take sides
از یک طرف هواداری کردن، بی طرف نبودن، یک طرف را تایید یا حمایت کردن، طرفداری کردن، یک طرف را گرفتن، سوگیری کردن
انگلیسی به انگلیسی
پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• طرف کسی را گرفتن / جانبداری کردن
• حمایت از یک طرف در یک اختلاف
• درگیر شدن در یک مناقشه به عنوانِ هوادارِ یکی از طرفین
🔸 مثال ها:
• "As a journalist, you should not take sides in a political debate. "
... [مشاهده متن کامل]
به عنوانِ یک روزنامه نگار، نباید در یک مناظره ی سیاسی طرف کسی را بگیرید.
• "The mediator refused to take sides and remained neutral throughout the negotiations. "
میانجی از طرفداری خودداری کرد و در طولِ مذاکرات بی طرف ماند.
• "He always takes sides with his friends, even when they are wrong. "
او همیشه از دوستانش طرفداری می کند، حتی وقتی که اشتباه می کنند.
• طرف کسی را گرفتن / جانبداری کردن
• حمایت از یک طرف در یک اختلاف
• درگیر شدن در یک مناقشه به عنوانِ هوادارِ یکی از طرفین
🔸 مثال ها:
... [مشاهده متن کامل]
به عنوانِ یک روزنامه نگار، نباید در یک مناظره ی سیاسی طرف کسی را بگیرید.
میانجی از طرفداری خودداری کرد و در طولِ مذاکرات بی طرف ماند.
او همیشه از دوستانش طرفداری می کند، حتی وقتی که اشتباه می کنند.
موضع گیری کردن ، سو گیری کردن
◀️ She refuses to take sides on the issue
◀️ My mother never took sides when my brother and I argued
... [مشاهده متن کامل]
گاهی بصورت side with هم می بینیم مثل my friends always side with me when i fight someone
طرفداری کردن
جانبداری کردن
طرف کسی را گرفتن
به عنوان مثال :
تیم کشی کردن
در دعوا و مشاجره طرف کسی را گرفتن