imposter

/ˌɪmˈpɒstər//ɪmˈpɒstə/

معنی: طرار، وانمود کننده، دغل باز
معانی دیگر: impostor دغل باز، غاصب
شبکه مترجمین ایران

جمله های نمونه

1. We discovered him to be an imposter.
[ترجمه ترگمان]ما فهمیدیم که اون کلاه برداره
[ترجمه گوگل]ما او را کشف کردیم که یک مظنون است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. He was an imposter, who masqueraded as a doctor.
[ترجمه ترگمان]او یک شیاد بود که به عنوان یک پزشک استخدام شده بود
[ترجمه گوگل]او یک مظنون بود، که به عنوان یک دکتر پنهان شده بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The imposter sponged 1000 pounds from his acquaintance.
[ترجمه ترگمان]آن شیاد هزار پوند از آشنایان خود را با اسفنج شست
[ترجمه گوگل]این ناخوانده 1000 پوند از آشنای خود را گرفت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. They consider him to be nothing but an imposter.
[ترجمه ترگمان]فکر می کنند که او فقط یک متقلب است
[ترجمه گوگل]آنها او را به چیزی غیر از یک مظنون تبدیل می کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. No imposter could deceive him; someone had put him up to all their tricks.
[ترجمه ترگمان]هیچ کس نمی توانست او را فریب دهد؛ کسی او را فریب داده بود
[ترجمه گوگل]هیچ غلطی نمیتواند او را فریب دهد کسی او را به همه ترفندهای خود اختصاص داده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. The charity has warned anyone approached by the imposter to contact police immediately.
[ترجمه ترگمان]این موسسه خیریه هشدار داده است که هر کسی که از این شیاد منحرف شده باشد فورا با پلیس تماس خواهد گرفت
[ترجمه گوگل]این موسسه خیریه هر کسی را که به وسیلۀ مظنون در تماس با پلیس بسر می برد هشدار داده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. Alongside this authentic self-portrait is an imposter.
[ترجمه ترگمان]در کنار این سلف پرتره معتبر، یک شیاد است
[ترجمه گوگل]علاوه بر این، خودپرداز واقعی معتبر است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. What! An advocate for an imposter!
[ترجمه ترگمان]چطور؟ ! یه وکیل مدافع برای کلاه برداری
[ترجمه گوگل]چی! مدافع یک مظنون!
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. On June more than 100 professional clowns marched through the Salvadoran capital to protest against the killing of a bus passenger by two imposter clowns.
[ترجمه ترگمان]در ماه ژوئن بیش از ۱۰۰ دلقک حرفه ای از پایتخت Salvadoran برای اعتراض به قتل یک مسافر اتوبوس توسط دو دلقک شیاد و شیاد، راهپیمایی کردند
[ترجمه گوگل]در ماه ژوئن بیش از 100 دلقک حرفه ای از طریق سرمایه سالوادوران برای اعتراض به قتل یک مسافر اتوبوس توسط دو دلقک خائنانه راهپیمایی کردند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. Anyone who speaks in the name of others is always an imposter.
[ترجمه ترگمان]هر کسی که در اسم دیگران حرف می زند، همیشه کلاه برداری است
[ترجمه گوگل]هرکسی که به نام دیگران سخن می گوید، همیشه محارب است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. According to Daily Mail, on June more than 100 professional clowns marched through the Salvadoran capital to protest against the killing of a bus passenger by two imposter clowns.
[ترجمه ترگمان]براساس گزارش دیلی میل، بیش از ۱۰۰ دلقک حرفه ای در ماه ژوئن در پایتخت Salvadoran برای اعتراض به قتل یک مسافر اتوبوس توسط دو دلقک شیاد و شیاد، راهپیمایی کردند
[ترجمه گوگل]به گزارش روزنامه ی روزانه، در ماه ژوئن بیش از 100 دلقک حرفه ای از طریق سرمایه ی سالوادوران به منظور اعتراض به قتل یک مسافر اتوبوس توسط دو دلقک انسانی اعتراض کردند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. The queen who sits on the throne is an imposter.
[ترجمه ترگمان]ملکه ای که روی تخت نشسته کلاه برداره
[ترجمه گوگل]ملکه ای که روی تخت نشسته، یک مظنون است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. Wearing a long scraggly beard and the white headgear, so synonymous with the al-Qaeda leader, the imposter was greeted with cheers and jeers.
[ترجمه ترگمان]این شیاد با ریش بلند و پوشش سفید، که با رهبر القاعده هم فرق دارد، با هلهله و تمسخر استقبال شد
[ترجمه گوگل]با استفاده از ریش بلند و ریش سفید و کلاه سفید، به طور مترادف با رهبر القاعده، مظنون به شدت با نشاط و دلگرمی پذیرفته شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

طرار (اسم)
cheat, blackleg, impostor, imposter, swindler

وانمود کننده (اسم)
impostor, imposter, simular

دغل باز (اسم)
kite, impostor, imposter, idol

به انگلیسی

• one who pretends to be something he is not in order to deceive others, impersonator, pretender (also impostor); person who determines the rate of customs duty on imports

ارتباط محتوایی

معنی اصلیطرار، وانمود کننده، دغل بازمعانی متفرقهimpostor دغل باز، غاصبجمله های نمونه1. We discovered him to be an imposter. [ترجمه ترگمان] ما فهمیدیم که اون کلاه برداره [ترجمه گو ...مترادفطرار ( اسم ) cheat, blackleg, impostor, imposter, swindler وانمود کننده ( اسم ) impostor, impos ...انگلیسی به انگلیسیone who pretends to be something he is not in order to deceive others, impersonator, pretender ( also ...
معنی imposter، مفهوم imposter، تعریف imposter، معرفی imposter، imposter چیست، imposter یعنی چی، imposter یعنی چه
برچسب ها: انگلیسی به فارسی، انگلیسی به فارسی با حرف i، مترادف انگلیسی به فارسی، مترادف انگلیسی به فارسی با حرف i، انگلیسی به انگلیسی، انگلیسی به انگلیسی با حرف i، دانشنامه کاربران، دانشنامه کاربران با حرف i
کلمه بعدی: imposthume
اشتباه تایپی: هئحخسفثق
آوا: /ایمپستر/
عکس imposter : در گوگل
معنی imposter

پیشنهاد کاربران

دزد

فیک ، قلابی
مناسب ترین معنی = "دغل باز"
دغل باز_فیک
قاتل، کسی که دیگران را می کشد
when the imposter is sus
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما