all the way


1- در هر حال، با این همه، 2- علی السویه، بی تفاوت، 1- سرتاسر، از اول تا آخر، تا آخرین حد یا محل 2- کاملا، صد در صد
شبکه مترجمین ایران

جمله های نمونه

1. A merry heart goes all the way.
[ترجمه ترگمان]قلب شاد همه راه را می پیماید
[ترجمه گوگل]قلب شاد و سرحال همه چیز را می زند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. We can go all the way by motorboat.
[ترجمه ترگمان] میتونیم با قایق موتوری بریم
[ترجمه گوگل]ما می توانیم با قایق موتوری تمام راه برویم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. I nearly killed myself carrying that suitcase all the way here.
[ترجمه ترگمان]نزدیک بود خودم را بکشم که این چمدان را تا اینجا حمل کنم
[ترجمه گوگل]من تقریبا خودم را کشتم که این چمدان را در اینجا حمل می کنم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. If I can be pure all the way to the end.
[ترجمه ترگمان]اگر بتوانم تمام راه را تا آخر عمرم پاک کنم
[ترجمه گوگل]اگر بتوانم تمام راه را به پایان برسانم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. She sat poker-faced all the way through the film.
[ترجمه ترگمان]او در تمام طول فیلم با چهره ای poker نشسته بود
[ترجمه گوگل]او در تمام طول فیلم از پوکر دیدن کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Jingle bells jingle bells jingle all the way.
[ترجمه ترگمان]زنگ ها و جرنگ جرنگ جرنگ جرنگ جرنگ جرنگ جرنگ جرنگ جرنگ جرنگ جرنگ جرنگ جرنگ جرنگ جرنگ جرنگ جرنگ جرنگ جرنگ جرنگ جرنگ جرنگ جرنگ جرنگ جرنگ جرنگ جرنگ جرنگ
[ترجمه گوگل]صدای جرنگ جرنگ زنگ صدای جرنگ جرنگ زنگ صدای جرنگ جرنگ تمام راه
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. He has come all the way from Tokyo.
[ترجمه مهدی] او تمام راه را از توکیو به اینجا آمده است
|
[ترجمه ترگمان]او از توکیو تمام شده است
[ترجمه گوگل]او از طرف توکیو تمام شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. All the way home she agonized about what she should do.
[ترجمه ترگمان]تمام راه برگشت به خانه نگران کاری بود که باید می کرد
[ترجمه گوگل]همه چیز در خانه او در مورد آنچه او باید انجام دهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. I schlepped his bag all the way to the airport and he didn't even thank me.
[ترجمه ترگمان]تمام راه را تا فرودگاه طی کردم و او حتی از من تشکر نکرد
[ترجمه گوگل]من کیف خودم را به فرودگاه فرستادم و حتی از من هم تشکر نکردم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. The house has a high wall all the way round it.
[ترجمه ترگمان]خانه یک دیوار بلند بالای آن دارد
[ترجمه گوگل]خانه دارای دیوار بالا به دور آن است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. The path hugs the coast all the way to Tenby.
[ترجمه ترگمان]مسیری که در امتداد ساحل قرار دارد، تمام راه تا Tenby را در آغوش گرفته است
[ترجمه گوگل]این مسیر، ساحل را تا Tenby آغوش می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. We went all the way to Inverness by train .
[ترجمه ترگمان]همه راه را رفتیم تا با قطار به Inverness برویم
[ترجمه گوگل]ما با قطار رفتیم به Inverness
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. Thanks for coming all the way over here.
[ترجمه ترگمان] ممنون که اومدی اینجا
[ترجمه گوگل]ممنون از همه ی این ها در اینجا
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. You're going to drive all the way to London and back in a day?You're a glutton for punishment, aren't you?
[ترجمه ترگمان]می خو ای تمام راه رو تا لندن رانندگی کنی و برگردی؟ تو برای تنبیه آماده ای، مگه نه؟
[ترجمه گوگل]شما قصد دارید تمام راه را به لندن و در یک روز رانندگی کنید؟ شما یک قاتل مجازات هستید، آیا نه؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. We got there by driving slow all the way.
[ترجمه ترگمان]ما باید آروم رانندگی کنیم
[ترجمه گوگل]ما با رانندگی تمام راه به آنجا می رسیدیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

به انگلیسی

• throughout the entire way, all along; until the end, until the conclusion

پیشنهاد کاربران

کاملاً

https://idioms. thefreedictionary. com/all the way
- تمام و کمال، همه جوره، کاملاً، تا هرقدر که امکانش باشه، تا اونجایی که جا داره، بطورکامل، تمام قد
- در تمام طول مسیر، کل راه، از ابتدا تا انتهای مسیر/یک فاصله ( طولی یا عرضی )
- با تمام مخلفات ( در مورد غذا )
sex
they went all the way
آنها باهم سکس داشتند
کاملا. تاحد ممکن
If you want to bring it up with the boss, I'll support you all the way
سرتاسر، سراسر، به کلی، یکسر، کُلا، تماما
به نقل از هزاره:
1. تمام راه، تمام مسافت؛ تمام مدت، تمام وقت، یکریز
2. کاملاً، تماماً
تا به پایان/انجام

*
go all the way: continue an action to its conclusion
تا رسیدن به نتیجه
The entire distance
کامل
Do not close the door all the way
در رو کامل نبند.
Thanks for coming all the way over here
مرسی که کلی راه رو تا اینجا اومدی
تاکید برای طولانی بودن یک مسیر
We are supporting you all the way from Cape Town
That goes all the way to London.
این ( بزرگراه ) یکراست به لندن می رود.
کاملاً - تماماً
بی چشم داشت - بی برو برگرد - از هر جنبه و جهتی ( از تمام جهات )

I'm all the way in : کاملاً داخلم
Let us know and we will support you all the way : فقط باخبرمون کن و ما همه جوره/از هر نظر حمایتت میکنیم
Jake or Mike? Mike, all the way : مایک از هر نظر
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما