برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

خشایار نوروزی

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 کمک کردن ١٣٩٩/٠٩/٠٤
|

2 (صفت)هیجان زده یا دلواپس ١٣٩٩/٠٩/٠٣
|

3 ماسماسک ١٣٩٩/٠٩/٠١
|

4 دلبخواهی،دیمی ١٣٩٩/٠٨/٢٥
|

5 مردی که برای لاپوشانی همجنسگرا بودن زنی با او ازوداج کرده است ١٣٩٩/٠٨/٢٤
|

6 (همراه با system)به سیستم ردیابی توپ در زمین تنیس هنگام برخورد به کناره های زمین گفته میشود(چشم شاهین) ١٣٩٩/٠٨/١٧
|

7 زیر گریه زدن ١٣٩٩/٠٨/١٤
|

8 بازداشتن ١٣٩٩/٠٨/١١
|

9 آدم احمق ١٣٩٩/٠٨/٠٩
|

10 کسی که دچار بی اشتهایی عصبی است. ١٣٩٩/٠٨/٠٦
|

11 شخص مطمین از خود ١٣٩٩/٠٧/٢١
|

12 چراغ بلند و کشیده مانند آنچه که روی ماشنیهای پلیس هست ١٣٩٩/٠٧/٢٠
|

13 کسی یا چیزی که مردم بخوبی میشناسند. ١٣٩٩/٠٧/١١
|

14 در هر سه شکل نام ،صفت و فعل بکار میرود: خردمند و عاقل-عاقلانه-عاقلانه و با احتیاط کار کردن ١٣٩٩/٠٧/١١
|

15 مدتها پیش از این ١٣٩٩/٠٦/٢١
|

16 دگرگون کردن تراز فعالیت یک ارگانیسم زنده با یک عامل بیرونی ١٣٩٩/٠٦/١٧
|

17 بازگو کردن و نشان دادن یک رخداد در گذشته با آب و تاب و هیجان ١٣٩٩/٠٥/١٦
|

18 ابراز و نشان دادن آنچه که در ذهن شخص هست با رفتاری آشکار حتا اگر برخلاف هنجارها و نرمهای جامعه باشد ١٣٩٩/٠٥/١٦
|

19 خارج از کنترل ١٣٩٩/٠٤/٣٠
|

20 تنها چند هفته
(که بجای weeks میتواند seconds یا hours , .. باشد)
١٣٩٩/٠٤/٢٨
|

21 به زحمت انداختن ١٣٩٩/٠٤/٢٣
|

22 دل کسی را بدست آوردن ١٣٩٩/٠٤/٢٣
|

23 دوباره داره یه کارایی میکنه ١٣٩٩/٠٤/٢٢
|

24 با پای خود پای دیگری را لمس کردن(بیشتر از زیر میز برای ابراز علاقه) ١٣٩٩/٠٤/١٥
|

25 ناجور ١٣٩٩/٠٤/١٢
|

26 تازه از راه رسیده ١٣٩٩/٠٣/١٦
|

27 یکنفر اضافی که شخص دعوت شده به مهمانی یا گردهمایی ،میتواند بهمراه ببرد ١٣٩٩/٠٣/١٦
|

28 نوک پستان (کوتاه شده ی niple ) ١٣٩٩/٠٣/٠٩
|

29 پشتیبانی کردن از کسی که نیاز به کمک دارد ١٣٩٩/٠٣/٠٧
|

30 پیشاپیش ترتیب دادن برای فریب کسی; کنار آمدن ١٣٩٩/٠٣/٠٥
|

31 قدیمی جایی یا کاری ١٣٩٩/٠٣/٠٤
|

32 کج و کوله ١٣٩٩/٠٣/٠٤
|

33 هی پشت سر هم کاری را انجام دادن ١٣٩٩/٠٢/٢٩
|

34 گردش مالی در یک بازه زمانی ١٣٩٩/٠٢/٢٨
|

35 شرشر ریختن ١٣٩٩/٠٢/٢٦
|

36 آتشگیره ١٣٩٩/٠٢/٢٥
|

37 حواست باشه ١٣٩٩/٠٢/٢٢
|

38 کسی که ویژگیهای شخصیتی و روانی دیگران( تبهکاران) را ثبت و واکاوی(آنالیز) میکند. ١٣٩٩/٠٢/٢١
|

39 پسر کوچولوی دوست داشتنی ١٣٩٩/٠٢/١٤
|

40 تپه ی ریگ روان ١٣٩٩/٠٢/٠٣
|

41 فروسرخ ١٣٩٩/٠٢/٠٣
|

42 درباره چیزی روشنگری کردن ١٣٩٩/٠١/٢٠
|

43 به فکر افتادن ١٣٩٨/١٢/١٧
|

44 قدری،تا اندازه ای ١٣٩٨/١٢/١٣
|

45 خوش و خرم ١٣٩٨/١٢/٠٢
|

46 نمای بیرونی ١٣٩٨/١١/٢٩
|

47 شدنی ١٣٩٨/١١/٢٦
|

48 جلو گریه کردن خود را گرفتن ١٣٩٨/١١/٠٨
|

49 در کاربرد کوچه بازاری(اسلنگ) میتواند برای "عالی" یا "هیجان انگیز" بکار رود. ١٣٩٨/١٠/٢٥
|

50 پرداخت یه پول قلمبه ١٣٩٨/١٠/٠٣
|

فهرست جمله های ترجمه شده

واژه جمله های ترجمه شده

1 plug
• He tripped over the wire and yanked the plug out.
• او پایش به سیم گیر کرد و دوشاخه را از برق کشید
١٣٩٨/٠٤/٠٦
|

2 scrambled
• The girl scrambled over the wall.
• دختر چاردست و پا روی دیوار حرکت کرد
١٣٩٧/٠٩/١٩
|

3 divvy
• They decided to divvy the money they'd stolen.
• آنها بر آن شدند که پولی را که دزدیده بودند را بخش کنند
١٣٩٧/٠٦/٠٢
|