معادل فارسی:
مصلحت گرا و فرصت طلب
بی اعتنا به اصول و ارزش ها، وقتی پای منفعت شخصی در میان باشد
مثال؛
His cynical decision to abandon his principles shocked his supporters. تصمیم مصلحت گرایانه و فرصت طلبانه او برای کنار گذاشتن اصولش، حامیانش را شوکه کرد.
... [مشاهده متن کامل]
It was a cynical move designed to protect his own political interests.
این اقدامی فرصت طلبانه و مصلحت جویانه بود که برای حفظ منافع سیاسی خودش طراحی شده بود.
She took a cynical approach, putting personal gain ahead of her principles.
او رویکردی مصلحت گرایانه و فرصت طلبانه در پیش گرفت و منفعت شخصی را بر اصولش مقدم دانست.
🔸 معادل فارسی:
• بدبینانه / از رویِ سوءظن ( در موردِ انگیزه ها )
• خودخواهانه / منفعت طلبانه ( در پوششِ اخلاقیات )
• همراه با بی اعتمادی به انصاف یا صداقتِ دیگران
🔸 مثال ها:
• "The sudden support for the bill was seen as a cynical attempt to win votes. "
... [مشاهده متن کامل]
( حمایتِ ناگهانی از این لایحه، به عنوانِ یک تلاشِ بدبینانه و منفعت طلبانه برایِ جلبِ آرا تلقی شد. )
• "His charity work was dismissed by critics as a cynical political move to improve his image. "
( کارهایِ خیریه یِ او توسطِ منتقدان، یک اقدامِ خودخواهانه یِ سیاسی برایِ بهبودِ چهره اش رد شد. )
• "The president's speech was filled with cynical rhetoric that masked his true intentions. "
( سخنرانیِ رئیس جمهور پر از شعارهایِ بدبینانه بود که نیاتِ واقعیِ او را پنهان می کرد. )
• "Voters are increasingly tired of cynical political games that prioritize power over progress. "
( رای دهندگان به طورِ فزاینده ای از بازی هایِ سیاسیِ بدبینانه که قدرت را بر پیشرفت ترجیح می دهند، خسته شده اند. )
بدسگال
بدبین، بی اعتماد، خودخواهانه، سودجو، منفعت طلبانه
۱. بدبین ( صفت ) ( ترجمه رایج در زبان فارسی )
He has a cynical view of politics and believes everyone is corrupt. ۲. شکاک ( صفت )
The public is becoming increasingly cynical about the government's promises.
... [مشاهده متن کامل]
۳. کلبی مسلک ( صفت - اصطلاح تخصصی در فلسفه )
The cynical philosophers of ancient Greece lived a life of extreme simplicity.
۴. منفی باف ( صفت )
Don't be so cynical; some people actually want to help without any hidden agenda.
۵. بی اعتنا به اصول اخلاقی / منفعت طلب ( صفت )
The company’s decision to increase prices during the crisis was a cynical move.
۶. کنایه آمیز و تلخ ( صفت )
She gave a cynical laugh when she heard about the supposed "improvement" in the situation.
۷. بی اعتماد به خلوص نیت دیگران ( صفت )
His experiences in the business world made him cold and cynical.
توضیح:
این کلمه برای توصیف فردی به کار می رود که معتقد است انسان ها ذاتاً خودخواه هستند و تمام کارهایشان صرفاً برای نفع شخصی است، نه از روی مهربانی یا اصول اخلاقی. در واقع یک فرد �Cynical� به صداقت، ایثار و نیت خیر دیگران با دیده تردید و سوءظن نگاه می کند. همچنین در دنیای سیاست و تجارت، برای توصیف رفتارها یا استراتژی هایی به کار می رود که بدون توجه به اخلاقیات و فقط برای رسیدن به هدف ( به شکلی بی رحمانه ) طراحی شده اند. ریشه تاریخی آن به مکتب �کلبیون� در یونان باستان بازمی گردد.
کلمات و اصطلاحات مرتبط:
Pessimistic / Skeptical / Distrustful / Misanthropic / Sardonic / Jaded / Mocking / Doubting / World - weary / Disillusioned / Callous / Sneering
طعنه آمیز
1. Cynical attitude نگرش بدبینانه
- "His cynical attitude makes it hard to work with him. " نگرش بدبینانه اش همکاری با او را سخت می کند.
- - -
2. Cynical view/opinion دیدگاه/عقیده بدبینانه
... [مشاهده متن کامل]
- "She has a cynical view of politics. "
او دیدگاه بدبینانه ای نسبت به سیاست دارد.
- - -
3. Cynical smile
لبخند تلخ/بدبینانه
- "He gave me a cynical smile when I mentioned 'honest politicians'. "
وقتی از �سیاستمداران صادق� گفتم، لبخندی تلخ زد.
- - -
4. Cynical remark
اظهار نظر بدبینانه
- "Her cynical remarks about love annoyed everyone. "
نظرات بدبینانه اش درباره عشق همه را عصبانی کرد.
- - -
5. Cynical exploitation
سوءاستفاده ابزاری ( با نیت بد )
- "The movie criticizes the cynical exploitation of workers. "
فیلم سوءاستفاده ابزاری از کارگران را نقد می کند.
- - -
6. Cynical manipulation
دستکاری فرصت طلبانه
- "The ads were a cynical manipulation of people's fears. "
تبلیغات، دستکاری فرصت طلبانه ترس مردم بود.
- - -
7. Cynical laughter
خنده تمسخرآمیز
- "His cynical laughter showed he didn’t believe a word. "
خنده تمسخرآمیزش نشان داد حرفی را باور ندارد.
- - -
8. Cynical world
دنیای بدبینانه
- "In this cynical world, trust is rare. "
در این دنیای بدبینانه، اعتماد کمیاب است.
- - -
نکته:
"Cynical" در فارسی اغلب به �بدبینانه� یا �تلخ� ترجمه می شود، اما در برخی متن ها �فرصت طلبانه� یا �مسخره آمیز� هم معنی می دهد.
deepseek
وقاحت و خیره چشمی
✍ توضیح: Distrusting others' motives; believing people are selfish 🧐
🔍 مترادف: Skeptical
✅ مثال: Sarah's cynical attitude towards politics made her hesitant to vote in the election.
آدم منفی باف،
Cynic را کلبی ها معنی کرده اند. مکتبی است که می گوید انسان ها فقط در پی منافع خویش هستند.
که کاملا صحیح نیست، خیلی از انسان ها نیز چنین نیستند.
۱. بدبین. بدگمان. منفی ۲. بدبینانه ۳. خودپسندانه. خودخواهانه ۴. تمسخر امیز. طنزامیز. کنایه دار
مثال:
He was cynical about marriage.
او نسبت به ازدواج بدبین بود.
کژاندیش
بداندیش ، بدخواه
🔍 دوستان مشتقات ( derivatives ) این کلمه اینها هستند:
فعل ( verb ) : _
اسم ( noun ) : cynic / cynicism
صفت ( adjective ) : cynical
قید ( adverb ) : cynically
( با لحنی ) رِندانه
cynical معنایی دو گانه دارد هم ویژگی کسی است که نسبت به انسان و جهان بدبین است و افراد را در پی سود و منفعت شخصی میپندارد
هم درباره همان کسی به کار می رود که خودخواه و منفعت طلب است و تنها به سود خودش فکر میکند
پس دو معنی دارد:
بدبین، بدگمان
منفعت طلب، خودخواه، طمعکار
سوءاستفاده گرانه
استثمارگرانه
ADJECTIVEمنفی باف - منفی نگر - بدبین کلاً در مورد آدما یا اوضاع
بشدت اعتماد نکننده
MEANING:deeply distrustfulبه نوعی
SYN:pessimistic1 ) For that reason, many animal activists are cynical about efforts to make factory farms better by providing less awful conditions for animals or by changing which animals are raised on farms in favor of breeds that suffer less
... [مشاهده متن کامل]
بدبین بودن درباره تلاش ها برای بهبود شرایط مرغداری ها
2 ) What’s the difference between young and old teachers?
A: Young teachers are full of ideas and enthusiasm, ready to try new things and work really hard to meet targets and progress. Older teachers may not be as motivated and enthusiastic, depending on their responsibility list and time available. They can become jaded and cynical over time
3 ) Travis Kelce sex confessions - Taylor Swift touch, bonking on third date, oral admission
. . .
Taylor Swift and Travis Kelce appear to be very much in love. Some are cynical
1 - بدبین به دیگر انسان ها
2 - بدبین به طور کلی
3 - خودخواه
گنده دماغ، بد دماغ
معادل واژه دقیقی برای این کلمه در فارسی وجود ندارد اما معنی آن این است که شخصی می پندارد که همه انسانها خودخواه هستند و به همین دلیل به همه بدبین است و بهواسطه این دیدگاهش به انسانها احترام نمی گذارد. این واژه را پیشنهاد میکنم: مغرض پندار
فکر می کنم ( خودخواه/خودخواهانه ) برای این تعریف از این کلمه مناسب باشه:
not caring that something might not be morally right, might hurt someone etc, when you are trying to get something for yourself
متن بالا تعریف دوم در لانگمن هست
غرور و نخوت
ساختارشکنانه، ساختارشکنی
showing contempt for accepted standards of behaviour, esp of honesty or morality
the politician betrayed his promises in a cynical way
مسخره کننده، کسی که به شکل طعنه آمیز، دیگران را مسخره می کند - شکاک، بدبین، منفی باف - کسی که اهمیتی به دیگران نمی دهد و فقط به منافع خود اهمیت میدهد - فرصت طلبانه ، ریاکارانه ، طعنه آمیز ، منفعت طلبانه
بد بین
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ٢٦)