ripe

/ˈraɪp//raɪp/

معنی: ساحل، رسیده، پر اب، جا افتاده، چیدنی، بالغ، پخته
معانی دیگر: (میوه و غله و غیره) رسیده، (مانند میوه ی رسیده) شاداب، سرخ و سفید، عمل آمده، آماده ی مصرف، خوابانده، پرتجربه، فهمیده، عاقل، با کمال، بالیده، سالخورده، (سن) پیشرفته، مستعد، مساعد
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

صفت ( adjective )
حالات: riper, ripest
مشتقات: ripely (adv.), ripeness (n.)
(1) تعریف: fully grown or matured and ready for harvest or eating, as grain, fruit, or cheese.
مترادف: mature
متضاد: green, immature, unripe
مشابه: aged, mellow

(2) تعریف: mature or in maturity, as a person.
مترادف: developed, full-fledged, grown, mature, seasoned
مشابه: adult, experienced, full-blown, grown-up, mellow

- a ripe voice
[ترجمه ترگمان] صدای بم،
[ترجمه گوگل] صدای ریز
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- a ripe age
[ترجمه ترگمان] دوران رسیده،
[ترجمه گوگل] یک سن رسیده
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(3) تعریف: fully developed and perfected, as one's judgment, a plan, or the like.
مترادف: evolved, finished, mature, ready
متضاد: immature
مشابه: aged, complete, consummate

(4) تعریف: opportune or favorable, as time.
مترادف: opportune, right, seasonable, serendipitous, timely
مشابه: appropriate, convenient, felicitous, propitious, suitable

(5) تعریف: ready to do, be done, or have something done to.
مترادف: fit, prepared, primed, ready, set
مشابه: prepped

- a cataract ripe for surgery
[ترجمه ترگمان] یک آبشار برای عمل آماده بود،
[ترجمه گوگل] آب مروارید برای جراحی رسیده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

جمله های نمونه

1. ripe cheese
پنیر عمل آمده

2. ripe lips
لب های پرطراوت

3. ripe peaches fell squashing to the ground
هلوهای رسیده به زمین می افتادند و له می شدند.

4. ripe wine
شراب جا افتاده

5. ripe wisdom
عقل کامل

6. a ripe apple
سیب رسیده

7. a ripe scholar
یک دانشمند باتجربه

8. a ripe time of life
دوران کمال در زندگی

9. a boil ripe for lancing
کورک آماده ی نیشتر زدن

10. fruits are ripe for picking
میوه ها آماده ی چیدن هستند.

11. the company is ripe for change
شرکت مستعد دگرگونی است.

12. the time was ripe for a revolution
زمان برای انقلاب آماده بود.

13. a girl who is ripe for marriage
دختری که آماده برای ازدواج است

14. he lived to the ripe age of ninety
تا سن پیشرفته ی نودسالگی زندگی کرد.

15. he shook the branch and ripe peaches plopped down
او شاخه را تکان داد و هلوهای رسیده،تلپ تلپ افتادند.

16. the downy surface of a ripe peach
سطح کرک دار هلوی رسیده

17. Soon ripe, soon rotten.
[ترجمه ترگمان]خیلی زود، خیلی زود، خیلی زود
[ترجمه گوگل]به زودی رسیده، به زودی فاسد شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

18. A green banana is not ripe enough to eat.
[ترجمه shiva_sisi‌] موز سبز نرسیده است و برای خوردن مناسب نیســت!
|
[ترجمه ترگمان]موز سبز برای خوردن کافی نیست
[ترجمه گوگل]موز سبز برای غذا مناسب نیست
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

19. When the fruits are ripe, they fall from the trees.
[ترجمه ترگمان]وقتی میوه ها رسیده باشند، از درختان پایین می ریزند
[ترجمه گوگل]وقتی میوه ها رسیده اند، از درختان می افتند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

20. The ripe apples throw out a sweet,intense smell.
[ترجمه ترگمان]سیب های نارس بوی شیرین و شدید می دهد
[ترجمه گوگل]سیب های رسیده بوی شیرین و شدید را از بین می برند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

21. My whole head felt like a ripe tomato, ready to burst.
[ترجمه ترگمان]تمام ذهنم مثل یک گوجه فرنگی گندیده بود که آماده منفجر شدن بود
[ترجمه گوگل]کل سرم مثل یک گوجه فرنگی رسیده بود، آماده سرقت بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

22. This fruit isn't ripe yet — we can't eat it.
[ترجمه الهی فر] این میوه هنوز نرسیده است - ما نمی توانیم آن را بخوریم
|
[ترجمه ترگمان]این میوه هنوز نرسیده است - ما نمی توانیم آن را بخوریم
[ترجمه گوگل]این میوه هنوز رسیده است - ما نمی توانیم آن را بخوریم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

23. We were pretty ripe after a week of walking.
[ترجمه ترگمان]بعد از یک هفته پیاده روی خیلی سرحال بودیم
[ترجمه گوگل]بعد از یک هفته پیاده روی خیلی رسیده بودیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

ساحل (اسم)
bank, ripe, shore, beach, coast, strand, brae, shore front

رسیده (صفت)
full, ripe, mellow, consummate, received, grown, headed, full-fledged

پر اب (صفت)
ripe, lush, juicy, watery, having high water level

جا افتاده (صفت)
ripe, mellow

چیدنی (صفت)
ripe

بالغ (صفت)
full, adolescent, adult, mature, ripe, major, full-fledged, marriageable

پخته (صفت)
ripe, baked

تخصصی

[زمین شناسی] کشند گسلابی، رایپ، تورب رسیده - توربی که در مرحله پیشرفته تجزیه و فروپاشی است. - مقایسه شود با: نرسیده.

به انگلیسی

• mature, fully developed or grown; ready for use; ready for action; prepared for a particular experience; fitting, appropriate
ripe fruit or grain is fully grown and ready to be harvested or eaten.
if something is ripe for something such as a change, it is ready for it.
if you say the time is ripe, you mean that a suitable time has arrived for something to happen.
if someone lives to a ripe old age, they live to be very old.

پیشنهاد کاربران

رسیده
رسیده یا آماده برای خوردن

Fruit that is ripe is ready to eat : these bananas aren't ripe - they 're still green :::: ( میوه ) رسیده
رسیده، جآ افتآده**
Ripe lips: لبان یاقوتی
آماده
فراهم شدن شرایط
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما