stick with

پیشنهاد کاربران

دنبال کردن
پیگیری کردن
ادامه انجام کاری که قبلا برنامه ریزی شده، نزدیک شدن و نزدیک ماندن به کسی
چسبیدن به چیزی و ادامه دادن آن.
ترک نکردن، خارج نشدن
Stick with me you'll be fineبه من بچسبید هیچ اتفاقی براتون نمی افته دیالوگ کارتونtoy story4
طرفداری کردن از
چیزی را ول نکردن از چیزی دست برنداشتن
فراموش نشدن
انتخاب کردن
choose
باچیزی سر کردن
وفادار بودن، پایبند بودن به چیزی یا کسی
Stay with , be with
ماندن
He should just stick with track and field : اون فقط باید بچسبه به دو میدانی ( دو میدانی براش بهتره و توش موفق میشه )
I think I'm just gonna stick with old lucky party shirt
فکر کنم باید بچسبم به لباس خوش شانس قدیمی مهمونیم
همراه بودن
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما