برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

خشایار نوروزی

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 سررسید ١٤٠٠/٠٢/٢٥
|

2 ناهنجاری روانی ترس(شدید و فلج کننده) از فضای باز(بیرون از خانه) ١٤٠٠/٠٢/٢٤
|

3 صدای تلپ مانندی که با افتادن یک چیز سنگین پدید میاید، بگونه ی کارواژه (فعل ) هم بکار میرود ١٤٠٠/٠٢/٢٣
|

4 (واژه هایی هست که برابر درستی تو زبان ما ندارن درست مانند این واژه) یعنی کسی که زیر چشمی و با بدبینی و احتیاط حواسش به دور و برش هست ١٤٠٠/٠٢/٢١
|

5 سخنان نغز و گهربار گفتن ١٤٠٠/٠٢/١٨
|

6 یک خوشانسی پیش بینی نشده بزرگ ١٤٠٠/٠٢/١٨
|

7 عذاب وجدان ١٤٠٠/٠٢/١٨
|

8 هیولای دریا ١٤٠٠/٠٢/١٥
|

9 مثل لبو از خجالت سرخ شدن ١٤٠٠/٠٢/١٣
|

10 کسی که وارد و خبره است در چیزهای سلیقه ای مانند نوشیدنی ،غذا،موسیقی و .. بگونه ای که میتواند درباره آنها داوری کند. ١٤٠٠/٠٢/١٣
|

11 اعتیاد به کوکایین ١٤٠٠/٠٢/٠١
|

12 لبی تر کردن(شراب نوشیدن) ١٤٠٠/٠١/٢٤
|

13 بسیار فراگیر و ر ایج،بسیار مردم پسند ١٤٠٠/٠١/١٩
|

14 چسپ(نام) ١٤٠٠/٠١/١٦
|

15 یک نفس مقدار زیادی(بویژه آبجو) را سرکشیدن ١٤٠٠/٠١/١٠
|

16 خوش تیپ ١٤٠٠/٠١/١٠
|

17 قایق موتوری ١٤٠٠/٠١/٠٦
|

18 رو برگرداندن ١٣٩٩/١٢/٢٥
|

19 کوتاه شده "suburb" :حومه شهر (برای یادآوری در بالا به اشتباه آروغ معنی شده در حالیکه آن burp میشود نه این واژه) ١٣٩٩/١٢/١٩
|

20 جهان مردگان ١٣٩٩/١٢/١٠
|

21 کنار آمدن ١٣٩٩/١١/٢٧
|

22 (آلمانی) فرزندان ١٣٩٩/١١/٠٥
|

23 چرخاندن بسوی داخل ١٣٩٩/١١/٠٥
|

24 چرخاندن بسوی بیرون ١٣٩٩/١١/٠٥
|

25 چرخش(تمایل) به بیرون ١٣٩٩/١١/٠٥
|

26 شستن وبردن ١٣٩٩/١١/٠١
|

27 (البته بصورت : "cheating death " بکار میرود) به عقب انداختن مرگ ١٣٩٩/١١/٠١
|

28 (نام) تشنه ی خون ١٣٩٩/١١/٠١
|

29 مهمانی(پارتی)گرفتن و شادی کردن همراه با مستی و سروصدای آزار دهنده ١٣٩٩/١٠/٢٩
|

30 (نیویورک) ولگرد ،بیخانمان ١٣٩٩/١٠/٢٦
|

31 به توافق رسیدن ١٣٩٩/١٠/٢٥
|

32 بازی با اعداد و آمار(آمارسازی دروغین) ١٣٩٩/١٠/٢٣
|

33 موقت، موقتی(کوتاه شده ی :temporary ) ١٣٩٩/١٠/٢١
|

34 در "Merriam-Webster " اینگونه تعریف شده : پیامد و نتیجه پیش بینی نشده یا ناخواسته ١٣٩٩/١٠/٢٠
|

35 آدم چِرت ١٣٩٩/١٠/١٨
|

36 بی بندوبار ١٣٩٩/١٠/١٨
|

37 پیچیده و بغرنج شدن ١٣٩٩/١٠/١٨
|

38 ( فرانسوی) خوب،درست ١٣٩٩/١٠/١٨
|

39 دوست داشتن خرکی ١٣٩٩/١٠/١٨
|

40 پیشرفتن به مرحله بعد یک فرآیند ١٣٩٩/١٠/١٧
|

41 به قفلهای پهن معمولی که امروزه بکار میرود گفته میشود که بیشتر هم به رنگ برنجی است. ١٣٩٩/١٠/١٠
|

42 ناشی بازی درآوردن،ناشیگری کردن ١٣٩٩/١٠/٠٩
|

43 توری سر میز ١٣٩٩/١٠/٠٨
|

44 پونِز ١٣٩٩/١٠/٠٦
|

45 چرت،مزخرف ١٣٩٩/١٠/٠٥
|

46 برای خود برداشتن یا نگهداشتن ١٣٩٩/١٠/٠٥
|

47 جاده باغ ١٣٩٩/١٠/٠٢
|

48 حسرت به دل ١٣٩٩/١٠/٠٢
|

49 cop ( پلیس) کوتاه شده هیمن واژه است ١٣٩٩/١٠/٠٢
|

50 بزخَر ١٣٩٩/٠٩/٣٠
|

فهرست جمله های ترجمه شده

واژه جمله های ترجمه شده

1 plug
• He tripped over the wire and yanked the plug out.
• او پایش به سیم گیر کرد و دوشاخه را از برق کشید
١٣٩٨/٠٤/٠٦
|

2 scrambled
• The girl scrambled over the wall.
• دختر چاردست و پا روی دیوار حرکت کرد
١٣٩٧/٠٩/١٩
|

3 divvy
• They decided to divvy the money they'd stolen.
• آنها بر آن شدند که پولی را که دزدیده بودند را بخش کنند
١٣٩٧/٠٦/٠٢
|