walk away

پیشنهاد کاربران

دور شدن / ترک کردن / کنار کشیدن ( فعل )
📌 تفاوت و نکات مهم:
• walk away به معنای دور شدن یا ترک کردن یک مکان، موقعیت، رابطه، مذاکره یا درگیری است. این عبارت می تواند هم به معنای واقعیِ راه رفتن و دور شدن باشد و هم به صورت استعاری برای کنار کشیدن از یک موقعیت یا انصراف از ادامه آن به کار رود.
...
[مشاهده متن کامل]

• walk away با leave تفاوت دارد. leave به طور کلی به ترک کردن یک مکان یا موقعیت اشاره دارد، در حالی که walk away معمولاً بر تصمیم آگاهانه برای دور شدن یا کنار کشیدن، به ویژه از یک موقعیت دشوار، ناسالم یا نامطلوب تأکید می کند.
• walk away با give up نیز متفاوت است. give up به دست کشیدن از تلاش یا تسلیم شدن اشاره دارد، اما walk away بیشتر بر ترک کردن یا فاصله گرفتن از یک موقعیت، رابطه یا مذاکره تمرکز دارد و لزوماً به معنای شکست یا تسلیم شدن نیست.
• این عبارت در مکالمات روزمره، روان شناسی، مدیریت، مذاکرات، رسانه ها و متون عمومی بسیار رایج است.
walk away from a relationship = از یک رابطه کنار کشیدن
walk away from a deal = از یک معامله انصراف دادن
walk away from an argument = از یک مشاجره دور شدن
walk away unharmed = بدون آسیب دور شدن
know when to walk away = دانستن اینکه چه زمانی باید کنار کشید

ترک کردن، گذاشتن و برای همیشه رفتن
هنگامی از این کلمه استفاده می کنید که می خواهید مکانی را ترک یا موقعیتی را رها کنید .
هنگامی از این کلمه می توان استفاده کرد که بخواهید مکانی را ترک یا موقعیتی را رها کنید.
ترجمه محاوره ای 👇
Then I walk away
بعدش میذارم میرم
بعدش میزنم به چاک
قدم زنان عبور کردن
قدم زنان و آهسته از جایی دور شدن
اهمیت ندادن، بی خیال شدن
It's only a five - minute walk away
تنها پنج دقیقه پیاده راه هست
مثال
Who walked away. چه کسی توجه نکرد یا أهمیت نداد
پا پس بکش
هنگام راه رفتن دور شدن از جایی، به راه ادامه دادن
بزن و در رو
دور شدن ، نا دیده گرفتن
Walk away just ignore them
همین طوری بیا ، فقط نادیدشون بگیر ، یا بهشون توجه نکن
Why'd you walk away like that
چرا اینجوری میذاری میری
Stay close to me , walk slow
...
[مشاهده متن کامل]

از من زیاد دور نشو ، اروم راه برو
Do you want to walk away , or should
میری دنبال کارت یا من برم پی کارم
Don't walk away from me
از پیشم نرو
If I call abort everybody walk away immediately
هروقت زنگ زدم همه فلنگو ببندید د رید فورا

انجام ندادن
کنار کشیدن
بیخیال مذاکره شدن و ادامه ندادن
در مذاکره، معنای صرف نظر کردن هم می دهد.
شانه خالی کردن
He walked away
راهشو گرفت رفت . . . گذاشت رفت
دویدن ، فرار کردن
بیرون رفتن از. . .
بزن برو و فرار کن
دور شدن
بزن به چاک.
راهتو بکش برو.
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ٢٣)