farseeing


معنی: مال اندیش، عاقبت اندیش
معانی دیگر: رجوع شود به: farsighted، دوربین، دوراندیش، مال اندیش، عاقبت بین

بررسی کلمه

صفت ( adjective )
(1) تعریف: able, or as if able, to see far into the future; foresighted; prescient.

(2) تعریف: able to see clearly at long distances.

- The farseeing eyes of a hawk.
[ترجمه گوگل] چشمان دوربین یک شاهین
[ترجمه ترگمان] چشم های farseeing مثل یک شاهین
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

مال اندیش (صفت)
circumspect, farseeing, provident, providential, long-headed

عاقبت اندیش (صفت)
farseeing, provident, long-sighted

انگلیسی به انگلیسی

• able to clearly see distant objects; having foresight, discerning, wise

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• دوراندیش
• آینده نگر
• آینده بین
• دارای دید بلندمدت
• با بصیرت و آینده نگری
🔸 مثال ها:
• She was a farseeing leader who invested in education.
او رهبری دوراندیش بود که در آموزش سرمایه گذاری کرد.
...
[مشاهده متن کامل]

• His farseeing policies helped the company survive difficult times.
سیاست های آینده نگرانه او به شرکت کمک کرد دوران سخت را پشت سر بگذارد.
• The project was the result of farseeing planning.
این پروژه حاصل برنامه ریزی دوراندیشانه بود.

آینده نگر
پیش بین