turn off

/ˈtɜːrnˈɒf//tɜːnɒf/

1- (از جاده ی اصلی به جاده ی فرعی) پیچیدن 2- (راه و غیره) منشعب شدن 3- (جریان چیزی را) بند آوردن، قطع کردن، 4- (موتور و غیره) خاموش کردن، 5- منحرف کردن، کنار زدن، 6- (امریکا - خودمانی) دلسرد کردن، دلزده کردن، بی علاقه کردن، ملول کردن، خسته کردن 7- (انگلیس - کارمند را) اخراج کردن، خاموش کردن یاشدن، محل چرخش، نقطه تحول، نقطه انحراف، (شیر آب و غیره) بستن، بند آوری، (رادیو یا موتور و غیره) خاموش سازی، (جاده) محل انحراف، محل انشعاب، دلسرد کننده، مایوس کننده
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

عبارت ( phrase )
• : تعریف: to stop the power or flow of something.

- Please turn off the radio when you leave the house.
[ترجمه هانیه] لطفا وقتی که خانه را ترک می کنی رادیو را خاموش کن
|
[ترجمه Akbar sh] زمانی که از خانه خارج میشوید رادیو را خاموش نمایید
|
[ترجمه رضا] لطفا وقتی رفتی ازخانه بیرون رادیو رو خاموش کن
|
[ترجمه ترگمان] لطفا رادیو رو خاموش کن وقتی که خونه رو ترک می کنی
[ترجمه گوگل] لطفا وقتی را که خانه را ترک میکنید رادیو را خاموش کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
اسم ( noun )
(1) تعریف: a place where one turns to take another road, path, or route.

(2) تعریف: an act or instance of turning off.

جمله های نمونه

1. Turn off the motorway at junction
[ترجمه نسرین رنجبر] دوراهی مزرعه رو رد کردم
|
[ترجمه ترگمان]بزرگراه را به نقطه اتصال تبدیل کنید
[ترجمه گوگل]خاموش شدن بزرگراه در محل اتصال
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Please turn off the alarm clock.
[ترجمه نسرین رنجبر] نرخ جرائم در شهر واقعا باعث دلسردی سرمایه گذاران احتمالی شد.
|
[ترجمه ترگمان]لطفا زنگ ساعت رو خاموش کنید
[ترجمه گوگل]لطفا ساعت هشدار را خاموش کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Turn off the gas when the milk boils. Otherwise it will be spilt.
[ترجمه ترگمان]وقتی شیر می جوشد، گاز را خاموش کنید در غیر این صورت ریخته می شود
[ترجمه گوگل]وقتی شیر را جوش می زنید گاز را خاموش کنید در غیر این صورت آن ریخته خواهد شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. You forgot to turn off the light.
[ترجمه نسرین رنجبر] وارد خروجی بعدی شو
|
[ترجمه ترگمان]یادت رفت چراغ رو خاموش کنی
[ترجمه گوگل]شما فراموش کردید نور را خاموش کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Turn off the gas; the milk is boiling over.
[ترجمه ] گاز را خاموش کن؛شیر بیش از حد جوش آمده است
|
[ترجمه ترگمان]گاز را خاموش کنید، شیر در حال جوش است
[ترجمه گوگل]گاز را خاموش کن شیر جوش است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. The tap won't turn off and there is water all over the floor.
[ترجمه ترگمان]شیر خاموش نمی شود و آب روی زمین ریخته می شود
[ترجمه گوگل]شیر خاموش نمی شود و آب در سراسر کف وجود دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. Turn off the lights when you leave.
[ترجمه ترگمان]وقتی از اینجا میری چراغ ها رو خاموش کن
[ترجمه گوگل]هنگام خروج چراغ ها را خاموش کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. Would you turn off the alarm clock?
[ترجمه همونی که اینو نوشت] اون زنگ لعنتی گوشیتو خاموش میکنی؟؟؟؟؟؟
|
[ترجمه ترگمان]زنگ خطر رو خاموش می کنی؟
[ترجمه گوگل]آیا ساعت زنگ دار را خاموش می کنید؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. The jet began to turn off the main runway.
[ترجمه ترگمان]جت از باند اصلی منحرف شد
[ترجمه گوگل]جت شروع به خاموش کردن باند اصلی کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. She made a sudden right turn off the road in order to escape her pursuers.
[ترجمه ترگمان]ناگهان از جاده منحرف شد تا از تعقیب کنندگان او فرار کند
[ترجمه گوگل]او به طور ناگهانی راست را خاموش کرد تا از پیگیری های او فرار کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. Don't turn off the engine while you're still in gear .
[ترجمه ترگمان]وقتی هنوز آماده بودی موتور رو خاموش نکن
[ترجمه گوگل]موتور را در حالی که هنوز در حال چرخش است خاموش نکنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. If you have a burst pipe, turn off the stopcock immediately.
[ترجمه ترگمان]اگه یه لوله کوتاه داشته باشی فورا از اون آب فاصله بگیر
[ترجمه گوگل]اگر یک لوله پشت سر هم دارید، بطری را به سرعت ببندید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. Use the zapper to turn off the TV.
[ترجمه ترگمان]از the برای خاموش کردن تلویزیون استفاده کنید
[ترجمه گوگل]برای خاموش کردن تلویزیون از zapper استفاده کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. Don't forget to turn off the light when you leave the room.
[ترجمه ترگمان]یادت نره وقتی از اتاق بیرون میری چراغ رو خاموش کنی
[ترجمه گوگل]فراموش نکنید که هنگامی که اتاق را ترک می کنید نور را خاموش کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. It's 4 km to the turn-off for Norwich/the Norwich turn-off.
[ترجمه ترگمان]در حال حاضر ۴ کیلومتر طول می کشد تا \"نورویچ\"، \"نورویچ\" و \"نورویچ\" قطع شود
[ترجمه گوگل]این 4 کیلومتر برای خاموش کردن نورویچ / نوریچ خاموش است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

16. I missed the turn-off to the farm.
[ترجمه ترگمان] دلم واسه بازگشت به مزرعه تنگ شده بود
[ترجمه گوگل]من از خاموش شدن به مزرعه خسته شدم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

17. The city's crime rate is a serious turn-off to potential investors.
[ترجمه ترگمان]میزان جرائم این شهر تبدیل جدی به سرمایه گذاران بالقوه است
[ترجمه گوگل]نرخ جرم و جنایت شهری به سرمایه گذاران بالقوه خاتمه می دهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

18. I find beards a real turn-off.
[ترجمه ترگمان]من ریش و ریش پیدا می کنم
[ترجمه گوگل]من ریش های واقعی را می بینم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

19. Take the next turn-off.
[ترجمه ترگمان] نوبت بعدی رو بگیر
[ترجمه گوگل]خاموش کردن بعدی
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

20. Hairy backs are for me the ultimate turn-off.
[ترجمه ترگمان] پشت پر مویی به خاطر منه که چرخش رو خاموش کنم
[ترجمه گوگل]پشت مودار برای من نهایتا خاموش است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

21. We were chatting and overshot our turn-off .
[ترجمه ترگمان]داشتیم باهم گپ می زدیم و از our دور بودیم
[ترجمه گوگل]ما چت کردیم و ما را غافلگیر کردیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

22. This system may provide a powerful tool for adults who find computers a turn-off yet need to learn to use them.
[ترجمه ترگمان]این سیستم ممکن است ابزار قدرتمندی برای بزرگسالان ایجاد کند که کامپیوترها را تبدیل به یک خاموش می کنند اما باید یاد بگیرند که از آن ها استفاده کنند
[ترجمه گوگل]این سیستم ممکن است وسیله ای قدرتمندی برای بزرگسالان باشد که رایانه را از حالت خاموش شدن پیدا کنند و هنوز هم باید یاد بگیرند که از آنها استفاده کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

23. We missed the turn-off for / to the airport.
[ترجمه ترگمان]ما مسیر برگشت به فرودگاه را از دست دادیم
[ترجمه گوگل]ما از خاموش کردن برای / به فرودگاه خسته شده ایم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

24. Follow the road and you'll see signs for the turn-off .
[ترجمه ترگمان]جاده را دنبال کنید و دنبال علامتی برای خاموش شدن خواهید دید
[ترجمه گوگل]به دنبال جاده بروید و نشانه هایی را برای خاموش شدن خواهید دید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

25. This is the turn-off for Bath.
[ترجمه ترگمان]حالا نوبت به بث است
[ترجمه گوگل]این خاموش برای حمام است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

26. Odour-free video turnoff AMERICAN businessmen have been A turning up their noses at video conferencing because they can not smell each other.
[ترجمه ترگمان]ویدیو عاری از odour، تجار آمریکایی در حال تبدیل بینی خود به کنفرانس ویدیو هستند، زیرا آن ها نمی توانند یکدیگر را استشمام کنند
[ترجمه گوگل]تجارب ویدئویی بدون بوی رایگان تجار آمریکا در کنفرانس های ویدئویی کنجکاو شده اند، زیرا نمی توانند یکدیگر را ببوسند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

27. The turn-off for the penitentiary appears too suddenly out of flat scrub.
[ترجمه ترگمان]بازگشت به زندان ناگهان خیلی ناگهانی به نظر می رسد
[ترجمه گوگل]خاموش کردن مجازات به نظر می رسد بیش از حد ناگهانی از اسکراب مسطح
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

28. Hair on a guy's back is a real turn-off.
[ترجمه ترگمان] موهای پشت یه نفر خیلی سریع - ه
[ترجمه گوگل]مو بر روی یک پسر واقعی خاموش است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

تخصصی

[کامپیوتر] خاموش کردن

به انگلیسی

• shut off (an appliance, the light, etc.); turn onto a different path, stray from one's original course
(informal) bore; something that repels (e.g. "that t.v. show turns me off, please change the channel")
a turn-off is a road leading away from a major road or a motorway.
something that is a turn-off causes you to lose interest or sexual excitement; an informal word.
exit off of a main road; point of deviation from a course; something that repels (colloquial); product of some manufacturing processes

ارتباط محتوایی

معانی متفرقه1 - ( از جاده ی اصلی به جاده ی فرعی ) پیچید ...بررسی کلمهعبارت ( phrase ) • : تعریف: to stop the power or flow of something. - Please turn off the ...جمله های نمونه1. Turn off the motorway at junction [ترجمه نسرین رنجبر ] دوراهی مزرعه رو رد کردم 0 | ...بررسی تخصصی[کامپیوتر] خاموش کردنانگلیسی به انگلیسیshut off ( an appliance, the light, etc. ) ; turn onto a different path, stray from one's original cour ...
معنی turn off، مفهوم turn off، تعریف turn off، معرفی turn off، turn off چیست، turn off یعنی چی، turn off یعنی چه
برچسب ها: انگلیسی به فارسی، انگلیسی به فارسی با حرف t، انگلیسی به انگلیسی، انگلیسی به انگلیسی با حرف t، دانشنامه کاربران، دانشنامه کاربران با حرف t
کلمه بعدی: turn on
اشتباه تایپی: فعقد خبب
آوا: /ترن آاف/
عکس turn off : در گوگل
معنی turn off

پیشنهاد کاربران

اتفاق افتادن٬ روی دادن
خاموش کردن
دلزده کردن دلسرد کردن
اخراج کردن
پیچیدن از جاده اصلی به فرعی
پایان.
انتها.
End.
پایان. تمام. انتها.
خاموش کردن، نظر کسی را عوض کردن یا عوض شدن
از رده خارج شدن
دلزده یا دلسرد کردن
خاموش کردن
پیچیدن
. . .
خروجی جاده، راه فرعی
بسته
بستن
غیرفعال کردن
حال گیری کردن
ضد حال زدن
خاموش کردن
قطع کردن کسل کننده
خاموش کردن ، قطع کردن.
Turn off:To stop the power.
turn off = leave
دست کشیدن از / دست برداشتن از
Turn off theses thoughts : از این افکار دست بکش / دست بردار از این افکار
صرف نظر کردن، منصرف شدن

Anything that looks simple and easy to do seems childish to them and immediately turns them off.
هر چیزی که انجام آن ساده و راحت باشد به نظرشان بچگانه می رسد و فورا از آن صرف نظر می کنند.
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما