برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

خشایار نوروزی

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 جهان مردگان ١٣٩٩/١٢/١٠
|

2 کنار آمدن ١٣٩٩/١١/٢٧
|

3 (آلمانی) فرزندان ١٣٩٩/١١/٠٥
|

4 چرخاندن بسوی داخل ١٣٩٩/١١/٠٥
|

5 چرخاندن بسوی بیرون ١٣٩٩/١١/٠٥
|

6 چرخش(تمایل) به بیرون ١٣٩٩/١١/٠٥
|

7 شستن وبردن ١٣٩٩/١١/٠١
|

8 (البته بصورت : "cheating death " بکار میرود) به عقب انداختن مرگ ١٣٩٩/١١/٠١
|

9 (نام) تشنه ی خون ١٣٩٩/١١/٠١
|

10 مهمانی(پارتی)گرفتن و شادی کردن همراه با مستی و سروصدای آزار دهنده ١٣٩٩/١٠/٢٩
|

11 (نیویورک) ولگرد ،بیخانمان ١٣٩٩/١٠/٢٦
|

12 به توافق رسیدن ١٣٩٩/١٠/٢٥
|

13 بازی با اعداد و آمار(آمارسازی دروغین) ١٣٩٩/١٠/٢٣
|

14 موقت، موقتی(کوتاه شده ی :temporary ) ١٣٩٩/١٠/٢١
|

15 در "Merriam-Webster " اینگونه تعریف شده : پیامد و نتیجه پیش بینی نشده یا ناخواسته ١٣٩٩/١٠/٢٠
|

16 آدم چِرت ١٣٩٩/١٠/١٨
|

17 بی بندوبار ١٣٩٩/١٠/١٨
|

18 پیچیده و بغرنج شدن ١٣٩٩/١٠/١٨
|

19 ( فرانسوی) خوب،درست ١٣٩٩/١٠/١٨
|

20 دوست داشتن خرکی ١٣٩٩/١٠/١٨
|

21 پیشرفتن به مرحله بعد یک فرآیند ١٣٩٩/١٠/١٧
|

22 به قفلهای پهن معمولی که امروزه بکار میرود گفته میشود که بیشتر هم به رنگ برنجی است. ١٣٩٩/١٠/١٠
|

23 ناشی بازی درآوردن،ناشیگری کردن ١٣٩٩/١٠/٠٩
|

24 توری سر میز ١٣٩٩/١٠/٠٨
|

25 پونِز ١٣٩٩/١٠/٠٦
|

26 چرت،مزخرف ١٣٩٩/١٠/٠٥
|

27 برای خود برداشتن یا نگهداشتن ١٣٩٩/١٠/٠٥
|

28 جاده باغ ١٣٩٩/١٠/٠٢
|

29 حسرت به دل ١٣٩٩/١٠/٠٢
|

30 cop ( پلیس) کوتاه شده هیمن واژه است ١٣٩٩/١٠/٠٢
|

31 بزخَر ١٣٩٩/٠٩/٣٠
|

32 غرور گستاخانه ١٣٩٩/٠٩/٢٨
|

33 پوکه (گلوله) ١٣٩٩/٠٩/٢٨
|

34 گیر کردن،گیر انداختن ١٣٩٩/٠٩/٢٥
|

35 آدم تودار ١٣٩٩/٠٩/٢٤
|

36 چاپلوسی


١٣٩٩/٠٩/٢٢
|

37 یک دسته ظرفهای پلاستیکی از کوچک به بزرگ که برای نگهداری خوراکیها بکار میرود ١٣٩٩/٠٩/٢٢
|

38 - کسی که در یک کارناوال یا شو بعنوان تردست و سرگرم کننده نمایش میدهد
-ناقلا، حیله گر
١٣٩٩/٠٩/١٧
|

39 (فعل) بهمراه on : تو زرد درآمدن درباره کسی یا چیزی ١٣٩٩/٠٩/١٧
|

40 get-to guy هم گفته میشود :آدم به دردبخور و کاربلد ١٣٩٩/٠٩/١٣
|

41 یه ریزه ١٣٩٩/٠٩/١٣
|

42 زوار دررفته ١٣٩٩/٠٩/٠٩
|

43 بهترین دوست(رفیق فاب) ١٣٩٩/٠٩/٠٩
|

44 برخورد زنجیره ای چندین خودرو ١٣٩٩/٠٩/٠٨
|

45 معنی واژه : دوباره ریز ریز کردن است ولی معنای برداشتی :یک کار یا ایده را بی هیچ دگرگونی دوباره انجام دادن ١٣٩٩/٠٩/٠٨
|

46 کمک کردن ١٣٩٩/٠٩/٠٤
|

47 (صفت)هیجان زده یا دلواپس ١٣٩٩/٠٩/٠٣
|

48 ماسماسک ١٣٩٩/٠٩/٠١
|

49 دلبخواهی،دیمی ١٣٩٩/٠٨/٢٥
|

50 مردی که برای لاپوشانی همجنسگرا بودن زنی با او ازوداج کرده است ١٣٩٩/٠٨/٢٤
|

فهرست جمله های ترجمه شده

واژه جمله های ترجمه شده

1 plug
• He tripped over the wire and yanked the plug out.
• او پایش به سیم گیر کرد و دوشاخه را از برق کشید
١٣٩٨/٠٤/٠٦
|

2 scrambled
• The girl scrambled over the wall.
• دختر چاردست و پا روی دیوار حرکت کرد
١٣٩٧/٠٩/١٩
|

3 divvy
• They decided to divvy the money they'd stolen.
• آنها بر آن شدند که پولی را که دزدیده بودند را بخش کنند
١٣٩٧/٠٦/٠٢
|