irrespective

/ɪrəˈspektɪv//ˌɪrɪˈspektɪv/

معنی: بی ادب، صرفنظر از، قطع نظر از، بیطرف، احترامنگذار، بدون مراعات
معانی دیگر: (نادر) بی توجه، بی قید، بی ملاحظه، بی پروا
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

صفت ( adjective )
مشتقات: irrespectively (adv.)
• : تعریف: without consideration; disregarding (usu. fol. by of).

جمله های نمونه

1. irrespective of
1- مستقل از،سوای 2- علیرغم،بدون در نظر گرفتن

2. Look at every one equally, irrespective of rich or poor, noble or of low caste.
[ترجمه ترگمان]به هر یک از آن ها توجه کنید، صرف نظر از غنی یا فقیر، نجیب و یا طبقه پایین
[ترجمه گوگل]هر یک را به طور یکسان نگاه کنید، صرف نظر از غنی یا فقیر، نجیب و یا کاسه کم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Everyone is treated equally, irrespective of race.
[ترجمه ترگمان]هر کسی بدون توجه به نژاد، به طور مساوی رفتار می شود
[ترجمه گوگل]هر کس به طور مساوی برخورد می کند، صرف نظر از نژاد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The word "man" can refer to all humans, irrespective of sex.
[ترجمه ترگمان]واژه \"مرد\" می تواند به تمام انسان ها بدون توجه به رابطه جنسی اشاره کند
[ترجمه گوگل]کلمه 'مرد' می تواند به همه انسانها، بدون توجه به جنس، اشاره کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. The legislation must be applied irrespective of someone's ethnic origins.
[ترجمه ترگمان]این قانون باید بدون توجه به ریشه های قومی فرد مورد استفاده قرار گیرد
[ترجمه گوگل]این قانون باید بدون در نظر گرفتن ریشه های قومی فردی اعمال شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. The laws apply to everyone irrespective of race, creed or colour.
[ترجمه ترگمان]قوانین برای همه بدون توجه به نژاد، اعتقادات و رنگ اعمال می شوند
[ترجمه گوگل]این قوانین برای همه اعمال می شود بدون توجه به نژاد، اعتقاد و رنگ
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. The weekly rent is the same irrespective of whether there are three or four occupants.
[ترجمه ترگمان]اجاره هفتگی بدون توجه به این که آیا سه یا چهار نفر از ساکنان وجود دارند، یک سان است
[ترجمه گوگل]اجاره هفتگی همان است بدون در نظر گرفتن اینکه آیا سه یا چهار مسافر وجود دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. Irrespective of charges, there is a discernible trend toward higher parental contributions to state education.
[ترجمه ترگمان]بدون توجه به هزینه ها، گرایش قابل توجهی به سمت مشارکت بیشتر والدین در آموزش و پرورش دولت وجود دارد
[ترجمه گوگل]صرف نظر از اتهامات، روند قابل توجهی نسبت به مشارکت والدین در آموزش عالی دولتی وجود دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. Schools need to ensure that all pupils, irrespective of their backgrounds, have an equal opportunity to achieve the attainment targets.
[ترجمه ترگمان]مدارس باید اطمینان حاصل کنند که همه دانش آموزان بدون توجه به پیشینه خود، فرصت برابر برای رسیدن به اهداف دستیابی پیدا می کنند
[ترجمه گوگل]مدارس باید اطمینان حاصل کنند که تمام دانش آموزان، صرف نظر از زمینه هایشان، دارای فرصت های برابر برای دستیابی به اهداف دست یابی هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. Justice to all, irrespective of race, sect or class is the inalienable right and the inescapable obligation of all.
[ترجمه ترگمان]عدالت برای همه، صرف نظر از نژاد، فرقه یا طبقه، حق مسلم و تعهد گریزناپذیر همه است
[ترجمه گوگل]عدالت برای همه، صرف نظر از نژاد، فرقه یا طبقه، حق غیرقابل پذیرش و تعهد اجتناب ناپذیر همه است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. Irrespective of their original function, these historical documents now provide us with many fascinating insights into the way we were.
[ترجمه ترگمان]بدون توجه به نقش اصلی آن ها، این اسناد تاریخی اکنون ما را با دیدگاه های بسیار جذابی در مسیری که قرار داشتیم فراهم می کنند
[ترجمه گوگل]صرفنظر از عملکرد اصلی آنها، این اسناد تاریخی در حال حاضر ما را با بسیاری از بینش های شگفت انگیز در راه ما بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. Irrespective of his merits, the weakness in Scrope's position made success in his office unlikely.
[ترجمه ترگمان]ضعف his که در مقام معاونت فلگ موفق شده بود در دفتر کارش موفق به موفقیت می شد
[ترجمه گوگل]صرف نظر از شایستگی های او، ضعف در موقعیت Scrope در دفتر او موفقیت آمیز است بعید است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. The average person, irrespective of weight, has too much refined sugar in their food.
[ترجمه ترگمان]فرد متوسط، بدون توجه به وزن، شکر بسیار زیادی در غذای آن ها دارد
[ترجمه گوگل]به طور متوسط ​​افراد بدون توجه به وزن، شکر تصفیه شده بیش از حد در غذا خود دارند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. Irrespective of the mechanism initiating basin formation the amount of subsidence will be amplified by the weight of sediments which accumulate.
[ترجمه ترگمان]قطع نظر از مکانیسم آغاز تشکیل حوضه، مقدار فرونشست با وزن رسوبات تشدید خواهد شد
[ترجمه گوگل]بدون در نظر گرفتن مکانیزم تشکیل تشکیل حوضه، میزان تخلیه با وزن رسوب هایی که تجمع می یابد، تقویت می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

بی ادب (صفت)
lowly, coarse, rude, lowbrow, barbaric, impolite, irreverent, uncivil, indecorous, discourteous, brusque, plebeian, ill-bred, uncivilized, ill-mannered, irrespective, unmannered

صرفنظر از (صفت)
irregardless, regardless, irrespective

قطع نظر از (صفت)
irrespective

بیطرف (صفت)
irrespective

احترام نگذار (صفت)
irrespective

بدون مراعات (صفت)
irrespective

تخصصی

[ریاضیات] بدون توجه

به انگلیسی

• without regard to, unconnected to
if something is true or happens irrespective of other things, those things do not affect it; a formal word.

پیشنهاد کاربران

Roya decided to go to the United States irrespective of Arjang
بدون در نظر گرفتن. . .
صرف نظر
بدون توجه به
بی ارتباط با
فارغ از
اگه با of بیاد معنی صرف نظر از و. . . میده
اما اگه حالت صفت داشته باشه و بدون ofباشه معنی نامربوط و بی ارتباط درسته
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما