outlined

پیشنهاد کاربران

جهت گیری شده - مشخص شدن حیطه کاری
ذکر شده
تشریح کردن. خلاصه کردن. سر مطلب چیزی را مشخص کردن. از قبل تعیین کردن
I've outlined the last two chapters
من دو چاپ قبلی را تشریح کرده ام
مطرح شده
فعل: به طور خلاصه بیان کردن
مشروحه
شرح داده می شود
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما