سهیلا سهرابی

سهیلا سهرابی لیسانس زیست شناسی
فوق لیسانس روانشناسی تربیتی
سابقه تدریس زبان انگلیسی برای تمام سطوح
تعداد کتابهای چاپ شده: 2

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



cliff hanger١٥:٥٧ - ١٤٠٠/٠٩/٠٦توی داستان ها، کلیف هنگر به زمانی میگن که داستان جایی به پایان برسه که مخاطب رو بین زمین و هوا ول کنه. یه جورایی در اوج به اتمام برسه. این اصطلاح اول ... گزارش
2 | 0
accusingly١٢:٣٥ - ١٤٠٠/٠٧/٢٠اتهام آمیزگزارش
2 | 0
within earshot١٥:١١ - ١٤٠٠/٠٧/١٨در محدوده شنوایی قرار داشتنگزارش
0 | 0
inauthenticity١١:٢٢ - ١٤٠٠/٠٣/١٣اصیل نبودن، بدلی و تقلبی بودنگزارش
2 | 0
tough luck٠١:٠١ - ١٤٠٠/٠٢/١٦—used in speech to show sympathy for someone who has failed or has been disappointed You lost your job? Oh, tough luck. —often used in an ironic way ... گزارش
7 | 0
caster١٥:٢٠ - ١٤٠٠/٠١/٢٩میشه ساحر معنی کرد. البته اگه cast به معنای طلسم کردن استفاده شده باشه.گزارش
12 | 0
down regulate٢٣:٥٩ - ١٣٩٩/١٢/٠٥تنظیم کاهشیگزارش
9 | 0
thermal treatment١٨:٥٣ - ١٣٩٩/١٠/١٥تیمار گرمایی گزارش
5 | 0
beta٢٢:٢٦ - ١٣٩٩/١٠/١٣نسخه آزمایشی نرم افزار رو میگنگزارش
21 | 0
in the fall of١٧:٥٣ - ١٣٩٩/١٠/١٣این اصطلاح زمانی استفاده میشود که میخواهیم اشاره کنیم کاری در چه زمانی انجام میشود. مثال: The project will be completed in the fall of 2018گزارش
5 | 0
tight tone٢٠:٣٢ - ١٣٩٩/١٠/١٢لحن تند لحن خشنگزارش
5 | 0
hold out١٦:١٠ - ١٣٩٩/٠٩/٣٠لجبازگزارش
7 | 0
jovial١٧:٥٧ - ١٣٩٩/٠٨/٠٤سرخوشگزارش
21 | 0
have by the throat٢٠:٤٤ - ١٣٩٩/٠٨/٠٣کنترل کامل داشتن بر کسی یا چیزی مسلط بودن بر کسی یا چیزیگزارش
9 | 0
uncharacteristic١٩:٣٨ - ١٣٩٩/٠٨/٠٣نامعمولگزارش
5 | 0
one in a million١٦:٢٧ - ١٣٩٩/٠٨/٠٢نادرگزارش
5 | 0
upturned١٣:٣٧ - ١٣٩٩/٠٧/٢٩زیر و رو شدهگزارش
7 | 0
larger than life١٥:٠٦ - ١٣٩٩/٠٧/٢٨چشمگیر با عظمتگزارش
12 | 0
out of place٠٨:٥١ - ١٣٩٩/٠٧/١٦وصله ناجور نابه جا خارج از جای خود بی جا ( منبع https://dic. b - amooz. com )گزارش
44 | 0
give someone the evil eye١١:٠٣ - ١٣٩٩/٠٧/١٤بد نگاه کردن به کسی چپ چپ نگاه کردن به کسی خصوصا وقتی با عصبانیت باشهگزارش
9 | 0
autonav١٠:٥١ - ١٣٩٩/٠٧/١٠راننده خودکار میشه معنیش کرد. مخففautonavigatorگزارش
7 | 0
real deal١٥:٢٣ - ١٣٩٩/٠٧/٠٨فردِ کار درست وقتی کسی میخواد بگه یه فرد یا یه شیء یا . . . همونطور که میگن خیلی خفن باشه.گزارش
28 | 0
game master١٤:٣٨ - ١٣٩٩/٠٧/٠٨کسی که قوانین بازی رو تعیین میکنه و اگه دلش بخواد میتونه هر کس رو که میخواد برنده یا بازنده اعلام کنه. ( منبع: Urban Dictionary )گزارش
9 | 0
throwing good money after bad١٣:١٤ - ١٣٩٩/٠٧/٠٤هدر دادن منابع، توان، زمان و. . . برای هدفی غیرقابل تحقق یا نقشه ای که موفق نخواهد بود.گزارش
18 | 0
selflessly١٦:٣٧ - ١٣٩٩/٠٧/٠٣فداکارانهگزارش
21 | 0
take the liberty to١٥:١٢ - ١٣٩٩/٠٦/٢٨به خود اجازه دادن ( برای انجام کاری ) بدون این که از کس دیگه ای اجازه گرفته باشیمگزارش
16 | 0
running rampant٢٢:٤٢ - ١٣٩٩/٠٥/٢٣to run, develop, or grow out of controlگزارش
12 | 0
walk all over sb١٤:٤٠ - ١٣٩٩/٠٥/٢١سلطه گری کردن بر کسی تحقیر کردن کسی کوچیک کردن کسیگزارش
28 | 0
gusher١٩:٥٨ - ١٣٩٩/٠٥/١٩فورانگر ( درمورد چاه نفت )گزارش
7 | 0
book it١٥:٠٤ - ١٣٩٩/٠٥/١١با عجله در رفتن ( slang )گزارش
12 | 1
to cry for help٠٠:٤٩ - ١٣٩٩/٠٥/٠٣فریاد کمک سر دادنگزارش
14 | 0
redirect٢٢:٠٢ - ١٣٩٩/٠٤/٣١دست به سر کردنگزارش
21 | 1
way ahead of you٢١:٤٩ - ١٣٩٩/٠٤/٣١It means "I have already thought of what you're telling me to do and ( usually ) I'm already doing something about it. " ( forum. wordreference. com ... گزارش
32 | 1
says you١٢:٣٠ - ١٣٩٩/٠٤/٠٧به طور کلی برای مخالفت با حرف طرف مقابل استفاده میشه. به این شکل هم میشه معنی کرد: فقط تویی که داری اینو میگی ( و اشتباه هم میگی ) ! نمیفهمی چی داری ... گزارش
14 | 0
fangirl١٢:٣٨ - ١٣٩٩/٠٤/٠٦طرفدارهای پر و پا قرص که به خاطر آیدول خودشون دیوونه بازی درمیارن رو میگن فن گرل. برای فن گرل بودن لزوما باید دختر باشید :دی گرچه اصطلاح فن بوی هم دا ... گزارش
145 | 1
turnaround١٢:٣٢ - ١٣٩٩/٠٤/٠٦بسته به کانکست، برگشتن کسی از حرف خودش هم معنی میشه.گزارش
16 | 1
squee١٥:٤٦ - ١٣٩٩/٠٤/٠٤صدای کوتاهی از سر شادی و هیجان مثل جیر جیر کردن، جیغ جیغ کردنگزارش
14 | 0
call it١٣:٢٤ - ١٣٩٩/٠٤/٠١دست بردار بیخیال شو abort this attemptگزارش
21 | 1
demand١٣:١٦ - ١٣٩٩/٠٤/٠١طلبکارانه چیزی رو خواستن به حالت دستوریگزارش
64 | 1
executioner١٤:٢٩ - ١٣٩٩/٠٣/٣٠ایجاد کننده اجرا کنندهگزارش
18 | 0
trapped١١:٣٧ - ١٣٩٩/٠٣/٢٦با ed در انتهای فعل، اگر در جایگاه فعلی که در زمان گذشته استفاده شده نباشه، باید بصورت صفت معنی بشه. به معنای: خفه، ناخوشایند تعریف انگلیسی: If you ... گزارش
76 | 1
fall together١٢:٥٤ - ١٣٩٩/٠٣/٢٥جفت و جور شدنگزارش
14 | 0
unrepentant١٢:٥٢ - ١٣٩٩/٠٣/٢٥کسی که احساس پشیمونی نمیکنه repentant = پشیمان، نادم unrepentant = غیرپشیمان! :/گزارش
34 | 0
no good deed goes unpunished١٣:٠٢ - ١٣٩٩/٠٣/١٦معنی این عبارت معادل این ضرب المثله: بشکنه این دست که نمک نداره یا: اومدیم ثواب کنیم، کباب شدیم به عبارت دیگه، یعنی وقتی یه کسی کار خوبی در حق کسی می ... گزارش
28 | 0
fall together٠٨:٢٥ - ١٣٩٩/٠٣/٠٥خوب پیش رفتن کاریگزارش
14 | 0
t bone steak٠١:٢٨ - ١٣٩٩/٠٢/٢١استیک استخوان دارگزارش
16 | 0
unannounced١٥:٣٩ - ١٣٩٩/٠٢/٠١سرزدهگزارش
23 | 0
goon٢٢:١٩ - ١٣٩٩/٠١/٢٩گردن کلفتگزارش
21 | 0
cut a deal١٦:١١ - ١٣٩٩/٠١/٢٦معامله را جوش دادنگزارش
32 | 0
lingering١٦:٠٤ - ١٣٩٩/٠١/٢٦باقی ماندهگزارش
34 | 1