rather

/ˈræðər//ˈrɑːðə/

معنی: بیشتر، بلکه، نسبتا، تا یک اندازه، ترجیحا، سریع تر، با میل بیشتری
معانی دیگر: ترجیح، اولی تر، به بیان دقیق تر یا منصفانه تر، به درستی، واقعا، به عبارت دیگر، برعکس، باژگونه، تا اندازه ای، کمی، تقریبا، (انگلیس - در پاسخ به پرسش) البته !، کاملا!، چرا نه !، (مهجور) تندتر، زودتر
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

قید ( adverb )
(1) تعریف: more willingly; sooner.

- I'd rather eat than drink.
[ترجمه Saeedi] من ترجیح میدهم بیشتر بخوابم.
|
[ترجمه رئوف] من ترجیح می هم بیشتر بخورم تا بنوشم
|
[ترجمه مهدی س] من بیشتر میخورم تااینکه بنوشم
|
[ترجمه علیرضا واموسی] من خوردن را به نوشیدن ترجیح می دهم
|
[ترجمه ab] من خوردن و به خوابیدن ترجیح میدم
|
[ترجمه A.A] غذا خوردن را به مشروب ترجیح میدم
|
[ترجمه Karen] من ترجیح میدم بخورم تا بنوشم
|
[ترجمه ترگمان] ترجیح می دهم چیزی بخورم تا بنوشم
[ترجمه گوگل] من بیشتر میخوابم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: in some measure or degree.
مشابه: kind of

- He sang rather well.
[ترجمه Mahdi] او نسبتا خوب خواند.
|
[ترجمه ترگمان] او به خوبی آواز می خواند
[ترجمه گوگل] او به خوبی خواند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(3) تعریف: more accurately or correctly.

- She spoke loudly, or rather she screamed.
[ترجمه ترگمان] او با صدای بلند حرف می زد یا بهتر بود جیغ بکشد
[ترجمه گوگل] او با صدای بلند صحبت کرد، یا فریاد زد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(4) تعریف: on the contrary.

- They did not experience pain, but rather pleasure.
[ترجمه ترگمان] آن ها درد را تجربه نمی کردند، بلکه لذت بیشتری هم داشتند
[ترجمه گوگل] آنها درد را تجربه نکردند، بلکه لذت بخش بودند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

جمله های نمونه

1. rather than
1- در عوض،به جای 2- تا اینکه،به جای آنکه

2. a rather peripheral criticism of a fine book
انتقاد نسبتا جنبی یک کتاب خوب

3. it's rather late
نسبتا دیر وقت است.

4. reason rather than emotion forms the main basis of his marriage
شالوده ی اصلی زناشویی او بر عقل استوار است نه بر احساسات.

5. shaped rather like a pear
تقریبا به شکل یک گلابی

6. had rather
(انگلیس) ترجیح (می دهم که)،بیشتر (در آمریکا: would rather)

7. he was rather offhand with me
او نسبت به من با بی اعتنایی رفتار کرد.

8. he would rather die than to live dishonorably
او ترجیح می داد بمیرد ولی ناشرافتمندانه زندگی نکند.

9. he would rather drone than live by honest labor
به جای کار شرافتمندانه ترجیح می داد مفت خوری کند.

10. i am rather happy with his work
تا اندازه ای از کار او راضی هستم.

11. i would rather die on my feet than live on my knees
ایستاده (مردانه) مردن را به زانو زده زندگی کردن ترجیح می دهم.

12. i would rather have tea
چای را ترجیح می دهم.

13. i would rather like to stay
ترجیح می دهم (بیشتر دلم می خواهد) بمانم.

14. i would rather starve to death than to beg
ترجیح می دهم از گرسنگی بمیرم ولی گدایی نکنم.

15. one might rather say that . . .
به درستی می توان گفت که . . .

16. would you rather have tea or coffee?
چای بیشتر دلتان می خواهد یا قهوه ؟

17. cigarettes are taxed rather heavily
مالیات نسبتا سنگینی بر سیگار بسته شده است.

18. he took a rather stiff stand on defense
در مورد دفاع عقاید سرسختانه ای داشت.

19. his sister, or rather half-sister, has recently died
خواهر او یا دقیق بگویم خواهر ناتنی او تازگی مرده است.

20. the print is rather poor
این چاپ چندان خوب نیست.

21. a few pieces of rather plain furniture
چند تکه مبل نسبتا زشت

22. a rifle with a rather uncertain trigger
تفنگی با ماشه ی غیر قابل اطمینان

23. his reaction was spontaneous rather than premeditated
واکنش او خودبه خود بود نه از پیش تعیین شده.

24. she is dark and rather squat
او سیه چرده و نسبتا خپل است.

25. she is tall and rather thin
او بلند بالا و نسبتا لاغر است.

26. the design stresses utility rather than artistic considerations
آن طرح کاروری (سهولت استفاده) را مورد تاکید قرار می دهد نه ملاحظات هنری را.

27. the feudal society was rather static
جامعه ی فئودال نسبتا ایستا بود.

28. the ocean is a rather steadfast environment
اقیانوس محیط نسبتا تغییر ناپذیری است.

29. this office will supplement rather than supplant private agencies
این اداره مکمل آژانس های خصوصی خواهد بود نه جانشین آنها.

30. hardship did not weaken but rather tempered their resolve
مرارت نه تنها اراده ی آنها را ضعیف نکرد بلکه استوار هم نمود.

31. he is not a help, rather a hindrance
او کمک که نیست هیچ،مزاحم هم هست.

32. learning should be a pleasure rather than a chore
آموختن باید لذت بخش باشد نه طاقت فرسا.

33. some of her claims were rather offkey
برخی از ادعاهای او نسبتا بیجا بودند.

34. this policy is an incentive rather than a discouragement to corruption
این سیاست مشوق فساد است نه بازدارنده ی آن.

35. an argument aimed at the understanding rather than the emotions
استدلالی که هدف آن خرد است نه احساسات

36. he has always been a follower rather than a leader
او همیشه دنباله رو بوده است نه پیشگام.

37. progress in the peace talks is rather promising
پیشرفت مذاکرات صلح امید بخش است.

38. the picture he painted was a rather amateurish effort
تصویری که او کشید کار ناشیانه ای بود.

39. they didn't just kill soldiers; they rather carried out an indiscriminate massacre of women and children, young and old
آنان فقط سربازان را نکشتند بلکه اقدام به کشتار بلااستثنای زن و بچه و پیر و جوان کردند.

40. this book should be dipped into rather than read from cover to cover
این کتاب را باید جسته و گریخته خواند،نه از اول تا آخر.

41. at that time, hassan was leading a rather uncertain existence
در آن هنگام حسن زندگی نسبتا بی ثباتی را می گذراند.

42. in that country, corruption is the rule rather than the exception
در آن کشور فساد قاعده است نه استثنا.

43. the patient's condition was no better but rather grew worse
وضع بیمار بهتر نبود بلکه بدتر شده هم بود.

44. this car cost ten thousand dollars or rather more
این ماشین ده هزار دلار یا کمی بیشتر تمام شد.

45. he did not desire to be pinnacled, but rather preferred to lead an ordinary life
میل نداشت که او را به عرش برسانند بلکه بیشتر می خواست دارای یک زندگی عادی باشد.

46. he got this job on grounds of deserts rather than family connections
او این شغل را به واسطه ی لیاقت به دست آورد نه رابطه ی خانوادگی

47. he tried to manifest his love through deeds rather than words
او کوشید که عشق خود را در عمل نشان بدهد نه با حرف.

48. i am going to my friend's house, or rather to my friend's father's house
دارم به منزل دوستم یا بهتر بگویم به منزل پدر دوستم می روم.

49. a man's worth does not depend on his office; rather the worth of his office depends on him
نه به منصب بود بلندی مرد / بلکه منصب شود به مرد بلند

50. he did not believe in a nationalist view but rather in a planetary view
او به یک دیدجهانی اعتقاد داشت نه یک دید ملی.

51. even though he had lived in tehran for many years, his speech was still rather countrified
با آنکه سال ها در تهران زیسته بود هنوز هم گفتارش تا اندازه ای دهاتی بود.

مترادف ها

بیشتر (قید)
rather, more

بلکه (قید)
even, but, rather

نسبتا (قید)
enough, rather, partly, sort of

تا یک اندازه (قید)
rather, partly

ترجیحا (قید)
rather

سریع تر (قید)
rather

با میل بیشتری (قید)
rather

تخصصی

[ریاضیات] نسبتا

به انگلیسی

• very, quite; to a degree, somewhat; slightly, a bit; might as well
you use rather to say that something is the case to a slight extent.
you also use rather to say that something is the case to a large or surprising extent.
rather is often used to make a criticism sound less severe, or to avoid making a statement that sounds rude or abrupt.
if you say that you would rather do a particular thing, you mean that you would prefer to do that thing.
you use rather than to introduce a statement saying what is not done, to contrast this with a statement saying what actually is done.
you also use rather to introduce a correction or contrast to what you have just said.

ارتباط محتوایی

معنی اصلیبیشتر، بلکه، نسبتا، تا یک اندازه، ترجیحا ...معانی متفرقهترجیح، اولی تر، به بیان دقیق تر یا منصفا ...بررسی کلمهقید ( adverb ) • ( 1 ) تعریف: more willingly; sooner. - I'd rather eat than drink. [تر ...جمله های نمونه1. rather than 1 - در عوض، به جای 2 - تا اینکه، به جای آنکه 2. a rather peripheral criticism of a fi ...مترادفبیشتر ( قید ) rather, more بلکه ( قید ) even, but, rather نسبتا ( قید ) enough, rather, part ...بررسی تخصصی[ریاضیات] نسبتاانگلیسی به انگلیسیvery, quite; to a degree, somewhat; slightly, a bit; might as well you use rather to say that someth ...
معنی rather، مفهوم rather، تعریف rather، معرفی rather، rather چیست، rather یعنی چی، rather یعنی چه
برچسب ها: انگلیسی به فارسی، انگلیسی به فارسی با حرف r، مترادف انگلیسی به فارسی، مترادف انگلیسی به فارسی با حرف r، انگلیسی به انگلیسی، انگلیسی به انگلیسی با حرف r، دانشنامه کاربران، دانشنامه کاربران با حرف r
کلمه بعدی: rather than
اشتباه تایپی: قشفاثق
آوا: /رتهر/
عکس rather : در گوگل
معنی rather

پیشنهاد کاربران

تا حدی، تا حدودی
تا اینکه ( به جای اون )
در عوض
به جای - درعوض
rather you ( or him or her etc. ) than me
خداروشکر که من به جای تو ( جای اون ) نیستم
فراتر
1 - برعکس:was no better but rather grew worse
2 - به درجاتی ( تا حدی ) :it's rather warm
3 - به بیان دقیق تر:my father, or rather my stepfather
4 - ترجیحا:I'd rather not go
1. Rather
نسبتا ، تا حدی

2. Would rather
ترجیح دادن

3. Or rather:
به استثنای، جز. . .

4. Not. . . But rather
فلان چیز نیست ( درست نیست ) ، بلکه بهمان چیز است ( درست است ) مثلا:
The problem is not the time of the exam, but rather the lessons which are terrible.
چه بسا
ترجیح دادن.
مثال:I'd rather learn a sport
برعکس ، نسبتا
ترجیح دادن
I’m in a rather hole
بدجوری گیر کردم
I'm rather busy یه خورده سرم شلوغه
برعکس
یه جورایی، بگی نگی
بلکه
rather = fairly , relatively
It's in medium degree, like : pretty , quit , fairly , rather
خواه ( ناخواه )
به جای اینکه
A rather
نسبتا، کمی
بدین معناست ( حقوق )
به عنوان
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما