elicited

جمله های نمونه

1. she elicited harmonious sounds from that old instrument
صداهای موزونی را از آن ساز قدیمی بیرون می آورد.

2. his jokes elicited laughter
شوخی های او موجب خنده شد.

3. my words elicited his angry reply
سخنان من پاسخ خشمگین او را برانگیخت.

4. the questionnaire elicited more aspects of his personality
پرسشنامه جنبه های بیشتری از شخصیت او را آشکار ساخت.

پیشنهاد کاربران

برآمدن یک چیز از چیز دیگر
استخراج شده - به دست آمده
استنباطی
گرفته شد
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما