برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

سهیلا سهرابی

سهیلا سهرابی لیسانس زیست شناسی
فوق لیسانس روانشناسی تربیتی
سابقه تدریس زبان انگلیسی برای تمام سطوح
تعداد کتابهای چاپ شده: 2

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 سرخوش ١٣٩٩/٠٨/٠٤
|

2 کنترل کامل داشتن بر کسی یا چیزی
مسلط بودن بر کسی یا چیزی
١٣٩٩/٠٨/٠٣
|

3 نامعمول ١٣٩٩/٠٨/٠٣
|

4 نادر ١٣٩٩/٠٨/٠٢
|

5 زیر و رو شده ١٣٩٩/٠٧/٢٩
|

6 چشمگیر
با عظمت
١٣٩٩/٠٧/٢٨
|

7 وصله ناجور
نابه‌جا
خارج از جای خود
بی جا
(منبع https://dic.b-amooz.com)
١٣٩٩/٠٧/١٦
|

8 بد نگاه کردن به کسی
چپ چپ نگاه کردن به کسی
خصوصا وقتی با عصبانیت باشه
١٣٩٩/٠٧/١٤
|

9 راننده خودکار میشه معنیش کرد.
مخففautonavigator
١٣٩٩/٠٧/١٠
|

10 فردِ کار درست
وقتی کسی میخواد بگه یه فرد یا یه شیء یا ... همونطور که میگن خیلی خفن باشه.
١٣٩٩/٠٧/٠٨
|

11 کسی که قوانین بازی رو تعیین میکنه و اگه دلش بخواد میتونه هر کس رو که میخواد برنده یا بازنده اعلام کنه.
(منبع: Urban Dictionary)
١٣٩٩/٠٧/٠٨
|

12 هدر دادن منابع، توان، زمان و... برای هدفی غیرقابل تحقق یا نقشه ای که موفق نخواهد بود. ١٣٩٩/٠٧/٠٤
|

13 فداکارانه ١٣٩٩/٠٧/٠٣
|

14 به خود اجازه دادن (برای انجام کاری) بدون این که از کس دیگه ای اجازه گرفته باشیم ١٣٩٩/٠٦/٢٨
|

15 to run, develop, or grow out of control ١٣٩٩/٠٥/٢٣
|

16 سلطه گری کردن بر کسی
تحقیر کردن کسی
کوچیک کردن کسی
١٣٩٩/٠٥/٢١
|

17 فورانگر (درمورد چاه نفت) ١٣٩٩/٠٥/١٩
|

18 با عجله در رفتن (slang) ١٣٩٩/٠٥/١١
|

19 فریاد کمک سر دادن ١٣٩٩/٠٥/٠٣
|

20 دست به سر کردن ١٣٩٩/٠٤/٣١
|

21 It means "I have already thought of what you're telling me to do and (usually) I'm already doing something about it."
(forum.wordreference.com)
١٣٩٩/٠٤/٣١
|

22 خودپنداره ١٣٩٩/٠٤/١٧
|

23 به طور کلی برای مخالفت با حرف طرف مقابل استفاده میشه.
به این شکل هم میشه معنی کرد: فقط تویی که داری اینو میگی (و اشتباه هم میگی)!
نمیفهمی چی دا ...
١٣٩٩/٠٤/٠٧
|

24 طرفدارهای پر و پا قرص که به خاطر آیدول خودشون دیوونه بازی درمیارن رو میگن فن گرل. برای فن گرل بودن لزوما باید دختر باشید :دی
گرچه اصطلاح فن بوی هم ...
١٣٩٩/٠٤/٠٦
|

25 بسته به کانکست، برگشتن کسی از حرف خودش هم معنی میشه. ١٣٩٩/٠٤/٠٦
|

26 صدای کوتاهی از سر شادی و هیجان
مثل جیر جیر کردن، جیغ جیغ کردن
١٣٩٩/٠٤/٠٤
|

27 دست بردار
بیخیال شو
abort this attempt
١٣٩٩/٠٤/٠١
|

28 طلبکارانه چیزی رو خواستن
به حالت دستوری
١٣٩٩/٠٤/٠١
|

29 ایجاد کننده
اجرا کننده
١٣٩٩/٠٣/٣٠
|

30 با ed در انتهای فعل، اگر در جایگاه فعلی که در زمان گذشته استفاده شده نباشه، باید بصورت صفت معنی بشه.
به معنای:
خفه، ناخوشایند
تعریف انگلیسی: ...
١٣٩٩/٠٣/٢٦
|

31 جفت و جور شدن ١٣٩٩/٠٣/٢٥
|

32 کسی که احساس پشیمونی نمیکنه
repentant = پشیمان، نادم
unrepentant = غیرپشیمان! :/
١٣٩٩/٠٣/٢٥
|

33 معنی این عبارت معادل این ضرب المثله:
بشکنه این دست که نمک نداره
یا:
اومدیم ثواب کنیم، کباب شدیم
به عبارت دیگه، یعنی وقتی یه کسی کار خوبی ...
١٣٩٩/٠٣/١٦
|

34 خوب پیش رفتن کاری ١٣٩٩/٠٣/٠٥
|

35 استیک استخوان دار ١٣٩٩/٠٢/٢١
|

36 سرزده ١٣٩٩/٠٢/٠١
|

37 گردن کلفت ١٣٩٩/٠١/٢٩
|

38 معامله را جوش دادن ١٣٩٩/٠١/٢٦
|

39 باقی مانده ١٣٩٩/٠١/٢٦
|

40 حالا که صحبتش شد...
حالا که حرفش شد...
١٣٩٩/٠١/٢٦
|

41 کله ی کسی را کندن
به کسی پریدن
١٣٩٩/٠١/٢٤
|

42 غافلگیر شدن توی بدترین شرایط ١٣٩٩/٠١/٢٣
|

43 والاترین ١٣٩٩/٠١/١٧
|

44 اگه درمورد مکان به کار بره، منظور محلیه که هیچ تزئیناتی نداره. کاربردپذیر بودن و سودمندی هم از همین جهته (که چیز اضافه ای برای سرگرمی یا زیبایی بهش و ... ١٣٩٩/٠١/١٧
|

45 خیلی زیاد ١٣٩٩/٠١/١٣
|

46 بازنده ی بدی بودن
بدقمار
کسی که جنبه ی باخت نداره
١٣٩٩/٠١/١٢
|

47 خراب شدن اوضاع ١٣٩٩/٠١/١٢
|

48 سر حرف خود ماندن
بر حرف خود پافشاری کردن
١٣٩٩/٠١/١٢
|

49 به معنی با احتیاط کاری رو انجام دادن هم استفاده میشه. ١٣٩٩/٠١/٠٩
|

50 ورود چشمگیر به یک مکان، طوری که جلب توجه کند. ١٣٩٩/٠١/٠٩
|