باریکه ، پهنای ، پرتو، تیر ، تیغه ، لبخند پهن
smile very happily
تیر چوبی / تیرآهن / الوار
تیر یا الواری که سقف را نگه می دارد
از شادی خندیدن
پرتو - اسم
A beam of light shone through the windowاشعه - اسم
The laser beam was very powerfulتیر - اسم
The roof was supported by wooden beams ( در کشتی و هواپیما ) پهنا، عرض - اسم
... [مشاهده متن کامل]
The ship has a beam of 30 meters
( در مقیاس و ترازو ) شاهین ترازو - اسم
that level is check beam scale
( مهندسی ) تیر فولادی - اسم
build this house need three type beam.
لبخند زدن ( از خوشحالی ) - فعل
She beamed with joy
( مخصوصا در رادیو و تلویزیون ) پخش کردن - فعل
The show was beamed around the world
The word **"beam"** has multiple meanings and uses in English, and it also has **derivatives** and **collocations**. Below is a breakdown of its derivatives, collocations, and examples in both **English** and **Farsi** with appropriate **emojis**.
... [مشاهده متن کامل]
- - -
### **Meanings of "Beam":**
1. **Noun:** A long, sturdy piece of wood or metal used in construction.
**Farsi:** تیر، شاه تیر
2. **Noun:** A line of light or energy ( e. g. , a laser beam ) .
**Farsi:** پرتو، شعاع
3. **Verb:** To smile brightly.
**Farsi:** لبخند زدن، خندیدن
- - -
### **Derivatives of "Beam":**
1. **Beaming** ( adjective/verb )
- **Meaning:** Smiling brightly or radiating light.
- **Farsi:** درخشان، خندان
- **Example:** She was beaming with joy.
**Farsi:** او از خوشحالی می درخشید. 😊
2. **Beamless** ( adjective )
- **Meaning:** Without beams or light.
- **Farsi:** بدون تیر، بدون پرتو
- **Example:** The beamless room felt dark and empty.
**Farsi:** اتاق بدون تیر تاریک و خالی به نظر می رسید. 🌑
3. **Beamy** ( adjective )
- **Meaning:** Full of beams or light; broad and cheerful.
- **Farsi:** پر از پرتو، شاد و گشاده
- **Example:** The beamy sunlight filled the room.
**Farsi:** نور خورشید پرتوافکن اتاق را پر کرد. ☀️
- - -
### **Collocations with "Beam":**
#### **1. Beam of Light**
- **Meaning:** A line of light.
- **Farsi:** پرتو نور
- **Example:** A beam of light shone through the window.
**Farsi:** یک پرتو نور از پنجره تابید. 🌈
#### **2. Laser Beam**
- **Meaning:** A concentrated beam of light used in lasers.
- **Farsi:** پرتو لیزر
- **Example:** The laser beam cut through the metal.
**Farsi:** پرتو لیزر فلز را برید. 🔪
#### **3. Wooden Beam**
- **Meaning:** A long piece of wood used in construction.
- **Farsi:** تیر چوبی
- **Example:** The wooden beam supported the roof.
**Farsi:** تیر چوبی سقف را نگه می داشت. 🏠
#### **4. Beam with Pride**
- **Meaning:** To smile proudly.
- **Farsi:** با غرور لبخند زدن
- **Example:** She beamed with pride after winning the award.
**Farsi:** او پس از بردن جایزه با غرور لبخند زد. 🏆
#### **5. Balance Beam**
- **Meaning:** A narrow wooden beam used in gymnastics.
- **Farsi:** تیر تعادل
- **Example:** The gymnast performed on the balance beam.
**Farsi:** ژیمناست روی تیر تعادل اجرا کرد. 🤸♀️
- - -
### **Example Sentences with "Beam":**
#### **As a Noun ( Structural ) :**
1. The beam in the ceiling was made of steel.
**Farsi:** تیر سقف از فولاد ساخته شده بود. 🏗️
2. They installed a wooden beam to strengthen the structure.
**Farsi:** آن ها یک تیر چوبی نصب کردند تا سازه را محکم کنند. 🪵
#### **As a Noun ( Light ) :**
3. The beam from the lighthouse guided the ships.
**Farsi:** پرتو فانوس دریایی کشتی ها را هدایت می کرد. 🚢
4. A beam of sunlight lit up the room.
**Farsi:** یک پرتو نور خورشید اتاق را روشن کرد. 🌞
#### **As a Verb ( Smiling ) :**
5. He beamed at his daughter’s graduation.
**Farsi:** او در مراسم فارغ التحصیلی دخترش لبخند می زد. 🎓
6. Her face beamed with happiness.
**Farsi:** چهره اش از خوشحالی می درخشید. 😊
Deepseek
Beam
Figurative; smile widely
کلمه "beam" در زبان انگلیسی معانی و کاربردهای مختلفی دارد. در زیر به برخی از معانی و کاربردهای رایج آن اشاره می کنم:
1. پرتو: در این معنی، "beam" به یک جریان نور یا اشعه اشاره دارد. به عنوان مثال: "The sun's rays beamed down from the sky. " به معنای "پرتوهای خورشید از آسمان تابیدند. "
... [مشاهده متن کامل]
2. تیر: در مهندسی و ساختمان، "beam" معمولاً به یک تیر یا عنصر ساختاری افقی اشاره دارد که بارهای عمودی را تحمل می کند.
3. لبخند زدن: "to beam" به معنای لبخند زدن با شادی یا هیجان است. مثلاً: "She beamed with joy. " به معنای "او با شادی لبخند زد. "
4. سپرده کردن: در برخی زمینه ها، "beam" ممکن است به معنای نقل مکان یا ارسال اطلاعات از یک نقطه به نقطه دیگر نیز باشد، به ویژه در ارتباطات.
منبع CHAT 4o GPT mini
تیر ( فولادی - بتنی ) . . .
پوتر . . .
معنی دیکر : پرتو
مثال:
beam of sunlight = پرتو نور خورشید
لانگمن دیکشنری :
اسم :
۱ _ تیر آهن
Long heavy piece of wood , esp , used to support a building۲ _ تابش ، پرتو
Line of light from some bright object۳ _ مخابره
Radio waves sent out to guide aircraft , etc
... [مشاهده متن کامل]
۴ _ لبخند یا نگاه درخشان / پرنور
Bright look or smile
فعل :
۱ _ تابیدن ، پرتو افکندن
Send out light ( of the sun , etc ) and heat
۲ _ مخابره کردن
Send out ( esp , radio or television signals ) in a certain direction
۳ _ لبخند درخشان / پرنور زدن
Smile brightly
تیرچه، تیرآهن ( در ساختمان سازی )
تشعشع - درخشش
Beaming inside
گل ازگل شکفتن وشادشدن
گاهی معنی قهقهه وخنده مستانه می دهد
مخابره کردن
Beamed back
پشت سر گذاشت
Beams back
بازتاب میدهد
پرتو
beam ( فیزیک - اپتیک )
واژه مصوب: باریکه 1
تعریف: دستۀ پرتوهای متمرکزی که تقریباً در یک جهت منتشر میشود
مخابره کردن
وقتی صحبت از ارسال سیگنال رادیویی و تلویزیونی هست.
All of the data it's collected is beamed up to the satellite.
لبخند پهن
با شادی خندیدن
لبخندی پهن بر لب داشتن
تابیدن
درخشیدن
ارسال کردن امواج رادیویی یا تلویزیونی
beamed back
برگرداندن فرستادن ارسال کردن
خندیدن .
( Beam ) :[اصطلاح دریانوردی]عریض ترین قسمت قایق و یا کشتی .
If you say that someone is beaming, you mean that they have a big smile on their face because they are happy, pleased, or proud about something.
( مهندسی عمران ) تیر
( فیزیک ) پرتو، شعاع
باریکه نور
پرتو افکندن
پرنور
باریکه ی نور
to smile very happily
تا بنا گوش لبخند زدن، تا بنا گوش نیش باز کردن !
He beamed as if talking to an old friend.
یه جوری تا بنا گوش نیش اش باز شد که انگار با یه دوست قدیمی حرف میزد!!
طیف نور
باریکه
[چیزی که تابش شده]
تابه
تیر آهن
تیر
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ٣٥)