خشایار نوروزی

خشایار نوروزی

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



blank cartridge١٠:٤٨ - ١٤٠٠/٠٧/٣٠تیر مشقیگزارش
2 | 0
hemostat٠١:١١ - ١٤٠٠/٠٧/٢٩( پزشکی ) ابزاری که کار انبر برای گرفتن و فشار دادن را انجام میدهد ولی شکل آن مانند قیچی است.گزارش
2 | 0
dead drop٢٣:٢٥ - ١٤٠٠/٠٧/١٩{ dead letter box هم گفته میشود} مکانی که از قبل برای جابجایی اطلاعات به طرف دوم در نگر گرفته شده است.گزارش
2 | 0
rolled oat١٣:٣٥ - ١٤٠٠/٠٦/٢٣جو پرکگزارش
2 | 0
locked and loaded٢٠:٤٢ - ١٤٠٠/٠٥/٣١آماده برای حمله ( شلیک )گزارش
0 | 0
and then some٢٣:٢١ - ١٤٠٠/٠٥/٢٩و یکمی بیشترگزارش
2 | 0
cryogenic١٩:٤٣ - ١٤٠٠/٠٥/٢٨نگهداری بدن مردگان در دمای بسیار پایین به این امید که در آینده با پیشرفت دانش بتوان آنها را زنده کرد.گزارش
2 | 1
cash and carry٠١:٣٧ - ١٤٠٠/٠٥/٢٨تنها نقدی کار کردن ( پول نقد بده و ببر )گزارش
0 | 0
dead wrong٠٣:٣٢ - ١٤٠٠/٠٥/٢٤کاملن در اشتباهگزارش
2 | 0
guilty as sin٠١:٢٩ - ١٤٠٠/٠٥/٢٤کاملن گناهکارگزارش
0 | 0
nut ball٠١:٠١ - ١٤٠٠/٠٥/٢٤آدم احمقگزارش
0 | 0
negotiate٠٠:٤٢ - ١٤٠٠/٠٥/٢٤گفتگو کردن برای انجام شدن کاری یا بدست آوردن چیزیگزارش
0 | 0
pun١٧:٢٢ - ١٤٠٠/٠٥/١٣شوخی با کلمه ای که معنی دوپهلو میدهدگزارش
5 | 0
compartment٠١:٠١ - ١٤٠٠/٠٥/١٢جاسازگزارش
2 | 0
flash point٠٠:٥٤ - ١٤٠٠/٠٥/١١نقطه ای که در آن کارها ( امور ) از کنترل خارج میشودگزارش
2 | 0
jeep١٨:١١ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥کوتاه شده ی : "Just Enough Essential Parts" ( تنها قطعه های ضروری کافی است )گزارش
5 | 0
ran afoul of٢٣:٤٢ - ١٤٠٠/٠٥/٠٤دچار ستیز و ناسازگاری شدن باگزارش
2 | 0
doohickey٠١:٣٠ - ١٤٠٠/٠٥/٠٤ماسماسکگزارش
2 | 0
pants soiling٢٣:٥٠ - ١٤٠٠/٠٤/٢٩شلوار خود را کثیف کردن ( بی ادبانه : به خود ریدن )گزارش
2 | 0
catch a few winks٠٤:١٨ - ١٤٠٠/٠٤/٢٨یه چُرتی زدنگزارش
2 | 0
island٠٢:٢٢ - ١٤٠٠/٠٤/٢٧میز کمدی بزرگ وسط آشپزخانه ( که بعضی هاشون سینک ظرفشویی هم دارن ) و دورتا دروش خالیه میگنگزارش
12 | 0
course of action٢٠:٠٤ - ١٤٠٠/٠٤/٢٦اقدام عملیگزارش
5 | 0
singe٢٠:٤٢ - ١٤٠٠/٠٤/٢٥کِز دادنگزارش
5 | 0
i can't place it٢٠:٠٠ - ١٤٠٠/٠٤/٢٥نمیتوانم به خاطر بیاورمگزارش
2 | 0
prop up١٨:٢٨ - ١٤٠٠/٠٤/٢٣تقویت کردنگزارش
5 | 0
reflation١٨:١٨ - ١٤٠٠/٠٤/٢٣کمک به بهبود اقتصادی بدست دولت با کمک محرکهای مالی یا پولی. ( در واقع دخالت دولتهای آزاد است در بحرانهای اقتصادی مانند بحران 2011 یا بحران کرونا )گزارش
5 | 0
reflate١٨:١٥ - ١٤٠٠/٠٤/٢٣گسترش تولید و تحرک اقتصادی ( بدست دولت ) با محرکهای مالی یا پولیگزارش
2 | 0
tax evader٠٢:٠٦ - ١٤٠٠/٠٤/٢٢کسی که از دادن مالیات فرار میکندگزارش
2 | 0
jumping over the moon١٥:٣١ - ١٤٠٠/٠٤/٢١خیلی خوشحالگزارش
2 | 0
finicky٢٣:٥٨ - ١٤٠٠/٠٤/٢٠سخت پسندگزارش
9 | 0
soup١٤:٢٥ - ١٤٠٠/٠٤/١٧توان و کارایی موتور را بالا بردنگزارش
2 | 0
overquote١٤:٠١ - ١٤٠٠/٠٤/١٧برآورد قیمتی بالا دادنگزارش
2 | 0
he stood me up٠٢:١١ - ١٤٠٠/٠٤/١١او مرا کاشته ( سر قرار نیومد )گزارش
2 | 0
walk over٠٢:٢٥ - ١٤٠٠/٠٤/٠٩وقتی در مسابقه ورزشکار به دلیلی ( آسیب دیدگی ) نمیتواند مسابقه را ادامه دهد و حریفش به آسانی پیروز میشود.گزارش
2 | 0
dry heaving٢٠:٣٨ - ١٤٠٠/٠٤/٠٨اُق زدنگزارش
2 | 0
creep out٢٠:٢٠ - ١٤٠٠/٠٤/٠٥به کسی احساس ناخوشایند ( ترس یا ناراحتی ) دادنگزارش
12 | 0
reface١٣:٠٨ - ١٤٠٠/٠٣/٣٠سر و کله کسی ( چیزی ) دوباره پیدا شدن. مانند این جمله : A serial killer who resurfaces every nine yearsگزارش
2 | 0
open carry٠٢:٣٣ - ١٤٠٠/٠٣/٠٧حمل آزادانه ( سلاح )گزارش
0 | 0
scrambling١٦:٤٩ - ١٤٠٠/٠٣/٠١در نیروی هوایی : به سرعت برخاستن جنگنده و آماده نبرد شدن آن را میگویندگزارش
7 | 0
backfoot١٨:١٤ - ١٤٠٠/٠٢/٣٠( back foot هم نوشته میشود ) : پا پس کشیدن ، عقب نشینی کردنگزارش
2 | 0
pawl١٢:٠٥ - ١٤٠٠/٠٢/٣٠چرخ دنده ای است که تنها در یک جهت میچرخد ( یک ضامن بنام شیطانک از گرش آن در جهت دیگر جلوگیری میکند )گزارش
0 | 0
filofax٠٠:٥٩ - ١٤٠٠/٠٢/٢٥سررسیدگزارش
0 | 0
agoraphobic٢٣:١٢ - ١٤٠٠/٠٢/٢٤ناهنجاری روانی ترس ( شدید و فلج کننده ) از فضای باز ( بیرون از خانه )گزارش
2 | 1
thud٠٢:٠٠ - ١٤٠٠/٠٢/٢٣صدای تلپ مانندی که با افتادن یک چیز سنگین پدید میاید، بگونه ی کارواژه ( فعل ) هم بکار میرودگزارش
2 | 0
leery١٩:٠٨ - ١٤٠٠/٠٢/٢١( واژه هایی هست که برابر درستی تو زبان ما ندارن درست مانند این واژه ) یعنی کسی که زیر چشمی و با بدبینی و احتیاط حواسش به دور و برش هستگزارش
16 | 1
drop the odd pearl٢٣:٠٠ - ١٤٠٠/٠٢/١٨سخنان نغز و گهربار گفتنگزارش
2 | 0
fluke١٧:٠٥ - ١٤٠٠/٠٢/١٨یک خوشانسی پیش بینی نشده بزرگگزارش
2 | 0
qualms of conscience٠٢:٢٠ - ١٤٠٠/٠٢/١٨عذاب وجدانگزارش
2 | 0
leviathan١٥:٠٠ - ١٤٠٠/٠٢/١٥هیولای دریاگزارش
5 | 0
go beet red٠٤:٢٤ - ١٤٠٠/٠٢/١٣مثل لبو از خجالت سرخ شدنگزارش
7 | 0

فهرست جمله های ترجمه شده



plug١٣:٠٨ - ١٣٩٨/٠٤/٠٦
• He tripped over the wire and yanked the plug out.
او پایش به سیم گیر کرد و دوشاخه را از برق کشید
7 | 0
scrambled٢٢:٠٠ - ١٣٩٧/٠٩/١٩
• The girl scrambled over the wall.
دختر چاردست و پا روی دیوار حرکت کرد
9 | 1
divvy٠١:٣٩ - ١٣٩٧/٠٦/٠٢
• They decided to divvy the money they'd stolen.
آنها بر آن شدند که پولی را که دزدیده بودند را بخش کنند
5 | 0