علیرضا واموسی

علیرضا واموسی

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



that's okay with me٠٠:١٢ - ١٣٩٧/٠٧/٢١از نظر من مشکلی نداره.گزارش
21 | 1
stick with٢٢:٣٥ - ١٣٩٧/٠٧/٢٠چسبیدن به چیزی و ادامه دادن آن.گزارش
51 | 1
turn off٠٠:٠٤ - ١٣٩٧/٠٧/١٧اخراج کردنگزارش
28 | 5
tap water٢٣:٢٠ - ١٣٩٧/٠٧/١٦آب خالیگزارش
7 | 2
over the phone١٨:٣١ - ١٣٩٧/٠٧/١٥پشت تلفنگزارش
23 | 1
can of pop١٣:٥٤ - ١٣٩٧/٠٧/٠٥نوشابهگزارش
7 | 1
a pile of books١٨:٥٩ - ١٣٩٧/٠٦/٣١یه عالمه کتابگزارش
9 | 1
cooped up١٣:٠٠ - ١٣٩٧/٠٦/٣١خفگی، محبوس شدن. :For example I feel so cooked up in this place خیلی تو اینجا احساس خفگی می کنم.گزارش
37 | 1
rural area١٢:٤٢ - ١٣٩٧/٠٦/٢٣یک منطقه پرت و دور افتاده.گزارش
18 | 1
abuser١٣:٤١ - ١٣٩٧/٠٦/٢٢متجاوز، تجاوز کننده.گزارش
18 | 1
go by٢٣:٣٣ - ١٣٩٧/٠٦/٢٠صدا زدن ، صدا کردن، nickname :For example My name is Ali Reza, I also go by Reza.گزارش
53 | 1

فهرست جمله های ترجمه شده



rather١٦:٣٥ - ١٣٩٧/٠٧/١٧
• I'd rather eat than drink.
من خوردن را به نوشیدن ترجیح می دهم
168 | 1
reluctantly٢٣:١٢ - ١٣٩٧/٠٦/٢٧
• Her father reluctantly consented to the marriage.
پدرش از روی اکراه به ازدواج رضایت داد.
12 | 1
sting١٤:٥٤ - ١٣٩٧/٠٦/٢٥
• The sting of a scorpion is in its tail.
نیش عقرب در دمش ( دم آن ) قرار دارد.
21 | 2