long odds
انگلیسی به انگلیسی
پیشنهاد کاربران
🔸 معادل فارسی:
• احتمال بسیار کم ( برای موفقیت )
• شانس ضعیف / احتمال دور از انتظار
• ریسک بالا با احتمال موفقیت پایین
🔸 مثال ها:
• "He managed to win the competition despite the long odds against him. "
... [مشاهده متن کامل]
او با وجود شانس بسیار کم، موفق شد در مسابقه پیروز شود.
• "The small company is facing long odds in competing with global giants. "
این شرکت کوچک در رقابت با غول های جهانی با شانس بسیار کمی روبرو است.
• "The doctor gave the patient long odds of survival, but she recovered against all expectations. "
پزشک به بیمار شانس بسیار کمی برای زنده ماندن داد، اما او برخلاف همه پیش بینی ها بهبود یافت.
• احتمال بسیار کم ( برای موفقیت )
• شانس ضعیف / احتمال دور از انتظار
• ریسک بالا با احتمال موفقیت پایین
🔸 مثال ها:
... [مشاهده متن کامل]
او با وجود شانس بسیار کم، موفق شد در مسابقه پیروز شود.
این شرکت کوچک در رقابت با غول های جهانی با شانس بسیار کمی روبرو است.
پزشک به بیمار شانس بسیار کمی برای زنده ماندن داد، اما او برخلاف همه پیش بینی ها بهبود یافت.
احتمالات بعید
امکان تقریبا محال - امکان خیلی جزئی
کار یا شرایط سختی که احتمال موفقیت یا خوش شانسی توش کم باشه.
مثال:
Against long odds, they started the trip.
با وجود موفقیت ( شانس ) کم، سفرشونو شروع کردن.
مثال:
با وجود موفقیت ( شانس ) کم، سفرشونو شروع کردن.
چالشهای بسیار، مشکلات ( فرا روی ) بسیار