winter.
[ترجمه ترگمان]من تمایل دارم زودتر در طول زمستان به رختخواب بروم
[ترجمه گوگل]من تمایل دارم قبل از خواب زمستان بخوابم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. Britain'sother hopes of medals were deflated earlier in the day.
[ترجمه ترگمان]Britain امیدوار به کسب مدال در اوایل روز کاهش یافت
[ترجمه گوگل]انگلیس امیدوار بود که مدال ها در روز قبل از آن رها شوند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. He was executed by lethal injection earlier today.
[ترجمه ترگمان]او امروز با تزریق مهلک اعدام شد
[ترجمه گوگل]او امروز به وسیله تزریق کشنده اعدام شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

16. Earlier sales forecasts were overly optimistic.
[ترجمه ترگمان]پیش بینی های اولیه فروش بیش از حد خوشبین بودند
[ترجمه گوگل]پیش بینی های فروش پیش بینی بسیار خوش بین بودند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

پیش از وقت (قید)
earlier

تخصصی

[ریاضیات] قبلا

به انگلیسی

• previously, at an earlier time; before now
earlier is the comparative of early. it is also used to refer to a time before the present or before the one you are talking about.

پیشنهاد کاربران

اوایل
زودتر
سابق، پیشین
قبلا
به سرعت
خیلی زود
قدیمی تر
قبل از. . .
پیش از
قبل تر از
زود تر از قبل
اخیر
پیش از وقت

پیشتر، اوایل
پیش/قبل از موعد ( مقرر )
پیشتر ، قبلا
کمی قبل
*اولیه* مثلا earlier humans : انسان های اولیه
قبلی
کلماتی مانند early, small, big, cheap, و . . . . با اضاف کردن پسوند ( er ) ، یه ( تر ) به اخر معنی فارسیشون اضاف میشه. البته استثنائاتی هم هست.
اولیه
متقدم، قدیمی
پیش از
زودتر
پیشین
اخیراً
به تاز گی
اوایل
در ابتدای
در شروع

به عنوان مثال:
earlier this year => اوایل سال جاری
قبل تر
1 ) earlier train
قطار اول، اولیه

2 ) قبلا
Buses are running an hour late, because of an earlier accident
اتوبوسا یه ساعت دیر راه میفتن، بخاطر تصادفی که قبلاً/قبلش اتفاق افتاده
سابق
جلوتر
زودتر، قبل تر
- دقت کنید که در مورد این کلمه تاکید بر این است که زودتر یا قبل تر از چیزی که مورد انتظار است اتفاق افتاده!
مثال:
In richer countries, patients receive treatment for common health problems earlier.
زودرس
1. زودتر 2. سابق
زودتر _ سریع تر
چندی پیش
قبلا،
متضاد:later ( بعدا )
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما