jump ship
انگلیسی به انگلیسی
پیشنهاد کاربران
🔸 معادل فارسی:
• از گروه یا سازمانی خارج شدن ( معمولاً به دلیل نارضایتی )
• رها کردن یک موقعیت یا شغل
• ترک کردن یک پروژه یا تیم ( به نفع گزینه بهتر )
🔸 مثال ها:
• "As soon as the company faced financial trouble, many executives jumped ship. "
... [مشاهده متن کامل]
به محض اینکه شرکت با مشکلات مالی مواجه شد، بسیاری از مدیران آن را ترک کردند.
• "He decided to jump ship and join a competitor after years with the same firm. "
او پس از سال ها کار در همان شرکت، تصمیم گرفت آن را رها کرده و به یک رقیب بپیوندد.
• "When the project became too risky, several key members jumped ship. "
زمانی که پروژه خیلی پرریسک شد، چندین عضو کلیدی آن را ترک کردند.
• "Smart investors often jump ship before the market crashes. "
سرمایه گذاران هوشمند اغلب قبل از سقوط بازار، از آن خارج می شوند.
• از گروه یا سازمانی خارج شدن ( معمولاً به دلیل نارضایتی )
• رها کردن یک موقعیت یا شغل
• ترک کردن یک پروژه یا تیم ( به نفع گزینه بهتر )
🔸 مثال ها:
... [مشاهده متن کامل]
به محض اینکه شرکت با مشکلات مالی مواجه شد، بسیاری از مدیران آن را ترک کردند.
او پس از سال ها کار در همان شرکت، تصمیم گرفت آن را رها کرده و به یک رقیب بپیوندد.
زمانی که پروژه خیلی پرریسک شد، چندین عضو کلیدی آن را ترک کردند.
سرمایه گذاران هوشمند اغلب قبل از سقوط بازار، از آن خارج می شوند.
جدا شدن ( از جمعی یا گروهی )
... [مشاهده متن کامل]
ترک کشتی ( به صورت تحت اللفظی ) ، اما به طور رایج تر به معنای رها کردن یک گروه، سازمان یا مسئولیت، به ویژه در شرایط سخت یا به دلایل شخصی به کار می رود.
به طور نمادین، نشان دهنده ترک تعهدات یا خروج از موقعیتی به طور غیرمنتظره است، اغلب هنگامی که اوضاع خوب پیش نمی رود. به عنوان مثال، یک کارمند پروژه ای را در نیمه راه ترک می کند.
مثال؛
جازدن به خاطر شرایط سخت
کناره گیری از یک کار
ترک کردن بدون اجازه کِشتی توسط ملوانان آن
بازار را ترک کردن ( سهام ، ارز )
ترک یک سازمان برای پیوستن به سازمانی دیگر